زندگی امام حسن(ع)7
با اين شأن و منزلت، تواضعش چنان بود كه: روزى بر عدهاى مستمند مىگذشت، آنها پارههاى نان را بر زمين نهاده و خود روى زمين نشسته بودند و مىخوردند، چون حسن بن على را ديدند گفتند: "اى پسر رسول خدا بيا با ما هم غذا شو". امام حسن (ع) فورا از مركب فرود آمد و گفت:" خدا متكبرين را دوست نمى دارد". و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به ميهمانى خود دعوت كرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاك . در جود و بخشش امام حسن (ع) داستانها گفتهاند. از جمله مدائنى روايت كرده كه: حسن و حسين و عبدالله بن جعفر به راه حج مىرفتند. توشه و تنخواه آنان گم
شد. گرسنه و تشنه به خيمهاى رسيدند كه پير زنى در آن زندگى مىكرد. از او آب طلبيدند. گفت اين گوسفند را بدوشيد وشير آن را با آب بياميزيد و بياشاميد.
پنج شنبه 3 فروردین 1391 12:17 PM
تشکرات از این پست