مىگويند: «انيشتين» دانشمند بزرگ و فيزيكدان عصر حاضر، دركلاسهاى ابتدايى چهره درخشانى نداشت، ولى در سالهاى بعد، استعداد شگرف و مخفى مانده خود را بروز داد.
به «ملكشاه سلجوقى» خبر رسيد كه «قيصر روم»، در صدد تسخير بغداد است. ملكشاه با ارتش منظم خود به سوى مرز ايران حركت كرد. «خواجه نظامالملك» روزى از ارتش سان مىديد كه ناگاه قيافه سربازىكوتاه قد، توجّه او را به خود جلب كرد. دستور داد كه او را ازصف بيرون كنند. او تصور كرده بود كه از آن سرباز كوتاه قد، كارىساختهنيست. ملكشاه به خواجه گفت: «چه مىدانى؟ شايد همين سرباز قيصر را اسير كند.»
اتفاقاً مسلمانان در اين نبرد پيروز شدند و قيصر روم به دست همين سرباز اسير گرديد.(3)
بيان: مربّى يا پدر و مادر موفق، آنهايى هستند كه از شاگرد و يا كودك خود شناخت خوبى داشته باشند؛ استعدادهاى آنها را بيابند و زمينه شكوفايى آن را فراهم كنند. چون خداوند در هر كس استعداد خاصى را قرار داده است كه شخص با شكوفايى آن استعداد به توفيق دست خواهد يافت.