0

کیفر فراموشی قرآن

 
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

کیفر فراموشی قرآن

با اقتباس از درد فراموشی ، ترجمه منیژه شیخ جوادی

ابوالقاسم علی بن حسین موسوی (355 – 436 ق) ملقّب به «مرتضی»، « شریف» و «علم الهدی» از چهره های علمی و ادبی تشّیع است که در بغداد پس از درگذشت شیخ مفید در سال 413 ق ، تا گاهِ وفاتش، ریاست سادات علوی و پیشوایی شیعیان را بر عهده داشت. وی کتابهای بسیاری دارد؛ از جملة آن کتابها یکی غرر الفوائد و درر القلائد است که آن را بیشتر به نام امالی می شناسند . شریف مرتضی احادیثی را که دانشمندان در تأویل آنها با یکدیگر همسخن نیستند ، برگزیده و با همان روشی که به تأویل آیات پرداخته، در تفسیر و تأویل آنها کوشیده و عقیدة همفکران عدلی مذهب خویش را روشن ساخته است .

بخشی از مجلس نخستین امالی به تأویل یک حدیث, اختصاص دارد که ترجمه آن را برای خوانندگان گرامی می آوریم:

از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده اند که فرمود: «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِیَه لَقِیَ اللهُ – تَعَالَی – وَ هُوَ اَجذَم؛ یعنی: هر کس قرآن را فرا گیرد و سپس آن را فراموش کند، بریده دست خداوند بلند مرتبه را دیدار خواهد کرد».(1)

ابوعبیده مسلم بن سلاّم ، در کتاب غریب الحدیث خود در مقام تفسیر این عبارت گفته : «اجذم» به معنای بریده دست است. وی سخن متلمّس را گواه عقیدة خویش گرفته است:

و ما کنت إلاّ مثل قاطع کفّه بکفٍ له اخری فاصبح اجذما

یعنی : «من تنها و تنها بسان کسی بودم که دست خویش را با دست دیگرش بریده و در نتیجه اجذم (بریده دست)شده است«.

عبدالله بن مسلم بن قتیبه ، ابو عبید را در تفسیرش از این حدیث خطاکار دانسته و گفته: اجذم هر چند به معنای بریده دست است، ولی این معنا با اینجا نمی سازد؛ زیرا یقیناً کیفرهای خداوند متناسب با گناهان و به اندازة آنهاست و دست، در فراموشی قرآن، دخالتی ندارد.

بنابراین چگونه آن را در این کار، کیفر دهند! وی سخن خداوند بلند مرتبه را که می فرماید: «اَلَّذِینَ یَأکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُوم الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیطَان مِنَ المَسَّ بقره/275 »، گواه گرفته و گمان برده تأویل آیه این است که ربا را چون بخورند، در شکمشان سنگینی شود و در اندرون آنان افزون گردد و در نتیجه برخاستن آنان به سان کسانی باشد که به افسون شیطان، دیوانه شده و به هنگام برخاستن ، افتان و خیزان اند و تعادل ندارند . او همچنین روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله را گواه آورده که فرمود: «رَأیْتُ لَیْلَةً أُسْرِیَ بِی قَوماً تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ ، وَ کُلَّمَا قُرِضَتْ وَفَت . [فَقُلْتُ : یَا جَبْرَئیِل مَنْ هَولاء؟] فَقَالَ لی جَبْرَئیِلُ : هَؤُلاءِ خُطَبَاءُ اُمَّتِک ، تُقْرَضُ شِفَاهُهُم لأنَّهُم یَقُولُونَ مَا لاَ یَفْعَلُونَ ؛یعنی:در شبی که مرا سیر می دادند( شب اسراء ) گروهی دیدم که لبانشان را می بریدند و هر چه می بریدند باز به جایش لب می رویید . [پس گفتم : ای جبرئیل، اینان کیستند؟]جبرئیل به من گفت که اینان خطیبان امّت تواند . چون سخنانی می گویند که خود بدان عمل نمی کنند ، لبانشان را می برند». ابن قتیبه [سرانجام ]گوید: واژة «اجذم»در روایت تنها و تنها به معنای « مجذوم» (جذامی)است و چون جذام (خوره)اندامهای انسان را بریده و جدا می سازد ، رواست که جذامی را «اجذم» بنامند و »جذم« به همان معنای بریدن است .

شریف مرتضی- که خداوند از او خشنود باد- گوید:هر دو تن بر خطا رفته و از راه درست، بسیار دور افتاده اند؛ هر چند که لغزش ابن قتیبه بیشتر و زشت تر است؛ زیرا وی برای اشتباه خود، دلیل آورده و دلیل آوردنش، او را به لغزشهای بسیار گرفتار ساخته است . ما اینک معنای حدیث را روشن می سازیم :

اما معنای حدیث ، برای کسی که با شیوه های سخن گفتن تازیان [عربها]،کمترین آشنایی داشته باشد ، آشکار است که تنها هدف پیامبر که فرموده «چنین کسی بریده دست محشور می گردد »، این است که خواسته در وصف آن کس، مبالغه کند و بگوید : کمال وی از کَفَش می رود و زیور و جمالی را که بر اثر قرآن به دست آورده، از دست می دهد و فراموش کننده قرآن را به «اجذم» (بریده دست)مانند ساختن ، تشبیهی نیکو و شگفت آور است؛ زیرا دست از اندامهای ارجمندی است که بسیاری از کارها انجام نمی پذیرد و به بسیاری از سودها دست نمی یابند، مگر به وسیلة آن . بنابراین کسی که از دست بی بهره گردد ، کمالی را که پیش از این داشته از دست می دهد و سودها و برخورداریهایی که دست خود را ابزار رسیدن به آنها قرار می داد ، از کَفَش می رود .

حالت کسی که قرآن را پس از به خاطر سپردن ، فراموش کرده و از دست داده این چنین است؛ زیرا او از تن پوش زیبایی که بر تن داشته و پاداشی که سزاوار آن بوده ، بی بهره می گردد . (2)

پی نوشتها :

1. مسند احمد بن حنبل ،ج 5 ، ص284و 285 و سنن ابو داود،ج1، ص 339 .

2. به نقل از: بینات ،سال چهارم، شماره 13


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

پنج شنبه 3 فروردین 1391  8:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها