0

سينماي ملي- سينماي آرماني

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

سينماي ملي- سينماي آرماني

سينماي ملي يكي از قله هاي آرماني سرزمين ماست. سينماي ملي، سينمايي است كه از آن ملت است. به تعبير برخي از بزرگان سينما، در برگيرنده نشانه هاي فرهنگ يك ملت است. بازتابنده آرمان ها، اهداف، باورها، ارزش ها، خواست ها و دغدغه هاي يك ملت است.
سينماي ملي شاخص توسعه يافتگي فرهنگي ميان اهالي سينماي يك جامعه است. زيرا برخاسته از خودشناسي، خودباوري و دغدغه ورزي است.
سينماي ملي به سادگي به دست نمي رسد. به راحتي محقق نمي شود. اما دستيابي و تحقق آن دور از نظر نمي نمايد.
ترديد نكنيم كه درهرجامعه -ديني و غيرديني- سينماي ملي، ادبيات ملي، تئاتر ملي و اساسا هنر ملي، جنبه بازدارندگي دارد. بازدارندگي در برابر تهاجم فرهنگي، مسخ فرهنگي و خودباختگي و وادادگي در برابر ديگران، اجنبي و نامحرمان!
هنر ملي يعني تضمين بقا و كارگري فرهنگ و ارزش هاي اصيل هرجامعه بر مخاطب! از اين رو يك نظام سياسي خردورز، فتح قله هنر ملي را نقطه كلان و استراتژيك «هدف» قرار مي دهد.
چندسالي است «سينماي ملي» بر سر زبان هاي ماست!
اما تنها و تنها بر سر زبان هاي ماست: ما كه اهل نقديم! ما كه اهل سياست گذاري در حوزه سينما هستيم و ما كه اهل سينما هستيم و...!
اكنون چه تعريفي از سينماي ملي به دست داده ايم؟
چه تعريفي موجود است و قابل اشاره و استناد؟
سينماي ما در چه فاصله اي تا سينماي ملي ايستاده است؟
عزيزان! اگر بخواهيم با نگرشي علمي بنگريم و از روي تعهد به قضاوت بنشينيم و حكم دهيم، چاره اي نداريم كه بگوييم: سينماي ايران «ملي نيست»!
و اي كاش مي توانستيم به همين يك جمله بسنده كنيم، سينماي ايران با ملي شدن يا طرازشدن با جمهوري اسلامي، فاصله اي ژرف و شگرف دارد!
سي امين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر، مبناي مناسبي براي سنجش است. در اين جشنواره:
يك: دو- سوم فيلم هاي بخش اصلي- سوداي سيمرغ سينماي ايران- را آثاري تشكيل مي دادند كه محور مضموني آن، «خيانت» است؛ خيانت زن به شوهر، شوهر به زن!
«برف روي كاج ها»، «من همسرش هستم»، «زندگي خصوصي» و...!
دو- اساساً بسياري از فيلم سازان ايراني «انديشه ورز» نيستند. چون انديشه ورز نيستند و چون از دانش اندك نيز رنج مي برند، در دستيابي و تدوين «ديدگاه» موفق عمل نمي كنند. يعني ديدگاه بسياري از سينماگران ما مبناي منطقي و واقعي و منصفانه و در يك كلام وجه علمي ندارد.
فيلم سازي كه مروج نيهيليسم است و با پرچمداري نيهيليسم قصد طرح و شهرت دارد، بي شك در زمره سينماگران انديشه ورز نمي گنجد! او مقلد است و برامواج بينشي عوامانه، بي اختيار شناور است.
«بيخود و بي جهت» را نگاه كنيد و قضاوت نماييد! سينماگر به دور از انديشه ورزي، هنوز براي پرسشهاي بديهي و نخستين زندگي، پاسخي منطقي و درست ندارد. چنين است كه سازنده پذيرايي ساده رو در رو با روزنامه نگاران و منتقدان و خبرنگاران مي گويد: «اخلاق يك امر نسبي است!»
سه- ملاك اغلب سينماگران ما طي مشي علمي براي «قضاوت» نيست.
اگر قضاوت فيلم ساز ما محدود و محصور به «سليقه» و «تمنيات شخصي» باشد، صنفي گرايي صرف يا قبيله گرايي مدرن باشد، اگر قضاوتهاي ما درباره دنياي اطرافمان و جهان دروني مان، مبني بر خواستها و خواهش هاي گيتيانه مان باشد، مطمئنا، به عنوان يك هنرمند نمي توانيم قضاوت درستي را در قالب اثر هنري عرضه كنيم. قضاوتمان در واقع قضاوت نيست. برآيند پيشداوري است. بركشيده اي از احساسات سطحي و خودمحورانه و نفساني است. شبهه ناك و شبهه پرور است. فتنه انگيز است.
به همين دليل است كه وقتي مي خواهيم از دفاع مقدس مردم ايران در برابر دشمنان در هشت سال جنگ بگوئيم، تاريخ و واقعيات تاريخ را از نگاه شبهه پرورمان به قضاوت و بدتر از آن، به روايت مي نشينيم.
به همين دليل است كه در كارنامه كاري مان فيلمي مانند «خرس» به چشم مي آيد. فيلمي كه از هشت سال دفاع مقدس، يك آسيب و يك هزينه را ديده است و بس!
پنج- برخي فيلم سازان كشورمان، به دليل تن دادن به نفسانيت و نداشتن شناخت هويتي و پايه معرفتي- الهي و نداشتن خودباوري، مرعوب فرهنگ غيرخودي اند. در آثارشان همه چيز غيرايراني است. شخصيت، انديشه و رفتار شخصيتها، آكسسوآر، ميزانسن و... همه چيز رنگ و بوي بيگانه دارد.
آيا مي توان از فيلم ساز مرعوب چشم به دوري از مرعوبيت و تقويت اعتماد به نفس ايراني داشت. بي شك خير!
برخي- چنان كه مي دانيد- فيلم مي سازند. اما نه براي خوشايند مردم كه دقيقا در مسير اجنبي! در راه خواستها و ارزشهاي اجنبي! آثار چنين سينماگراني را نتيجه مرعوبيت فيلم ساز مي دانم و بدان پاي فشاري مي كنم. من براي چنين فيلم هايي ارزش قائل نيستم. چون آنها را آثار هنري «شخصي» مي پندارم، «بي درد» مي دانم و محتاج خوشايندي بيگانه!
آنچه براي جشنواره سي ام فيلم فجر اشاره شد تنها نمونه اي از مجموعه مثال هاي سينمايي بود.
بايد پرسيد :يك -آيا سينماي ملي به دست فيلم سازان طيف ياد شده و آثاري چون آثار برشمرده محقق مي شود؟!
دو- درد اصلي جامعه ما خيانت زنان و شوهران است؟
سه- آيا سينماگر غير انديشه ورز، مصدر انديشه است؟
چهار- آيا سينماگر ناتوان در كشف و طراحي و تدوين ديدگاه
عرضه دارنده ديدگاه «نادرست» مي تواند مؤثر در پاگيري سينماي ملي باشد كه دست كم يك شرط دستيابي به آن صاحب ديدگاه درست بودن است؟
ما كجاييم؟!
بگذاريد اساساً فاجعه فاصله تا سينماي ملي ايران را با يك مثال ديگر تصوير كنم!
امسال فيلم «جدايي...» به عنوان بهترين فيلم خارجي اسكار معرفي شد. تاكنون نيز نزديك به 70 جايزه بين المللي به اين اثر تعلق گرفته است.
در جدايي، دروغ واقعيتي نهادينه در جامعه ايراني توصيف مي شود و يگانه راهكار دوري از دروغ، مهاجرت به غرب توصيه مي گردد.
ضدايراني بودن قصه از يك سو، و حرفهاي عوامانه سازنده جدايي در جشن سينماي ايران سال گذشته - حرفهاي متضمن حمايت از سينماگران فراري و ضدايراني مانند محسن مخملباف- جملگي باعث شد كه فيلم و سازنده اش ، « مناسب» براي طرح در برابر جامعه ايراني در نظر گرفته شود» به همين دليل فيلم او مرتب در سايه اعتناي جشنواره هاي رنگارنگ و كوچك و بزرگ قرار گرفت.
همين فيلم از نظر بسياري از اهالي سينما و منتقدان داخلي به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران و اسكار جايزه دهنده بدان، به مثابه بزرگ ترين رويداد هنري قلمداد مي شود. آيا با وجود چنين بدنه اي، مي توانيم بگوييم به قله آرماني- سينماي ملي در حال نزديك شدن هستيم؟! فيلم ضدايراني كجا و مختصات سينماي ملي كجا!
سينماي ملي كجا و تعريف و تمجيد و مفتون و مرعوب شدن در قبال اسكار و... كجا!
بايد بگويم چشم انداز سينماي ايران در سال جاري- تاكنون- دلخواه نيست. روند سينماي ايران عقلاني و متعهدانه به نظر نمي رسد. بايد فكري كنيم. تصور نكنيم مي توانيم فيلم ساز بي مايه و بي بصيرت را با كلام مهرآميز تشويق و جذب كنيم. برگزاري بزرگداشت براي فيلم سازان بي درد، دردي دوا نكرده است. تنها و تنها بايد فيلم ساز متعهد را شناسايي و پشتيباني و راهي ميدان سينماي حرفه اي كرد؛ همين!
جز اين، نه تنها سينماي ملي ما محقق نمي شود، بلكه هر روز شاهد سقوط بيشتر سينماي ايران در ورطه ابتذال، سطحي گرايي و عوام زدگي مي شويم. اگرچه در عرصه سينماي ايران ، سينماگران متعهد اندك نيستند و برخي از آنها پس از سالها تجربه، اينك با ابهتي حرفه اي آشكار شده اند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

سه شنبه 1 فروردین 1391  10:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها