0

" فوتبال در بهشت "

 
hosyin
hosyin
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 1437
محل سکونت : اصفهان

" فوتبال در بهشت "


دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسيار قديمى بودند. هنگامى که

 

  بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او می رفت.

 

  يک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم

 

  فوتبال بازى می کرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن

 

  جا هم می شود فوتبال بازى کرد يا نه؟»

 

  بهمن گفت: «خسرو جان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش

 

  بود حتماً بهت خبر می دهم.»

 

  چند روز بعد بهمن از دنيا رفت. يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد.

 

  يک شیء نورانى چشمک زن را ديد که نام او را صدا می زد: خسرو، خسرو...

 

  خسرو گفت: کيه؟

 

  منم، بهمن.

 

  تو بهمن نيستى، بهمن مرده!

 

  باور کن من خود بهمنم...

 

  تو الان کجايی؟

 

  بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم.

 

  خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.

 

  بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام

 

  دوستان و هم تيمی هايمان که مرده اند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست.

 

  و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و

 

  از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که می توانيم هر چقدر دلمان می خواهد

 

  فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمی شويم. در حين بازى هم هيچ کس آسيب نمی بيند.

 

  خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمی ديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟

 

  بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته!


 سنگینی باری که خدا به دوش ما می گذارد آنقدر نیست که کمرمان راخرد کند بلکه آنقدر است که ما را برای دعا به زانو در آورد.


 

دوشنبه 29 شهریور 1389  7:10 AM
تشکرات از این پست
fatemeh81
fatemeh81
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 168
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:" فوتبال در بهشت "

خيلي جالب بود.ممنون

يا الله

دوشنبه 29 شهریور 1389  11:16 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها