در ذهنها ميمانند و هويت دارند. تيتراژها نيز حكم همان پايانهايي را دارند كه اتفاقا از لايههاي موسيقيايي و آهنگين پر هستند.
اگر از اين زاويه به تيتراژهاي پربينندهترين برنامههاي تلويزيون، يعني سريالها، توجه كنيم اين سخن بيشتر مورد قبول واقع ميشود.
حال چند وقتي است، اين تيتراژها به سمت عميقتر شدن پيش ميروند. پيشترها تيتراژها خلاصه ميشد به قطار اسمهايي كه پشت سر هم رژه ميرفتند و روي آنها آهنگي بعضا بيربط پخش ميشد.
اما حالا ميتوان در اين تيتراژها بيشتر از اينها كنكاش كرد و معنايي جست. موسيقي و آواز اين سريالها عمدتا پرمعني و آهنگها پرمغزتر است.
نمونهاش تيتراژ سريال «دست بالاي دست» با صداي «مهرداد هويدا» است كه نوروز امسال از شبكه 3 پخش شد. يا حتي موسيقي تيتراژ سريال «وضعيت سفيد» كه پيشترها از همين شبكه پخش شد و عليرضا قرباني آواز آن را ميخواند.
هنوز كه هنوز است اين آهنگ شنيده ميشود و دست به دست منتقل ميشود و در اين گوشدادنها ياد و خاطره سريال زنده ميشود. در چند سال اخير از اين دست تيتراژها زياد ديده شده است.
با اين مقدمه ميتوان گفت يك تيتراژ ميتواند مثل يك رسانه عمل كند؛ همنشيني شعر و موسيقي و متن كه با نشانههاي تصويري ديگر همراه ميشود به مجموعهاي چندرسانهاي تبديل ميشود.
در واقع تيتراژها به عنوان يك بسته كامل رسانهاي عمل ميكنند و به عنوان يك رسانه كامل سوژه مطالعاتي خوبي را در اختيار اهل فن قرار ميدهند و با كمترين حجم ممكن بيشترين اطلاعات را ارائه ميكنند.
از شعر گرفته تا موسيقي و نوع ضرباهنگ، همه اينها حس دروني يك سريال را تقويت ميكند و تكملهاي ميشود براي آن. اينگونه پرداختن و دقت در نوع انتخاب تيتراژ تاريخ مصرف يك گونه رسانهاي را طولانيتر ميكند.
حالا ديگر تيتراژها هويتي جداگانه پيدا كردهاند و اين از دو جنبه قابل توجه است. اولين موضوع برميگردد به اينكه موسيقي و نوايي با مضمون و شعري وزين و آهنگين و عموما از خوانندههاي مطرح و مشهور در كشور توليد، شنيده و دستبه دست ميشود و دوم اينكه محتواي سريال بيشتر بر دلها مينشيند و در يادها ميماند.
پايانها خلاصهاي از پيامهاي دروني يك سريال هستند و چه خوب است اين پايانها پرمغز باشد و دلنشين.