چه احساس زیبایی دارد فریاد سکوت من
چه قشنگ است طلوع خورشید وغروب عشق من
چه زیبا بود خندهای تو وبازی ها کودکانه ات در باران چشمام
چه زیبا بود دل بستن به تو ودل بستن تو به او
چه ساده رسوا کردی که دوستی مادوستی ساده ای بیش نبود
چه راحت برایم ازکسی که عاشقش بودی سخن می گفتی وبی خبر ازان که کسی دیگر هم عاشق توست
دیگر تحمل این همه فشار عذاب را ندارم چه ساده گفتم از پیشم برو
ای کاش میدانستم کسی که از عشقت برایم تعریف می کردی خودم بودم نه او
چقدر زیبا عشقت راپنهان کردی که تا من رسوایش کنم
من خیلی ساده بودم که عشق تورا نفهمیدم
گفتی رهایم کن تانمرده ام
دلم راشکستی با حرفت
اشک ساحل چشمانم را خیس کرد وقتی دستت را از دستم راها کردی
و توهم گمان کردی من عاشق کسی دیگر هستم
وچه زیبا بود جدایی بی تکرا ما باگفتن
عشق مرا رها کن تا نمرده ام