0

سينما هنر نوآوري است

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

سينما هنر نوآوري است

جام جم آنلاين: اين نخستين‌بار نيست كه بن كينگزلي، بازيگر انگليسي‌زبان سينما در يك فيلم سينمايي در نقش يك آدم واقعي ظاهر مي‌شود.

تا به امروز «هوگو» يكي از چند فيلم مطرحي است كه كينگزلي در آن در قالب كاراكتري ايفاي نقش كرده كه در عالم واقعيت وجود داشته است.

در درام تاريخي مارتين اسكورسيزي، اين بازيگر قديمي و شكسپيري در نقش پيرمرد مرموز اسباب‌بازي فروشي ظاهر شد كه بعدا معلوم مي‌شود كسي نيست جز ژرژ مه‌ليس؛ كارگردان بزرگ سينماي صامت فرانسه و يكي از پيشگامان هنر سينما در نخستين روزهاي پيدايش آن.

از سال 1982 كه كينگزلي براي ايفاي نقش مهاتما گاندي در «گاندي» تنها اسكار بازيگري خود را گرفت، سال‌ها مي‌گذرد.

اين بازيگر در گفت‌وگوهاي جديد خود درباره هوگو، ايفاي نقش مه‌ليس و همكاري با فيلمساز كهنه‌كاري مثل اسكورسيزي صحبت مي‌كند.

او هم مثل اين فيلمساز (و مضمون كلي فيلم هوگو كه در ستايش از هنر سينما و فيلمسازي است) مدافع بازسازي و حفظ آثار كلاسيك سينماست و پيام هوگو را هم در همين رابطه ارزيابي مي كند.

وي شخصيت مه‌ليس را مردي درهم شكسته معرفي مي‌كند كه وجودش را وقف صنعت سينما كرد و با بي‌مهري‌هاي زيادي روبه‌رو شد.

كينگزلي بازي در اين نقش را يك وظيفه مي‌داند كه بايد روزي آن را انجام مي‌داد.

هوگو در سينماهاي تهران در حال اكران است.

متن گفت‌وگوي ترجمه شده زير حاصل تلفيق دو گفت‌وگوي مختلف با اين بازيگر است.

يكي از فيلم‌هاي قديمي شما «در جستجوي بابي فيشر» شباهت‌هاي خيلي زيادي به هوگو دارد، بويژه ارتباط ميان بروس پاندولنين، مربي شطرنج و جورج مايلز فيلمساز كهنه‌كار سينما. در رابطه با كاراكتر مه‌ليس، آيا رسيدن به شخصيت او كار سختي بود؟ پيدا كردن وي از لابه‌لاي خبرها و مقالات و عكس‌ها چگونه بود؟

قبل از شروع كار، مارتي (مارتين اسكورسيزي) جعبه‌اي پر از فيلم برايم آ‌ورد و گفت آنها را تماشا كن. چيزي حدود 90 فيلم را طي مدت كوتاهي تماشا كردم كه يا درباره مه‌ليس بودند يا توسط خود او ساخته شده بود. او به چشمم آدمي پرانرژي و بسيار ماهر آمد كه به شكلي شگفت‌انگيز مي‌توانست در آن‌واحد چندين كار مختلف را انجام دهد. مه‌ليس با فعاليت‌هاي خود و فيلم‌هايش مرزهاي زيادي پيش چشم ما گشود و محدوده‌هاي فراواني را درهم شكست. او چيزهاي زيادي را كشف كرد و مهم‌ترين مساله اين بود كه چقدر شاد و خوشحال بود. اين نكته براي رمزگشايي از شخصيت ژرژ يك كليد بزرگ بود. زماني كه او در مغازه كوچك خودش است و اسباب‌بازي مي‌فروشد، همه چيز او از وي گرفته شده است و دقت زيادي مي‌خواهد تا متوجه درد و رنج او در اين تبعيد خودخواسته شويم. برايم آشنا شدن با زندگي اين مرد بزرگ افتخار بزرگي بود و مي‌توانستم حالت او را در زماني كه در قله شهرت و قدرت بود درك كنم. به همين دليل تمركز اصلي‌ام هنگام تحقيق درباره مه‌ليس روي لذتي بود كه از بابت كار خلاقه‌اش مي‌كرد. او در آن استوديوي شيشه‌اي فيلم‌هاي جادويي‌اش را خلق مي كرد و از اين كار خود لذت مي‌برد و ناگهان مي‌بينيم كه همه چيز او به آتش كشيده مي‌شود.

در هوگو صحنه‌هاي زيادي را مي‌بينيم كه مه‌ليس در آنها فيلم‌هايش را كارگرداني مي‌كند. آيا در طول دوران فيلمبرداري، اسكورسيزي هيچ‌وقت به شما اجازه داد هيچ‌يك از آن بازسازي‌هاي خلاقه را خودتان كارگرداني كنيد؟

وقتي صحبت از كارگرداني اسكورسيزي مي‌شود بايد از همكاري مشترك و متقابل اسم برد. او ديدگاه و مواد اوليه كار را طراحي مي‌كند و پس از آن به بازيگر اجازه و امكان آن را مي‌دهد تا بر مبناي اين ديدگاه، كار خودم را بكنم و آن را بهبود بخشم. به اين ترتيب، من سر صحنه فيلمبرداري مي‌توانستم بازي مورد نظر خودم را ارائه دهم و يك جورهايي كارگردان بازي خودم باشم. او هم با دوربينش تلقي من از نقش را ضبط مي‌كرد. نكته جالب و فوق‌العاده درباره مارتي اين است كه سر صحنه‌ فيلمبرداري هر پيشنهادي به او بدهيد يا تقاضايي را مطرح كنيد، به آن اهميت داده و از آن در كار خود استفاده مي‌كند. او همكاري متقابل خيلي خوبي با بازيگرش دارد و صحنه‌هاي مختلفي را فيلمبرداري مي‌كند تا در اتاق تدوين دستش براي تدوين باز باشد و بتواند از صحنه‌هاي متفاوتي استفاده كند. در عين حال، بايد بگويم چيز بسيار كمي توسط او به هدر مي رود و مورد استفاده قرار نمي‌گيرد. مارتي همه چيز را سر صحنه فيلمبرداري زير نظر دارد و متوجه همه چيز است. اين مساله باعث آرامش‌خاطر بازيگر مي‌شود و احساس خوبي در او خلق مي‌كند. شما مي‌دانيد سرصحنه فيلمبرداري هر چه را به او پيشنهاد بدهيد، مورد توجه قرار خواهد گرفت.

جودلا ديگر بازيگر هوگو گفته است بشدت تحت تاثير فيلم مشهور مه‌ليس «سفر به ماه» و جلوه‌هاي ويژه آن قرار گرفته بود. آيا فيلمي وجود دارد كه چنين تاثيري در شما ايجاد كرده باشد؟

«برخورد نزديك از نوع سوم» استيون اسپيلبرگ را وقتي براي اولين بار ديدم، برايم حكم يك تجربه عجيب و باورنكردني را داشت. جلوه‌هاي تصويري مربوط به آن كوه مرموز (كه در پايان پذيراي موجودات بيگانه فضايي مي‌شود)‌ و نقاشي‌ها و طرح‌هاي مربوط به آن و وسوسه كشيدن يا ساخت ماكت آن، بشدت مرا تحت تاثير قرار داد. اسپيلبرگ استفاده خيلي خوبي از جلوه‌هاي صوتي و تصويري كرد و خوب مي‌دانست چگونه به كمك نور به قصه‌گويي بپردازد. اين دقيقا همان كاري بود كه مه‌ليس در فيلم‌‌هايش مي‌كرد و وابسته به آن بود. مه‌ليس پدر انجام و اجراي كارهايي بود كه چندين دهه بعد اسپيلبرگ هم در فيلم‌هايش مورد استفاده قرار داد. مارتي هم يكجورهايي دنبال‌كننده و ادامه‌دهنده همان روش و سنت است. او هم قصه‌هايش را به كمك نور و رنگ تعريف مي‌كند.

حضور شما در هوگو خيلي جالب توجه است و شخصيت تازه‌اي از شما را به نمايش مي‌گذارد، همان‌طور كه در مقايسه با فيلم‌هاي معروف گنگستري اسكورسيزي هم يك كار تازه به شمار مي‌رود.

دنياي سينما دنياي تنوع و دگرگوني است و هر بار بايد كار تازه‌اي ارائه كرد. از همكاري با اسكورسيزي سر صحنه فيلم‌هاي «جزيره شاتر» و هوگو ياد گرفتم او يك استاد مولف است كه به سبك كلاسيك كار مي‌كند. اكثر شخصيت‌هاي فيلم‌هاي او (بدون توجه به اين كه در چه ژانري هستند و چه حال و هوايي دارند)‌ آدم‌هايي آسيب‌پذير و داوطلب هستند كه به خواست خودشان وارد يك كارزار سخت و پرچالش مي‌شوند. اينجا در هوگو ما با آدم آسيب‌پذير و داوطلبي سر و كار داريم كه توسط يك پسربچه نجات داده مي‌شود. بدنه اصلي كارهاي اسكورسيزي را همين نكته تشكيل مي‌دهد.

«گاندي» نام شما را به عنوان يك بازيگر جدي مطرح كرد. آن زمان 37 ساله بوديد و يك جايزه اسكار براي آن گرفتيد. آيا هيچ وقت به آن دوران فكر نكرديد و برايتان اين پرسش مطرح نشد كه اي‌كاش كمي زودتر از آن (مثلا 27 سالگي)‌ به چنين موفقيتي دست پيدا مي‌كرديد؟

كينگزلي: دنياي سينما، دنياي تنوع و دگرگوني است و هر بار بايد كار تازه‌اي ارائه كرد.از همكاري با اسكورسيزي سر صحنه فيلم‌هاي «جزيره شاتر» و هوگو ياد گرفتم كه او يك استاد مولف است كه به سبك كلاسيك كار مي‌كند

واقعيت اين است كه قبل از آن طي 15 سال در تئاتر كار كرده بودم و اين تجربه كاري به من چيزهاي زيادي آموخته بود و راه را براي يك سرنوشت حماسي برايم فراهم كرد. در تعداد زيادي نمايش شكسپيري بازي كرده بودم و اين مساله، روحيه خاصي را در من ايجاد كرده بود. اين نقش‌ها و بازي‌ها كمك كرد تا يك سرنوشت خاص و ويژه را دنبال كنم و در يك چشم‌انداز تاريخي، خودم را مورد ارزيابي و قضاوت قرار دهم. پس تمام چيزي كه مي‌توانم بگويم اين است كه بدون تجربه‌هاي شكسپيري‌ام، بازي‌ام در فيلم گاندي و در نقش آن شخصيت تاريخي هيچ وقت اتفاق نمي‌افتاد. تقديرم اين بود كه در 37 سالگي در دنياي سينما مطرح شدم و نه در 27 سالگي!

سال 1982 شما فقط يك نقش مهم را جلوي دوربين سينما بازي كرده بوديد و براي آن جايزه اسكار هم گرفتيد. آيا لحظه‌اي به اين مساله فكر كرديد كه چگونه توانسته‌ايد به اين سرعت به چنين موقعيت ممتازي دست يابيد؟

نه واقعا! (مي‌خندد)‌ آدم خوش‌شانسي بوده‌ام كه توانستم 3 بار ديگر هم نامزد دريافت جايزه شوم. هر بار هم كه اين اتفاق مي‌افتد ذوق‌زده مي‌شوم، اما هنوز هم وقتي از خواب بلند و راهي صحنه فيلمبرداري مي‌شوم، شگفت‌زده و هيجان‌زده‌ام. كار بازيگري يك كار سراسر چالش و رودررويي با چيزهاي شگفت‌انگيز و پيش‌بيني نشده است و زيبايي و جذابيت آن هم در همين است.

برگرديم به هوگو، قبل از اين كه اسكورسيزي فيلمنامه را برايتان بفرستد، مي‌دانستيد كاراكتري كه قرار است در فيلم بازي كنيد همان ژرژ مه‌ليس فيلمساز كلاسيك و بزرگ فرانسوي است و آيا او را كاملا مي‌شناختيد؟

تا حدودي درباره‌اش مي‌دانستم، زيرا وقتي مدرسه مي‌رفتم آنقدر خوش‌شانس بودم كه متوجه شدم يك انجمن فيلم در مدرسه‌مان وجود دارد. در اين انجمن برايمان درباره روزهاي اول سينما و كشف آن صحبت مي‌كردند. در همين محل بود كه فيلم‌هايي از فريتز لانگ، سرگئي‌ آيزنشتين و بقيه فيلمسازان كلاسيك را نمايش دادند. اشاراتي هم به مه‌ليس و فيلم‌هاي او شد، ولي سفر به ماه او را قبل از مطالعه فيلمنامه اسكورسيزي ديدم. شناخت دوباره مه‌ليس برايم جالب و زيبا بود و كمك مي‌كرد وارد روح و روان او شوم. او و فيلم‌هايش هميشه تاثيري ناخودآگاه در همه ما داشته‌اند و فكر مي‌كنم قبل از شروع كار فيلمبرداري يك جور آشنايي خاص و اعلام شده با او داشتم.

تجربه فيلمبرداري هوگو به شيوه سه‌بعدي چگونه بود؟ در مقام يك بازيگر، باعث تغيير روش كاري‌تان شد؟

احساسم اين است كه دوربين فيلمبرداري سه‌بعدي، حرفه بازيگري را دوست ندارد. اين دوربين رفتارها را دوست دارد و باعث يك فشار اقتصادي روي آدم مي‌شود. در يك فيلم سه‌بعدي شما هيچ وقت ديده نمي‌شويد و فرصت خودنمايي نداريد، راه چاره اين است كه خودتان را درون كاراكتر رها كنيد، اما وقتي مارتي كارگردان يك فيلم سه‌بعدي باشد و نقش رابط شما را با آن بازي كند، آن وقت مي‌توانيد مطمئن باشيد چيزي را از دست نمي‌دهيد.

از هوگو به عنوان يك تجربه جادوگرانه سينمايي اسم برده‌اند. با اين نظريه موافق هستيد؟

بله. نكته جالب فيلم اين است كه به شما يادآوري مي‌كند به عنوان يك تماشاچي بزرگسال در حال ديدن دنيا از دريچه چشم يك پسربچه هستيد. هنر اسكورسيزي هم همين است، تمام عوامل فيلم (از مارتي، دوربين و رنگ گرفته تا صحنه‌آرايي و شيوه سه‌بعدي)‌ دست به دست هم مي‌دهند تا يك كار تاريخي دوره‌اي، بشدت امروزي و نو ديده شود. انگار همه چيز براق و واكس‌زده است. يك چنين تجربه نابي را شما فقط در ايام كودكي مي‌توانيد تجربه كنيد و بس. مارتي قصه‌اش را از زاويه ديد چشم‌هاي يك نوجوان به نمايش گذاشت و به همين دليل، ما مي‌توانيم زيبايي و پويايي زندگي را تجربه كنيم. بچه‌ها در اين فيلم شفادهنده هستند.

كاراكتر هوگو وقتي اولين فيلم زندگي‌اش را مي‌بيند به نوعي هيپنوتيسم و جادو مي‌شود. اولين تجربه فيلم ديدن شما چگونه بود؟

اولين فيلمم را در سالن تاريك سينما تماشا كردم. يك فيلم سياه و سفيد كه در ايتاليا فيلمبرداري شده بود و قصه يك بچه و يك خر را تعريف مي‌كرد. پسربچه فيلم يتيم بود (مثل كاراكتر آسا در هوگو)‌ و خر حكم تاكسي و تراكتور كل دهكده را داشت.

خر مريض مي‌شود و بچه تا رم مي‌رود تا كاري برايش انجام دهد. پايان فيلم با توفان و گريه همراه بود. شبيه آن پسربچه ايتاليايي فيلم بودم و مالك سينما از داخل جمعيت مرا روي دست بلند كرد و گفت اين همان پسربچه داخل فيلم است. اين اولين تجربه فيلم ديدنم بود كه تاثير زيادي رويم گذاشت. مثل يك ماجراجويي باشكوه بود. آن فيلم هم مثل هوگو همه چيز را از دريچه چشم يك بچه به نمايش مي‌گذاشت و احساس مي‌كردم وارد يك چرخه ويژه شده‌ام.

همانجا بود كه تصميم گرفتيد در بزرگسالي بازيگر شويد؟

دقيقا! قصه فيلم و همذات‌پنداري با آن بچه بشدت مرا تحت تاثير قرار داده و تكانم داده بود، خودم را جزيي از قصه آن فيلم احساس مي‌كردم.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

شنبه 26 فروردین 1391  11:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها