0

دخترك دروغگو

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

دخترك دروغگو

 

«ريموند بيچ» مى‏گويد: دختر جوانى را مى‏شناسم كه اكنون يك دروغگوى درمان ناپذير است. او هنگامى كه هفت سال داشت، هر روز به كلاس درسى مى‏رفت كه در آن بيست و پنج نفر از بچه‏ها تحصيل مى‏كردند. پرستارى هر روز او را به مدرسه مى‏برد و در پايان درس نيز او را به خانه باز مى‏گرداند.

اين پرستار در ضمن، وظيفه داشت كه از دخترك مراقبت كند تا تكاليفش را انجام دهد و درس‏هايش را بياموزد. خلاصه اين زن مسؤول تربيت اين كودك بود. در آن زمان، بر حسب روش مرسومى كه آموزش و پرورش امروز آن را به كلى بى‏مصرف مى‏داند، شاگردان كلاس هر روز بر حسب نمره‏هاى امتحانات كتبى، طبقه‏بندى مى‏شدند. دخترك هر روز همين كه كيف به دست از كلاس خارج مى‏شد، باپرسش يكنواخت و حريصانه پرستارش كه مى‏گفت: «چندم شدى؟» روبه رو مى‏شد. هر گاه او مى‏توانست بگويد: «اول» يا «دوم»، كار درست بود. اما سه نوبت پى در پى، اين دختر بى‏گناه شاگرد سوم شد كه البته اين رتبه ميان 25 نوآموز، شايان تحسين است؛ با وجود اين، پرستارش از كسانى نبود كه اين حقيقت را درك كند. او دو نوبت اول بردبارى كرد، اما بار سوم ديگر نتوانست خوددارى كند و فرياد زد: «فردا بايد شاگرد اول شوى

دخترك روز بعد با تمام تلاشى كه كرد، باز رتبه سوم را به دست آورد. زنگ آخر كه خورد، پرستار جلو در كلاس در كمين ايستاده بود. همين كه چشمش به او افتاد فرياد زد: «چه خبر؟»

دخترك كه جرأت گفتن حقيقت را در خودش نمى‏ديد، پاسخ داد: «اول شدم.» و اين چنين دروغگويى او آغاز شد(8).

بيان: بسيارى از پدر و مادرها به همين گونه رفتار مى‏كنند و به‏اين‏ترتيب، بار سنگين گناهكارى و مسؤوليت دروغگويى فرزندان‏خويش را به دوش مى‏گيرند.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

یک شنبه 28 اسفند 1390  3:08 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها