از «سكونى» روايت شده است كه بر امام صادق(ع) وارد شدم، درحالى كه خسته و غمگين بودم. ايشان رو به من كرد و فرمود: «اىسكونى، علّت غم و ناراحتى تو چيست؟»
عرض كردم: «خداوند به من فرزندى داده است كه دختر است.»
فرمودند: «اى سكونى، سنگينى او بر روى زمين است و روزى او باخداوند. او بدون اين كه به تو نياز داشته باشد، زندگى مىكند و نيز بدون استفاده از روزى تو، غذا مىخورد.»
آن گاه پرسيدند: «اسم او را چه گذاشتهاى؟»
گفتم : «نامش را فاطمه گذاشتهام.»
آن حضرت با شنيدن نام مقدس فاطمه(س) سه بار آه كشيد.
سپس دست بر پيشانى گذاشت و فرمود: «امّا اگر اسم او را فاطمه گذاشتهاى به او فحش نده و او را لعنت نكن.»(11)