0

گزیده سرمقاله‌ برخی از روزنامه‌های صبح امروز کشور5

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

گزیده سرمقاله‌ برخی از روزنامه‌های صبح امروز کشور5

دنیای اقتصاد

روزنامه دنیای اقتصاد درسرمقاله خود با عنوان "آیا باید یارانه نقدی را افزایش داد؟"به قلم پویا جبل‌عاملی ‏آورده است:دولت تا به اینجا نشان داده قصد دارد با افزایش یارانه نقدی به میزان 28 هزار تومان برای هر فرد، وارد فاز دوم شود؛ اما این بار همه کسانی که مشمول دریافت در فاز نخست بودند، از این افزایش بهره نبرده‌اند و دولت بخشی از مردم را به عنوان ... افراد پردرآمد مستثنی کرده است. اینجا باز همان بحث قدیمی در مورد توزیع نابرابر یارانه و صحیح بودن این سیاست در حالی که افراد به طور اختیاری گزینه عدم دریافت این افزایش را انتخاب نکرده‌اند، مطرح می‌شود. همان نقدهایی که در ابتدای اجرای طرح هم مطرح بود و در نهایت توزیع برابر مطلوب افتاد.

فارغ از این موضوع، اکنون این افزایش در یارانه، با توجه به اجرا شدن فاز اول آن می‌تواند سطوح دیگری از نقد را در برابر خود ببیند و از همین حالا نیز بسیاری لب به انتقاد گشوده‌اند. بزرگ‌ترین دغدغه منتقدان تورم است؛ آیا افزایش یارانه موجب تورم می‌شود؟ اگر بخواهیم بر مبنای داده‌های سری زمانی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی قضاوت کنیم، باید گفت که آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد که تورم از سطح 1/10 در 12 ماه منتهی به آذرماه سال 1389، به سطح 6/20 درصد در آذرماه سال 1390 رسیده است. البته قصد آن نیست که این افزایش در تورم را متوجه یارانه‌های نقدی دانست؛ اما این همزمانی در داده‌ها به چشم می‌خورد و مساله آنجاست که هنوز آمار بانک مرکزی روایتی از معکوس شدن روند تورم ندارد. در واقع اگر روند تورم معکوس شود، آن‌گاه می‌توان با قاطعیت بیشتری از کمرنگ شدن تاثیر یارانه نقدی بر تورم سخن گفت؛ بنابراین تنها با نگاه به نمودار‌های زمانی، به نظر می‌رسد که بهتر باشد سیاست‌گذار برای اجرای فاز دوم یارانه‌ها حداقل تا زمانی که روند تورم معکوس شود، منتظر بماند.

اما مساله مهم‌تر که بر مبنای تحلیل پایه‌ای متغیر‌ها است، افزایش استقراض دولت از بانک مرکزی است. آخرین اخبار از اجرای هدفمندی یارانه‌ها در سال گذشته حکایت از استقراض 8 هزار میلیارد تومانی دولت از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه‌ها داشت. اگر بودجه شرکت‌های دولتی را در نظر نگیریم، بر مبنای لایحه بودجه 1390 این رقم برابر 5 درصد بودجه عمومی دولت است. به علاوه به نظر می‌رسد که این رقم استقراض تا پاییز سال 1390 بوده است و رقم دقیق استقراض مشخص نیست. هر چند دولت مدعی است که این استقراض را پاسخ گفته و می‌گوید؛ اما باید در نظر داشت تنها همین استقراض با اثرگذاری بر پایه پولی منجر به افزایش نقدینگی شده و آثار تورمی به همراه دارد؛ هرچند دولت باز قرض خود را به بانک مرکزی پرداخت کند.

از همان ابتدای تصمیم گیری در مورد یارانه‌ها نیز بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که افزایش در بهای کالاهای عرضه شده از سوی دولت به خودی خود نمی‌تواند تورم را افزایش دهد؛ مگر آنکه این طرح منجر به افزایش پایه پولی و نقدینگی شود.

اکنون به نظر می‌رسد، آنچه از آن بیم داشتیم رخ داده و همان فاز اول یارانه‌ها نتوانسته تساوی بین منابع و مصارف را ایجاد کند و به طور قطع می‌توان از افزایش تورم ناشی از یارانه‌ها سخن گفت. شاید حتی این افزایش به دلیل تاخیر در اثر نقدینگی بر تورم تا سالی دیگر به طور آشکارتری بروز یابد، اما به هر رو می‌توان از یک موضوع مطمئن بود و آن اینکه با توجه به این استقراض، سیاستگذار باید با تامل بیشتری در مورد فاز دوم یارانه‌ها تصمیم‌گیری کند. اگر حتی آن بخش از افرادی را که از دریافت مرحله دوم مستثنی شده‌اند، در نظر نگیریم باز این افزایش در یارانه؛ یعنی افزایش قریب 60 درصدی بار پرداخت یارانه‌ها بر دوش دولت. آیا با توجه به استقراض‌های گذشته دولت به راستی منابع لازم برای این حجم از افزایش یارانه‌ها را دارا است؟ شاید پاسخ به این پرسش بسیار آشکار باشد. آیا سیاستگذار به این پاسخ توجه دارد؟ بگذریم از موانع قانونی که در این افزایش نهفته است و اینکه دولت بدون اشاره‌ای در لایحه تقدیمی خود به مجلس، قصد اجرای آن را دارد. به نظر می‌رسد سیاستگذار برای داشتن اقتصادی هموارتر باید بیش از چند روز و چند ماه برای اجرای فاز دوم تامل کند. اگر مشکلات با استقراض و چاپ پول حل می‌شد، ای بسا این همه دولتی که در بحران بدهی گیر کرده‌اند، چنین راهی را بر می‌گزیدند.

 

* ابتکار

روزنامه ابتکار درسرمقاله خود با عنوان "برند ایرانی با طعم تقلید؟!"به قلم محمدعلی وکیلی آورده است:مهمترین خصوصیات یک «برند» همچون یک «گفتمان» در هویت آن نمایان می‌شود. گفتمان بدون هویت، قدرت تاثیرگذاری و جریان‌آفرینی ندارد؛ اگر عناصر یک گفتمان، چیدمان درستی یافته باشد و از مفصل‌بندی منطقی برخوردار باشد آن گفتمان، ماندگار و دارای هویت لازم خواهد بود اما در صورتی که هرکدام از عناصر یک گفتمان برگرفته شده از گوشه‌ای باشند و به صورت اجزای غیرمرتبط کنار هم قرار گرفته باشند، آن موقع در پروسه زمان دچار تجزیه و گسست خواهد گشت کما اینکه عنوان تقلیدی گفتمان را با خود داشته باشد.

گفتمان‌های غیرهویتی به صورت «موجی» خلق و با موج دیگری نابود و به فراموشی سپرده می‌شوند. تاریخ مکتوب ایران پر است از گفتمان‌های تقلیدی که به جز ذکر نامشان در تاریخ، هیچ اثری در فرهنگ عمومی از خود بر جای نگذاشته‌اند؛ گفتمان‌های به ظاهر شیک ولی تهی از محتوا که در کوتاه زمانی به فراموشی سپرده می‌شوند. حال که بنا بر نام‌گذاری سال جاری، «تولید ملی» مورد توجه قرار گرفته؛ خوب است که آسیب‌شناسی لازم در خصوص فقدان برند ایرانی صورت پذیرد تا به سرنوشت ناخوشایند گفتمان‌های چندپاره گرفتار نشود، چرا که یکی از کاستی‌های حوزه تولید، نداشتن برند و نرسیدن به نقطه برند است.

«برند» درحقیقت شناسنامه، هویت، فردیت، ارزش و علائم شناسایی یک کالاست. آن دسته از کالاهای ایرانی که محصول طبیعت و مخلوق ویژگی‌های اقلیمی هستند، توانسته‌اند جایگاه برند پیدا کنند و قدرت رقابت یابند؛ چنانکه «پسته» و «زعفران» ایرانی به دلیل بهره‌مندی از ویژگی‌های طبیعی و اقلیمی برند شدند و همچنان قدرت رقابت دارند، در عین حال به‌رغم عدم رعایت اصول بسته‌بندی لازم جایگاهشان در نگاه مشتریان حفظ شده‌است. بر این اساس حتی دیگران نیز مجبور می‌شوند محصول بی‌کیفیت خود را تحت برند ایرانی به خورد مشتری دهند؛ همان کاری که به مرور زمان منزلت برند ایرانی را دچار تزلزل و تردید خواهد کرد. اما این جایگاه، خاص و محدود به همین یکی دو قلم کالا می‌باشد، درحقیقت دست تولیدگر ایرانی از برند خالی است و محصول تولیدی ایرانی از نظر کیفیت، آراستگی و هویت دچار فقر شدید است.

بخشی از هویت برند در جلوه‌های ظاهری آن نظیر «رنگ» و «طرح» نمود پیدا می‌کند؛ جوهر اصلی برند، آن چیزی است که در آینده تصویر شده و قرار است در ذهن مشتری نقش بندد. ظاهر آراسته و آنچه که به چشم می‌آید، بیان هویت یک برند است. همچنین انتخاب نماد، مستلزم تعریف روشنی از معنای برند است. برند برای آنکه قدرتمند باشد، وظیفه دارد نسبت به هویت خود وفادار بماند. برای این «هویت» ابعاد مختلفی در نظر گرفته شده‌است: این ابعاد شامل اجزای ظاهری و گرافیکی برند، شخصیت برند، ارتباط برند با مخاطبان، فرهنگ، کیفیت و سایر عوامل است.

تلاش برای تقلید باعث می‌شود تا مدیران هویت برند خود را فراموش کرده و همرنگ جماعت شوند. اما با فرصت‌طلبی و عوام‌پسندی، برند جوهر اصلی خود را از دست داده و به ظاهری بزک‌کرده تبدیل می‌شود که فاقد هرگونه معنایی است. در دنیای کنونی، هویت برند یک اصل است و همه از این اصل پیروی می‌کنند.

سودجویی کوتاه‌مدت و تقلیدگرایی کورکورانه فرصت هویت‌یابی برند ایرانی را از بین برده‌است. شرکت‌های ایرانی بدون رعایت اصول حاکم بر بازار و با بهره‌گیری از میانبرهای غیرمنطقی خواسته‌اند راه طولانی هویت‌یابی را یک شبه و با جعل و تقلید یک عنوان طی کنند تا به جایگاه برند بین‌المللی دست یابند، غافل از اینکه مخاطب باهوش از قدرت تشخیص برخوردار است و به سرعت مرز تقلید، نوآوری و ابتکار را تشخیص می‌دهد و با پس زدن برندهای فاقد هویت، مهر ابطال و شکست بر پیشانی این نوع کالاها خواهد زد.

به هرحال، اکنون که تب توجه به تولید ملی فراگیر شده‌است، بیم آن می‌رود که عده‌ای سودجو و فرصت‌طلب تلاش کنند تا کالاهای بی‌کیفیت چین را به دلیل پایین بودن هزینه تولید از مجاری مختلف وارد کرده و با برچسب ایرانی آن را به مخاطب عرضه نمایند. اینگونه، فرصت به دست آمده جهت بروز خلاقیت‌ها یک بار دیگر ممکن است بسوزد و از دست برود. نمادسازی چه در حوزه گفتمانی و چه در حوزه تولید با طعم تقلید، ناممکن است. شعار «خودکفایی با طعم واردات» هذیان‌گویی است. ادعای نوآوری با تغییر دکوراسیون و پوسته محصولات خارجی، خودفریبی و عوام فریبی است. بومی‌سازی با طعم تقلید، تلخ و غیرقابل هضم است.

 

* گسترش صنعت

روزنامه گسترش صنعت  درسرمقاله خود با عنوان "حاکمیت فناوری بر اقتصاد جهانی"به قلم حمید طاهباز توکلی* آورده است:عصر حاضر، عصر حاکمیت «علم و فناوری» بر اقتصاد جهانی است. جهان در حال خیز تازه‌ای به سمت یک تحول دوران‌ساز است و جانمایه این تحول این بار در حوزه علم و فناوری، استقرار یافته است. گفتمان نوین جهانی نیز حاکی از وحدت نظر همه کشورها بر توسعه مبتنی بر علم و فناوری است. تبلور این رویکرد جهانی را می‌توان در حرکت کشورها به سمت اقتصادهای «دانش‌محور» به وضوح مشاهده کرد. تجارب جهانی و بویژه توسعه موفقیت‌آمیز  کشورهای تازه صنعتی شده نیز بیانگر این است که همه کشورها از مسیر و بستر توسعه علم و فناوری به این موفقیت‌ها دست یافته‌اند. بنابراین، قاعدتا دیگر مساله ما این نیست که «علم و فناوری» را می‌خواهیم یا خیر؟ از هر دو ناگزیریم، علم و فناوری اکنون ضرباهنگ حیات انسانی جامعه است. اگر ما خواهان دستیابی به جایگاه جهانی به عنوان یک رقیب هستیم، لازم است که تلاشمان را حول محور کسب توانایی و مهارت در علم و فناوری، معطوف نماییم.

دستیابی به علم و فناوری به ما اعتماد به نفس خواهد داد. توسعه پایدار را تضمین خواهد کرد، هم پیوندی فعال با اقتصاد جهانی و رقابت‌پذیری اقتصاد را امکان‌پذیر خواهد کرد، به ارتقای کیفیت زندگی و بقای ارزش‌های فرهنگی و ملی ما، کمک خواهد کرد و امنیت ملی، انسانی و اجتماعی و اقتدار سیاسی و دفاعی ما را در سطح منطقه و بین‌الملل به دنبال خواهد داشت.

این چشم‌انداز بدون پیشرفت وسیع در علم و فناوری، تحقق نخواهد یافت. یقینا علم و فناوری ضعیف نقطه آسیب‌پذیر ما خواهد بود و وابستگی ما را تشدید خواهد کرد. ما باید خود را برای اتخاذ یک رهیافت بلندمدت، در توسعه علم و فناوری آماده کنیم. باید درک درستی از مساله پیدا کنیم و تلاش مداومی را برای رفع کمبودها به عمل آوریم. این کار باید براساس ارزیابی موقعیت فناوری فعلی کشور، قابلیت‌ها، استعدادها، گرایش‌ها، تمایلات آینده و فرصت‌های تجاری مناسب، فضای حاکم بر جهان، اقتصاد ملی، ضرورت‌ها و آمال اجتماعی صورت گیرد.

در این راه، ما نه‌تنها از نعمت زمان برخوردار نیستیم، بلکه به کسب موفقیت بدون تلاش آگاهانه و مستمر نیز اعتقاد نداریم. خواسته‌ها خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتند. باید تلاش کنیم تا آنچه را که می‌خواهیم، عملی شود. بدون کسب قابلیت‌های توسعه علم و فناوری، آینده ما صرفا ادامه راه گذشته خواهد بود. باید به دقت موقعیت‌ها را ارزیابی کنیم و قاطعانه فرصت‌های موجود را غنیمت بشمریم و هدایت مقتدرانه علم و فناوری را برای پشتیبانی از برنامه‌های توسعه ملی برعهده بگیریم.

ما، راهی برای انتخاب نداریم، باید این روند فزاینده وابستگی تکنولوژیکی را معکوس کنیم. گام گذاشتن در این راه آسان نخواهد بود و مسلما فشار زیادی را بر ما تحمیل خواهد کرد. سرمایه و زمان زیادی را باید صرف کنیم. این سرمایه‌گذاری را حتی اگر با ریاضت اقتصادی در دیگر بخش‌ها توام باشد باید با طیب خاطر بپذیریم، چراکه سرمایه‌گذاری در علم و فناوری در نهایت با پیشرفت در کیفیت زندگی برگشت داده می‌شود. علم و فناوری آثار ارزنده‌ای دارند. ارزش این آثار را نباید با ارقام و اعداد حسابداران مقایسه کرد. حتی ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی هم از تاثیر علم و فناوری نیرو می‌گیرند.

توسعه علم و فناوری مسوولیت مشترک همه بخش‌ها و مستلزم یک تلاش جمعی ملی است. همه ما باید آنچنان از برنامه‌های توسعه علم و فناوری حمایت کنیم که انگار از آب و خاک خود دفاع می‌کنیم. ما باید مطمئن شویم که همچون سایر ملل پیشرفته جهان از طریق علم و فناوری به برتری رقابتی دست یابیم و قادر به نوآوری و توسعه آن باشیم. ما باید مستعد بودن برای برتری را تقویت کنیم. به این دلیل که تقویت این روحیه، زمینه‌ساز بسیاری از توانایی‌های دیگر خواهد بود.

همه ما باید این احساس را در خود بپرورانیم که در تعهد نسبت به توسعه علم و فناوری مشارکت نماییم. ما، ملتی هستیم که گذشته درخشانی داشته‌ایم. میراث فرهنگی و تمدن ما، نقطه‌قوت و مزیت بسیار عظیم ملی ماست و خواهد بود، اما مدت زمانی است که به لحاظ غفلت از توجه به علم و فناوری بین آن گذشته درخشان و موقعیت‌های جدید پدید آمده جهانی، فاصله افتاده است. بنابراین باید مسوولیت‌های تازه‌ای را برای پیشبرد علم و فناوری برعهده بگیریم. ارتقای سطح علم و فناوری باید برای ما به عنوان موضوعی اضطراری تلقی شود. همان‌طور که قبلا هم اشاره شد. نقطه آسیب‌پذیر ما «علم و فناوری» است ما به جهان توسعه یافته صنعتی رشک نمی‌بریم که چرا هواپیما، دارو، تلفن همراه با کاربری‌های متعدد و... تولید می‌کند، اما باید افسوس بخوریم که برای به دست آوردن آنها ذخایر طبیعی و ثروت ملی‌مان را از دست می‌دهیم. ما، همواره از روابط نابرابرمان با غرب، غارت سرمایه‌هایمان، مهاجرت نخبگان‌مان، رفتار یک طرفه و غیرمنصفانه آنها، گرفتار شدن در دام انتقال فناوری و سرانجام مناسبات تلخ و رفاقت نامیمون آنها نالیده‌ایم. اما کمتر درصدد برآمده‌ایم که خود را ملامت کنیم و علت این آسیب‌پذیری را از میان برداریم. ما نباید بگذاریم دارندگان علم و فناوری ما را شماتت و تحقیر کنند، حتی اگر چنین مطلبی را هم به زبان نیاورند. یقینا «تحقیق و توسعه» جای پای روشنی را برای چنین حرکت‌هایی نشان می‌دهد. ما می‌توانیم کانون امیدهای بسیاری برای تحول‌پذیری و ارتقاء در نظام آتی بین‌المللی باشیم. مقدورات ما بیش از هر چیز و هر کس در دست خود ماست. ما خود باید تصمیم بگیریم که ملتی سربلند و سرافراز باشیم.

* رئیس انجمن مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

شنبه 19 فروردین 1391  6:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها