0

رفتگر

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

رفتگر

 غنچه صبح كه وا می‌شه 


هی گل‌ها رو بو می‌كنه 

رفتگر از خواب پا می‌شه 

زمین رو جارو می‌كنه

با چهره خندون و شاد

 

از برگ خشك و گرد و خاك

از خونه‌اش بیرون میاد

كوچه‌ها رو می‌كنه پاك

گل‌ها سلامش می‌كنند

می‌كنه جوها رو تمیز

و احترامش می‌كنند

از آشغال درشت و ریز

یك حلزون، تپل، مپل

كاج و چنار و نارون

سر می‌خوره از روی گل

درخت تو، درخت من

پشت سرش یه برگ لیز

با دست او آب می‌نوشن

تمیز می‌شه، خیلی تمیز

یه پیرهن نو می‌پوشن

می‌پوشه یك لباس كار

با زحمت رفتگرا

می‌خنده مانند انار

تمیز می‌شه دنیای ما

اسدالله شعبانی

*‌*‌*‌

پدربزرگ، مادربزرگ

 

پدربزرگ خوبم

همیشه مهربونه

وقتی كه پیشم باشه

برام كتاب می‌خونه

مادربزرگ نازم

خیلی برام عزیزه

هرچی غذا می‌پزه

خوشمزه و لذیذه

وقتی با اونها باشم

غصه و غم ندارم

دنیا برام قشنگه

هیچ چیزی كم ندارم

جواد محقق

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

جمعه 11 فروردین 1391  9:15 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها