0

اثر يك تذكر

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

اثر يك تذكر

 

بانوى جوانى مى‏نويسد: «در دوران كودكى، بسيار حساس و خجالتى بودم. از طرفى وزنم بيش از حد معمول بود و گونه‏هايم مرا بيش از آنچه بودم، چاق نشان مى‏داد. هرگز به مجالس ميهمانى نمى‏رفتم و تفريحى نداشتم. در مدرسه حتى در ورزش شركت نمى‏كردم. حس مى‏كردم با ديگران فرق دارم و موجودى نامطلوب و زايد هستم. وقتى بزرگ شدم، با مردى كه چند سال از خودم بزرگ‏تر بود ازدواج كردم و باز به همان وضع روحى باقى ماندم. بستگان شوهرم افرادى با وقار و داراى اعتماد به نفس بودند و من هر چه كوشش مى‏كردم مانند آنها شوم نمى‏توانستم. تمام اين مسائل دست‏به‏دست هم داد و مرا به يأس و نااميدى كشاند تا جايى كه به فكر خودكشى افتادم. اما يك تذكر، مرا دگرگون ساخت و نجات داد. روزى‏مادر شوهرم درباره طرز پرورش بچه‏هاى خود صحبت مى‏كرد و مى‏گفت: «من هميشه اصرار دارم بچه‏هايم آن گونه كه هستند و براى آن آفريده شده‏اند باشند

اين سخن در من به سختى اثر كرد و دانستم كه هنوز خود را نشناخته‏ام و همه بدبختى‏هايم براى همين است كه مى‏خواهم خود را در قالبى بريزم كه براى آن ساخته نشده‏ام.(5)

بيان: با ساختن الگوى مناسب از شخصيت‏ها براى كودكان مى‏توان طرز فكر آنها را جهت داد تا امثال اين خانم از راضى نبودن وضع ظاهرى، به فكر خودكشى نيفتند.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

یک شنبه 28 اسفند 1390  3:03 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها