0

واپسين لحظات سال و نوروز را چگونه سپري كنيم؟

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

واپسين لحظات سال و نوروز را چگونه سپري كنيم؟

آيت الله شيخ مجتبي تهراني
غفلت از «مرور ايّام» و «گذشت زمان»
اگر بنا باشد هميشه مباحث علمي را بدون اينكه در كنارش تنبّهي براي ما وجود داشته باشد مطرح كنيم فكر مي كنم فايده اي نداشته باشد، لذا خوب است گاهي براي ايجاد تنبّه، مسائلي را مطرح كرده و در آن تأمّل كنيم.
از جمله اين مسائل مسئله «مرور ايّام» است. به تعبير همگاني، انسان گاهي از «گذشت زمان» غفلت مي كند و اين غفلت موجب مي شود انسان از خواب غفلتي كه او را فرا گرفته است بيدار نشود. در اين عالم اموري كه موجب اعتبار و پندپذيري مي گردد زياد است امّا انسان از آن عبرت نمي گيرد! علي(ع) مي فرمايد: «ما أكثر الع بر و أقلّ ال اعت بار». [1] يكي از موضوعاتي كه انسان بايد از آن پند و عبرت بگيرد و متنبّه و بيدار شود مسأله «گذشت زمان» است.
هر «روز» در قيامت گواهي است بر اعمال انسان
امام صادق(ع) به نقل از آباي گرامشان در روايتي همه فهم، فرمودند:«ما م ن يوم يأت ي علي ابن آدم لّا قال له ذل ك اليوم يا ابن آدم أنا يوأ جد يأ»، هيچ روزي نيست كه بر فرزند آدم وارد مي شود مگر اينكه آن روز به او مي گويد: من براي تو روزي نو و جديد هستم! «أنا يوأ جد يأ»، من نوروزم! من براي تو روز نويي هستم! «و أنا عليك شه يأ»، و من، يعني زمان، نسبت به تو گواهي دهنده هستم! «فافعل ف يّ خيراً»، در من عمل خير انجام بده، «و اعمل ف يّ خيراً أشهد لك يوم الق يامه ف نّك لن تران ي بعدها أبداً»، [2] من در روز قيامت نسبت به اعمال تو شهادت مي دهم و تو بعد از اين هيچ گاه مرا نخواهي ديد مگر در روز قيامت.
زمان ها مي گذرد و همه آنها براي انسان گواه هستند. اينطور نيست كه ما فكر مي كنيم! اعمال و كردار ما در زمان محو نمي شود، بلكه همه آنها ثبت مي گردد. به تعبيراتي كه در روايات آمده است توجّه كنيد! كه ايّام و روزها بر انسان شهادت مي دهند و روز جديد كه مي آيد زبان حالش با انسان اين است كه در من، عمل خير انجام بده؛ چراكه من در روز قيامت بر اعمال تو شهادت مي دهم.
حتّي بالاتر از آن، ما خود تشكيل دهنده زمان هستيم. اينطور نيست كه ايّام بگذرد و من ثابت باشم، روز برود و من ساكن بمانم. ما انسان ها تشكيل دهنده زمان هستيم. موجودات هستند كه تشكيل دهنده زمان هستند. اين نيست كه روز بگذرد، ماه بگذرد، سال بگذرد، بدانيد اين ما هستيم كه مي رويم و مي گذريم و خواهيم گذشت.
هر روز كه مي گذرد، تو كم مي شوي!
از حسين بن علي(ع) منقول است كه فرمودند: «يابن آدم ا نّما انت ايّاأ كلّما مضي يوأ ذهب بعضك»، [3] اي انسان! اي فرزند آدم! تو روزگار هستي، «ا نّما انت ايّاأ»، تو خودت روزگار هستي، تو ايّام و روزها هستي، هر روزي كه مي گذرد مقداري از تو كاسته مي شود. اين طور نيست كه تو ثابت باشي و روزگار بگذرد، تو ساكن باشي و او گذرا باشد. هر روز كه مي گذرد مقداري از ما نيز مي گذرد و از ما كاسته مي شود، هر ماه و سالي كه مي گذرد يك ماه و سال نيز از ما كاسته مي شود؛ يعني هر روز و ماه و سالي كه مي گذرد، به همان ميزان سرمايه و هستي انسان كه عمر اوست نيز خواهد گذشت. با گذشت روز و ماه و سال هستي ما هم مي گذرد.
امسال هم «بخشي از هستي ما» از دست رفت!
يك سال ديگر گذشت، امّا آيا با سپري شدن اين زمان من هنوز وجود دارم؟ خير! همه هستي من وجود ندارد؛ با گذشت اين سال بخشي از هستي من نيز گذشته است. لذا خوب است انسان نسبت به آنچه از او گذشت و از سرمايه و هستي اش كاسته شده متنبّه و متذكّر شود. خوب است همانطور كه نسبت به امور مادّي اش فكر مي كند نسبت به عمر و هستي اش نيز فكر كند تا ببيند اين سرمايه را در چه راهي مصرف كرده است.
اين ايّام، وقت حسابرسي نسبت به عمر است!
علي(ع) در روايتي به نقل از نبي اكرم فرمودند كه: «أكيس الكيّ س ين» زيركترين زيركان، «من حاسب نفسه»، كسي است كه از خود حساب بكشد، «و عم ل ل ما بعد الموت » و كارهايش را در ارتباط با جهان ديگر انجام دهد.وقتي علي(ع) اين جملات را از پيغمبر نقل فرمود شخصي سوال كرد، «كيف يحاس ب نفسه»، انسان چگونه از خود حساب بكشد؟ «قال(ع) ذا أصبح»، حضرت فرمود: هرگاه شب را به روز آورد، «ثمّ أمسي»، و روز را به شب رساند، «رجع لي نفس ه »، بازگشتي به خود داشته باشد، «و قال يا نفس ي»، و بگويد: اي فلاني! « نّ هذا يوأ مضي عليك»، امروز روزي بود كه بر تو گذشت، «لا يعود ليك أبداً»، در حالي كه هيچ گاه به سوي تو باز نمي گردد، «و اللّه يسألك عنه ب ما أفنيت ه »، و خدا از تو مي پرسد آن را در چه راهي مصرف كردي؟
در اينجا صحبت از روز نيست، حضرت دارد به زبان من و شما صحبت مي كند، اين روز و ايّام نيست كه فاني شده، اين بخشي از هستي ما است كه گذشته و از دست رفته است. خداوند سوال مي كند كه اين سرمايه را در چه راهي فاني كردي؟ «فما الّذ ي عم لت ف يه »، چه كاري در اين روز انجام دادي؟ «أذكرت اللّه أم حم دت ه»، آيا در اين روز به ياد خدا بودي و او را حمد و ستايش كردي؟ «أقضيت حوائ ج مؤم ن ف يه »، آيا در اين روز خواسته و حاجت برادر ايماني ات را با اين كه قدرت داشتي برآورده كردي؟ «أنفّست عنه كربه»، آيا از گرفتاري هاي او گره گشايي كردي؟ «أحف ظت يه ب ظهر الغيب ف ي أهل ه و ولد ه »، آيا در غياب برادر مؤمنت اخوّت اسلامي و ايماني را نسبت به خاندان و فرزندش رعايت كردي؟ «أحف ظت يه بعد الموت ف ي مخلّف يه» آيا بعد از مرگ او از اين حريم ايماني نسبت به بازماندگانش حراست و مراقبت كردي؟ [4] «أكففت عن غ يبه أخ مؤم ن»، آيا از غيبت كردن پشت سر برادر مؤمنت جلوگيري كردي؟ «أعنت مسل ماً»، آيا كمك كار برادر مسلمانت بودي؟ «ما الّذ ي صنعت ف يه »، در اين روز چه كار كردي؟
روش تفكّر در ايام گذشته
علي(ع) روش تفكّر در ايّام گذشته را بيان مي فرمايد. در روايات نسبت به هر روز چنين سفارشي وجود دارد. آيا ما هر روز يك چنين محاسبه اي انجام مي دهيم؟ يا حداقل هفته اي يك بار و يا ماهي يك بار مي نشينيم فكر كنيم كه چه كارهايي انجام داده ايم. برخي از افراد براي امور مادّي شان دفتر روزانه و هفتگي دارند و راجع به آنچه كه در آن با توجّه به فعّاليت هاي آن روز يا آن هفته ثبت شده فكر مي كنند. برخي هم دفتر سالانه دارند و در آخر سال بيلان كار خود را ارائه مي دهند كه در اين سال چه كارهايي انجام داده اند.
در لحظات آخر سال چه كنيم؟!
آيا سزاوار نيست كه انسان هنگامي كه لحظات آخر سالش فرا مي رسد اينطور فكر كند؟ يك سال بر ما گذشت! به عبارت ديگر بخشي از هستي ما رفت و هيچ گاه به ما برنخواهد گشت مگر در روز قيامت كه اين قطعه از هستي ما آنگاه به ما باز مي گردد كه نموداري از كردار گذشته مان در اين سال را به ما نشان مي دهد. همانطور كه علي(ع) فرمود خوب است انسان بنشيند و در اين باب فكر كند در سالي كه گذشت و به اتمام رسيد چه كردم؟ آيا به ياد خدا بودم؟ آيا او را ستايش كردم؟ آيا گرفتاري برادر مؤمنم را رفع كردم؟ آيا حاجتي از او برآورده كردم؟ آيا در غيابش مراقب بودم تا حيثيّتش را حفظ كنم؟ آيا در اين سال به وظايف برادري و اسلامي خود نسبت به دوستاني كه از دست دادم عمل كردم؟ آيا حال بستگان آنها را جويا شدم؟ ولو اينكه به حسب ظاهر از آنها دلجويي كنم؟
در سالي كه گذشت چه كرديم؟! الآن چه كنيم؟!
علي(ع) بعد از آنكه چند چيز براي روش تفكّر و محاسبه نسبت به گذشته آموخت فرمود: « ما الّذ ي صنعت ف يه »، به خود بگو: اي فلاني! در اين روزي كه گذشت و به عبارت ديگر قسمتي از وجود و هستي ات در اين عالم كه از دست رفت چه كردي؟ «فيذكر ما كان م نه»، پس گذشته را يادآور شود، «ف ن ذكر أنّه جري م نه خيأ«، اگر به گذشته مراجعه كرد و ديد آنچه كه بر او گذشته خير بوده است، «حم د اللّه و كبّره علي توف يق ه »، حمد خدا را به جا آورد و بگويد: »الحمد لله« و نسبت به اين موفقيتي كه خدا به او عنايت فرموده بگويد: «الله اكبر» و بداند اين توفيق هم از خدا بوده است، «و ن ذكر معص يه ً أو تقص يراً»، و اگر ديد گناهي انجام داده و خطايي از او سر زده، «استغفر اللّه»، از خدايش پوزش بخواهد و استغفار كند، «و عزم علي ترك معاودت ه »، [5] و تصميم بگيرد كه ديگر به آن گناه بازنگردد و آن را تكرار نكند.
اگر انسان بخواهد به معناي واقعي خودش را بسازد، يكي از راه هاي بزرگ براي سازندگي انسان توجّه به اعمال گذشته خود است. خصوصاً از فرصت هايي كه براي انسان پيدا مي شود براي تنبّه و تذكّر خود و اينكه از خواب غفلت بيدار شود و نسبت به آينده تنظيم شود استفاده كند كه يكي از اين فرصت ها پايان سالي است كه گذشت. امسال تمام شد و گذشت امّا ما چه كرديم؟
هستي و سرمايه اي كه از ما كاسته شد را در چه راهي و چگونه مصرف كرديم؟ انسان نسبت به اعمال يك ساله اش بيلان آخر سال عرضه كند. همان طور كه علي(ع) مي فرمايد اين موجب مي شود تا انسان نسبت به آينده اش مراقب باشد. اميدوارم خداوند به ما توفيق عنايت كند تا از گذشته هاي خود نسبت به آينده مان عبرت بگيريم!
سايت آيت الله تهراني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] .نهج البلاغه، ص528
[2] . وسايل الشيعه، ج16، ص99
[3] . ارشادالقلوب، ج1، ص40
[4] . تنها مسأله زنده بودن شخص نيست، انسان بعد از مرگ او نيز نسبت به اين رابطه وظيفه دارد.
[5] . وسايل الشيعه، ج16، ص98

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

سه شنبه 1 فروردین 1391  6:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها