شبى مرحوم آيةالله «محمد تقى خوانسارى» در حال بازگشت از نماز جماعت، در خيابان اطراف حرم مطهر حضرت معصومه(س) كودكى را در حال گريه كردن مىبيند. وقتى علّت گريهاش را مىپرسد، كودك جواب مىدهد: «پولى را كه براى گرفتن نان به همراه داشتم گمكردهام.»
بىدرنگ آن مرجع بزرگ به حالت نيمه نشسته، مشغول جستجو مىشود تا اين كه آن دو ريال گمشده را پيدا مىكند و به كودك مىدهد. ايشان به راحتى مىتوانستند چند برابر آن پول را به كودك بدهند، امّابراى اين كه او احساس شرمندگى نكند، به اين شكل به او كمككردند.(9)