خانوادهاى از دست فرزند شرورشان كلافه شده بودند. بىادبى فرزند خردسال، پدر و همه اهل منزل را رنج مىداد. بيرون از منزل نيز كسى از آزار و اذيت او آسايش نداشت. پدر نيز هر بار او را به باد كتك مىگرفت، به اميد اينكه بر اثر تنبيه، دست از كارهاى زشت بردارد؛ اما فايدهاى نداشت.
روزى دست فرزند خود را گرفت و نفس زنان، نزد حضرتابوالحسن(ع) آورد و از وى شكايت كرد. حضرت نگاهى به آن مرد كرد و خواست راه و روش تربيت كردن را به او بياموزد. فرمود: «فرزندت را نزن.»
مرد از خودش پرسيد: پس چگونه فرزندم را تربيت كنم. منتظربودتا ادامه كلام امام را بشنود. امام ادامه داد: «براى ادب كردنش از او دورى و قهر كن.»
مرد گويا دنياى جديدى در تربيت فرزند به رويش گشوده شد. درهمان لحظه تصميم گرفت شيوه قهر و دورى را پيشه خود سازد وبافرزندش سخنى نگويد. در همين فكر بود كه ادامه كلام امام، او را آگاهتر كرد. امام فرمود: «ولى مواظب باش قهرت زياد طول نكشد و هرچه زودتر با فرزندت آشتى كن.» (17)
P . بحارالانوار، ج 101، ص 99 . P(18)
بيان: شيوه تنبيه بدنى در تربيت كودك هيچ تأثيرى ندارد، بلكه نتيجه عكس دارد. چون علاوه بر عادت به تنبيه، عظمت و ابهت پدر و مادر و يا معلم را نزد كودك خدشهدار مىكند و راه براى تربيت بعدى نيز بسته مىشود.