روزی بهلول نزد قاضی بغداد نشسته بود که قلم قاضی از دستش افتاد.
بهلول به قاضی گفت: جناب قاضی کلنگت را بردار.
قاضی به مسخره گفت: واقعا این که می گویند بهلول دیوانه است درست می باشد.
بهلول جواب داد: دیوانه تو هستی که هنوز نمی دانی با احکامی که با این قلم می نویسی خانه های مردم را خراب می کنی. حالا تو بگو این قلم است یا کلنگ؟