0

سینما و ادبیات، تقابل یا تعامل

 
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

سینما و ادبیات، تقابل یا تعامل

 

اکنون که در دهه سوم به سر می بریم سینمای ما به دلیل ، نبود سناریوهای قوی و پرمایه بر سر دو راهی بودن یا نبودن سر گشته و مبهوت مانده است.


 

سینما و ادبیات، تقابل یا تعامل

چرا بر خویشتن هموار باید کرد

رنج آبیاری کردن باغی کز آن گل کاغذین روید؟

( مهدی اخوان ثالث )

سینما در آغاز با تصاویر متحرکی از زندگی روزمره ی مردم در فرانسه پا به عرصه ی وجود گذاشت. این تصاویر تعداد بی شماری عکس بود که در فاصله زمانی  بسیار اندک گرفته شده بود و برای مدتی  مردم را پای پرده ی سفیدی در سالن تاریک میخ کوب می کرد . پس از گذشت زمانی اندک دست اندرکاران تولید و پخش این تصاویر دریافتند که این کار جذابیت خود را نزد مردم از دست داده و بنابراین در پی ابتکار جدیدی برآمدند تا دوباره مردم را به سالن های مخصوصی نمایش فیلم بکشانند. آنها راه نهایی برای خروج از بحران را در آن دیدند که تصاویر بر اساس روایت های ساده تهیه کنند و لذا دست به دامان ادبیات شدند. محور فیلم ها را از آن پس قصه و داستان تشکیل می داد و بیننده در پایان با دست پر و ذهنی مملو از ماجراهای فیلم به خانه بر می گشت و بی صبرانه انتظار فیلم بعدی را می کشید. « در فرانسه و در خلال سال های 1907 و 1908 با آثار خیال بافانه‌ی ژرمه لیس و پس از آن درام های واقعیت گرا، سینمای احساساتی سبک، آثار آروتیک و کمدی که همگی توسط فیلم سازان موسسه "پاته" بدعت گذار شده بود، سینما راه خود را دنبال می کرد.» (احمد امینی 1370 ص 13).

در سال 1324 دو نویسنده تازه نفس ، صادق چوبک با مجموعه خیمه شب بازی و جلال آل احمد با مجموعه ی دید و بازدید  وارد عرصه ادبیات داستانی شدند ، و  در نیم قرن اخیر نیز غلامحسین ساعدی با (عزاداران بیل )، صمد بهرنگی در ادبیات کودک با آثاری چون (تلخون )  (کچل کفتر باز) و( پسرک لبو فروش) و محمود دولت آبادی با دو اثر برجسته( جای خالی سلوچ) و (کلیدر) و بر غنای ادبیات داستانی ایران افزودند.

 پس از گذشت زمانی اندک دست اندرکاران تولید و پخش این تصاویر دریافتند که این کار جذابیت خود را نزد مردم از دست داده و بنابراین در پی ابتکار جدیدی برآمدند تا دوباره مردم را به سالن های مخصوصی نمایش فیلم بکشانند. آنها راه نهایی برای خروج از بحران را در آن دیدند که تصاویر بر اساس روایت های ساده تهیه کنند و لذا دست به دامان ادبیات شدند.

اما از بین این همه تنها بوف کور هدایت و کلیدر دولت آبادی شهرت جهانی یافتند ، آن هم نه به شکل فراگیر . در خلال این تکاپوهای ستودنی در عرصه ادبیات ، سینما در ایران دوران طفولیت خود را سپری می کرد و قبل از انقلاب اسلامی فیلم فارسی های تولید شده کمترین بهره ای از این همه تلاش نویسندگان نبرده و سناریوی این قبیل آثار مبتذل و پیش پا افتاده بر اساس داستان های بسیار ساده و بی ارزش کوچه بازاری و قهوه خانه ای با چاشنی عشق هوس بازانه است ، اگر موارد بسیار نادری همچون فیلم گاو داریوش مهر جویی را استثنا کنیم .

سینمای بعد از انقلاب را می توان به فیلم های تولید شده در دو دهه دسته بندی کرد : دهه نخست ( 1360 تا 1370 ) تحت تاثیر جنگ در جهتی خاص می پیمود و فیلم نامه های این دهه بر گرفته از ادبیات نو پای جنگ بود . که ارزش هنری بالایی نداشت ، این فیلم ها گرچه به لحاظ پرداخت سینمایی جزو بهترین آثار بعد از انقلاب به شمار می آیند لیکن تقریباً همه سناریوهای ضعیف داشتند که با روح ادبیات داستانی نسبتاً بیگانه بودند. در دهه ی دوم (1370-1380 ) سینمای ما به بازگشتی مذبوحانه تن می دهد . با اندکی تغییر آن هم به واسطه ی زمان ، فضا و ظاهر آدم ها همان سبک و سیاق فیلم فارسی بر آثار سینمایی سایه می افکند. محتوای فیلم ها عشق های خیابانی و پارکی و گفتگوها دیالوگ های پسر و دختری است . هر کس اراده می کرد یک شبه فیلمنامه می نوشت و فردای آن شب تهیه کننده خوش ذوقی سناریوی او را می قاپید در این دهه به نحو تاسف باری روح ادبیات داستانی از سینما رخت بر می بندد و اکنون که در دهه سوم به سر می بریم سینمای ما به دلیل ، نبود سناریوهای قوی و پرمایه بر سر دو راهی بودن یا نبودن سر گشته و مبهوت مانده است.

  منبع:رودکی (شماره 67 و 38)- امیر حسین رضایی 


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 29 اسفند 1390  11:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها