محمدرضا آهنج ـ كه پيش از اين مجموعههايي چون سايه آفتاب، به دنيا بگوييد بايستد، ستارههاي سربي و ملكوت را كارگرداني كرده است ـ اينبار در چندمين ساخته خود روايت متفاوتي را روي آنتن ميبرد.
اين مجموعه به گفته سازندگانش يكي از مجموعههايي است كه بيشترين چهرههاي سرشناس سينما و تلويزيون را با خود همراه كرده است.
اين مجموعه با نگاهي تازه، داستان رزمندهاي را روايت ميكند كه زخم خورده از روزهاي جنگ، اكنون در اتاق كنترل متروي تهران جامعه و آدمهاي آن را زير ذرهبين گذاشته و از مانيتورهاي آن اتاق، به تماشاي شهر و ماجراهاي ريز و درشت آن نشسته است.
نگاهي نو به روايت زندگي مردم
فاطمه سمرقندي تهيهكننده اين مجموعه كه پيش از اين هم مجموعهها و تلهفيلمهاي مختلفي را براي تلويزيون تهيه كرده است، درباره تهيه اين مجموعه ميگويد: از ابتدا كه قرار شد تهيه اين مجموعه را به عهده بگيرم هدف اين بود كه مجموعهاي با محتوايي غني روي آنتن ببريم و با اين ايده كار را آغاز كرديم كه اين مجموعه يكي از بهترين كارهايمان باشد. راستش را بگو، با نگاهي نو به روايت زندگي مردم و روابط آنها تهيه ميشود و پيام اصلي آن بيان مفاهيم اخلاقي و تشويق به راستگويي و انجام اعمال درست بر مبناي صداقت است.
سمرقندي در ادامه صحبتهايش به اين نكته اشاره ميكند از آنجا كه مفهوم اصلي اين مجموعه بر مفاهيم ماورايي و عرفاني و نيز محتواي فلسفه و جامعهشناسي بنا شده بود دكتر مصطفي رستگاري را براي نگارش اين مجموعه انتخاب كرديم كه سابقه بسيار گستردهاي در مطالعه اين مفاهيم داشتند.
تهيهكننده مجموعه «راستش را بگو»، خط اصلي اين سريال را روايت يك موضوع اجتماعي بهروز ميداند. علاوه بر اين، سازمان حمل و نقل و ترافيك شهري تهران نيز در تهيه اين مجموعه مشاركت داشته است.
وي در ادامه ميافزايد: خيلي نميخواستيم مخاطب را با روايت پيچيدهاي مواجه سازيم، چرا كه هميشه مجموعههايي با مخاطب خود بخوبي ارتباط برقرار كردهاند كه ساختار خطي سادهاي را براي روايت خود انتخاب كردهاند. راستش را بگو، نگاه ساده و تازهاي به درونيات آدمهاست. اينكه هر انساني يكشبه شكل نگرفته و در اين مجموعه سه لايه اصلي از زندگي هر انساني مطرح ميشود. اينكه برخي از ما آدمها مسائل اخلاقي را به دست فراموشي ميسپاريم. آسيبشناسي ريشههاي تزوير و ريا در جامعه از عمده مسائلي است كه در اين مجموعه به آن پرداخته ميشود.
مجموعه راستش را بگو علاوه بر پرداختن به زمان حال، فلاش بكهايي هم دارد و در هر قسمت كه گويا قرار است زندگي يكي از شخصيتها به تصوير كشيده شود به گذشته زندگي آن كاراكتر نيز اشاره ميشود.
ماكان رضاييپور در اين مجموعه به عنوان دستيار كارگردان حضور دارد.اوايل مهر امسال بود كه پيشتوليد اين مجموعه آغاز شد.
البته از يك سال پيش نگارش آن و از اواسط آبان 90، تصويربرداري اين مجموعه در لوكيشنهايي چون مترو، شهرك دفاع مقدس و بهزيستي شروع شده است.
رضاييپور معتقد است اين كار به اندازه دو پروژه سينمايي بازيگر و لوكيشن دارد و اين اتفاق نادري است حتي در تكسكانسهاي كوچك هم از بازيگر شناختهشده استفاده شده است.
به گفته او، قصه اين مجموعه پتانسيل بسيار بالايي دارد و تمام بازيگران حاضر در مجموعه با قصه ارتباط بسيار خوبي برقرار كردهاند.
وقتي از رضاييپور ميپرسم چرا لوكيشنهايي چون شهرك سينمايي و دفاع مقدس را براي روايت بخشي از كار درنظر گرفتهاند در پاسخ ميگويد: قرار است بخشي از كار كه به شخصيتهاي خاصي در قصه مربوط است در گذشته روايت شود و دليل انتخاب اين لوكيشنها هم به فضاي روايتگونه آنها بستگي دارد.
به اعتقاد وي، راستش را بگو يك هدف اصلي و ويژه را دنبال ميكند و آن هم رواج راستگويي در جامعه است.
ميخواستيم همه چيز واقعي باشد
شهريار كلهر، طراح صحنه و لباس اين مجموعه است. شروع فعاليت وي با دستياري در تلويزيون بوده و اينك سالهاست كه در سمت طراح در اين وادي حضور دارد.
كلهر معتقد است در همه اين سالهايي كه فعاليت داشته تلاش ميكرده طراحي زنندهاي چه در زمينه صحنه و چه لباس نداشته باشد.
وي ميگويد: حتي در كارهاي طنزي كه انجام ميدادم، دقت ميكردم خيلي بر مبناي طنز نباشد. لباس و صحنه بايد در خدمت كار باشد و به پيشبرد آن كمك كند. مشكل خيلي از كارهاي ما اين است كه وقتي تلاش ميكنيم با طراحي خاصي، رنگ و بوي تازهاي به كار بدهيم اتفاقا در مسير عكس قدم برميداريم و به كار خدشه وارد ميكنيم.
كلهر در ادامه صحبتهايش ميگويد: به هر حال براي انتخاب برخي رنگها محدوديتهايي وجود دارد و دست طراح بسته ميماند.
طراح صحنه و لباس مجموعه راستش را بگو در ارتباط با اين مبحث كه چرا در بيشتر مجموعههاي تلويزيوني درام از رنگهاي تيره و فضاهاي غيرشاد استفاده ميشود، ميافزايد: به هر حال آن چيزي كه تكليف را براي من طراح مشخص ميكند قصهاي است كه به نگارش درآمده و من مجبور ميشوم فضاي طراحي شده را برمبناي خط نگارش كلي جلو ببرم. مخاطب امروزي تلويزيون بيشتر با قصههاي واقعي و روز اجتماعي ارتباط برقرار ميكند و وقتي روال چيدمان داستان، گوياي واقعيت دروني انسانهاست بناچار مجبور خواهيم شد از رنگهايي كه به واقعيت محض شبيه هستند، استفاده كنيم.
كلهر مجموعه راستش را بگو را يكي از مجموعههايي ميداند كه تعداد لوكيشنهاي بسياري دارد. به گفته وي، خيلي جاها بسته به فضاي روايت داستان مجبور بوديم لوكيشن خاصي را طراحي كنيم يا حتي ابزار صحنه خاصي بسازيم. خيلي جاها ساخت لوكيشن خاص به اين معنا نيست كه قرار است چيز خاصي گفته شود. اتفاقا در خيلي از شرايط بناچار و به دليل محدوديتهايي كه وجود دارد دكورهاي خاص ميسازيم.
نماهايي بدون پيچيدگي تصويري
فرشاد گلسفيدي از آن دسته تصويربردارهايي است كه طي همه سالهايي كه در حوزه تلويزيون فعاليت داشته تا امروز توانسته امضاي مشخصي در كارنامه كارياش داشته باشد.
به قول خودش در اين مجموعه خبري از نماهاي متحرك و عجيب و غريب مجموعه تا ثريا نيست و از آنجا كه مجموعه راوي يكسري اتفاقات است، دوربين بيشتر تصاوير را به صورت ثابت ضبط ميكند.
گلسفيدي در ادامه صحبتهايش ميگويد: در اين كار سعي كرديم تا آنجا كه ممكن است رنگ قرمز را كم و رنگ و نور خاصي را در فضا استفاده كنيم. تصويربرداري اين كار به نوعي كاملا كلاسيك است و بخصوص در سكانسهايي كه مربوط به زمان گذشته است، تلاش كرديم رنگ و نور ويژهاي در فضا اعمال كنيم. يكي از تفاوتهاي اين سريال با ديگر مجموعهها اين است كه همراه گروهم تلاش كردم در فضاسازي و نورپردازي بدعتگذاري خاصي داشته باشم. مخاطب كاملا متوجه خواهد بود نماهاي ويژهاي در اين مجموعه به چشم ميخورد. علاوه بر آن نماهاي اين مجموعه به هيچ عنوان به صورت دوربين روي دست نيست و كاملا نرم و سيال است.
تصويربردار مجموعه راستش را بگو در پاسخ به اين سوال كه نماهاي حركتي تا چه اندازه ميتواند در ارتباط با مخاطب موفق عمل كند، ميگويد: آنچه حائزاهميت است اين كه خود قصه تا چه اندازه ميطلبد نماها چگونه گرفته شود. خاصيت كار اين بود كه نماهاي ثابت تا حدودي ميتواند بار قصه را به دوش بكشد و در آخر اينكه تصميم نهايي با خود كارگردان است و تصويربردار در مواردي فقط ميتواند پيشنهاد كند. نكته ديگر اينكه كار در فضايي به تصوير كشيده ميشود كه در برخي جاها از يك محل براي چند لوكيشن استفاده شده و لازمهاش اين بود كه نورپردازي در هركدام از لوكيشنها متفاوت از ديگري باشد.
پرلوكيشنترين مجموعه ايراني
سامان شعشعه، مدير توليد اين مجموعه است. وي كه سابقه زيادي در سمت مدير توليد دارد اين كار را با بقيه كارهايش بسيار متفاوت ميداند و ميگويد: تا قسمت 25 كار حدود 150 لوكيشن و تعداد بسيار زيادي بازيگر داريم كه در ساختههاي اين سالهاي تلويزيون تقريبا بيسابقه است. حتي با توجه به اينكه خيلي از لوكيشنها را در يك محل ضبط ميكنيم، ولي تلاش تهيهكننده اين بوده كه از لوكيشنهاي بكر و دست نخورده استفاده شود تا براي بيننده هم به همان اندازه جذابيت داشته باشد.
مدير توليد اين مجموعه معتقد است همه اعضاي گروه همكاري بسيار خوبي با هم دارند و فقط منتظر است سريال روي آنتن برود و مطمئن است مخاطب هم با او موافق
خواهد بود.
حضوري متفاوت
مهدي سلوكي نقش دانشجويي به نام دانيال را بازي ميكند. به گفته خودش نقش مثبت است و البته مثبتبودنش را متفاوت از ديگر نقشهايش ميداند و معتقد است آهنج هميشه بازيگران را در نقشهايي خاص و ويژه به تصوير ميكشد و قدرت انتخاب خوبي در مورد بازيگرانش دارد.
وقتي از او ميپرسم چرا تا امروز بيشتر در نقشهاي مثبت حضور داشته در پاسخ ميگويد: نميدانم اين اتفاق خوبي براي يك بازيگر است يا خير، ولي اميدوارم اين حضورم براي بيننده جذاب باشد.
وقتي كاراكترها ستاره ميشوند
رويا تيموريان در اين مجموعه، نقش آسيه مدير كانون اصلاح و تربيت را به عهده دارد. بهطور حتم اين نقش در همه سالهاي بازيگري رويا تيموريان، ويژه و متمايز بوده است.
وي كه پس از حدود دو سال و نيم كه از زمان پخش مجموعه شمسالعماره ميگذرد كار ديگري در تلويزيون نداشته، به گفته خودش اينك با نقشي متفاوت از همه اين سالها ظاهر شده است. البته فعلا صلاح كار را در اين ميداند كه توضيح خاصي درباره نقشش ندهد.
تيموريان در ادامه ميگويد: راستش را بگو سناريوي بسيار خوبي دارد و شايد يكي از دلايلي كه در اين سالها از تلويزيون فاصله گرفتم فيلمنامههاي ضعيفي بود كه به هيچ عنوان نميتوانست ارتباط خوبي با مخاطب برقرار كند. اين مجموعه علاوه بر امتيازهاي مثبتاش داستاني دارد كه به نوعي وقايع و روزمرگيهاي آدمها را با نگاهي بانفوذ به تصوير ميكشد؛ اينكه مخاطب با ديدن مجموعه به فكر بيفتد و حداقل نگاهي به خود و اعمالش داشته باشد. اينكه چرا دروغ ميگوييم و چرا در برخي كارهايمان تزوير و ريا داريم از جمله مسائلي است كه راستش را بگو با صداقت به آن اشاره ميكند.
وي افزود: مدتها دلم ميخواست با محمدرضا آهنج همكاري داشته باشم كه بنا به دلايلي اين اتفاق نيفتاد و خوشحالم زماني اين شرايط فراهم شد كه ميتوانم در كارنامه كاري خودم هم حضور متفاوتي داشته باشم. اين مجموعه جمعي از ستارگان است. البته منظور من حضور بازيگران اين كار نيست. منظورم حضور شخصيتهايي است كه در هر چند قسمت به آن پرداخته ميشود و در كل داستان روايت جالبي دارد. اين سريال با حضور بازيگراني به تصوير كشيده ميشود كه همگي از بازيگران قدرتمند سينما و تلويزيون هستند