0

آقای نوری زاد! بخوان با صدای بلند بخوان!

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

آقای نوری زاد! بخوان با صدای بلند بخوان!

 

 یادتان باشد در سالگرد شهادت آقا مرتضی بر سر مزارش مقاله آتشینی قرائت کردید که اگر کسی زیارت عاشورا بخواند و در جمله السلام علیک یا اباعبدالله مخاطبش حضرت امام آیت الله خامنه‌ای نباشد، لقلقه زبانی بیش نگفته است


این روزها آقای نوری زاد که خیلی‌ها با کتاب‌ها و مقالات تندش علیه ساختارشکنان و اصلاح‌طلبان تندرو و حمایت‌های بی‌دریغش از رهبری او را می‌شناختند دوباره دست به قلم می‌برد ولی این‌بار برای سفید  کردن روی همه آن‌هایی که در طول تاریخ با ایمان سست خود در مقابل اندک فشاری، پشت ولایت را خالی کرده‌اند.

ولی از آنجایی که بیشتر پیروان خط ولایت با پیروی از رهبر فرزانه خود همواره سعی دارند آیینه‌ای باشند برای برادر مؤمن خود ما هم در این مجال فعلاً با فرض اینکه هنوز شما مثل بعضی از رفقای سبزتان پشت به تمام گذشته خود نزده‌اید خاطراتی را که شاید مورد تایید خیلی از رفقای نزدیکتان هم هست برایتان بازگو می‌کنم .  

اگر از دوران کودکی،دبستان و دبیرستان و چرایی عدم تحصیل دانشگاهت عبور کنم. آقای نو‌ری‌زاد! یادتان هست وقتی از طرف جهاد‌سازندگی و با شعارهای انقلابی و ارزشمند عازم میناب و بشاگرد شدی؟  راستی یادتان هست وقتی برای دور دوم مجلس  شورای اسلامی کاندیدای نمایندگی از میناب شدی چه شعارهای انقلا‌بی‌ای میدادی؟ یادتان هست رقیبت چگونه آبرویتان را برد ؟ فکر کردید چقدر گفته‌های آن رقیب بی انصاف درست و چقدر نادرست بود؟

 راستی شاید آن روزها به حدی سخت بود که همه شعار های خدمت به مردم محروم بشاگرد به فراموشی سپرده شد و آنچنان با شتاب‌زدگی منطقه محروم میناب و بشاگرد را ترک کردید که انگار سرزمینی به نام بشاگرد وجود نداشت و آن رقیب، در راه رسیدن به قدرت با راست و دروغ هایش شما را از رسیدن به قدرت سیاسی بازداشت.

اما خودمانیم، بعد از گذشت این همه سال خودتان نیز  دچار دام تاریخ شده‍ ‌اید و اینگونه شتاب‌زده برای خودخواهی و قدرت‌طلبی چشم خود را به حقیقت می‌بندید و  از جریانی حمایت می‌کنید که اندک شباهتی با شعارهای حمایتی شما از محرومان و مستضعفان ندارد.
آقای نوری‌زاد! یادتان هست سال 62 بعد از ساخت برنامه تلویزیونی "جهاد در بشاگرد"، برای مجری‌گری برنامه روایت فتح از شما دعوت شد و با هفته‌ای یک جلسه دو ساعته با شهید سید مرتضی آوینی، همکاریتان آغاز گردید؟ و رفتید در صف نزدیکان کسی که پایش در زمین بود و در آسمان سیر می‌کرد! با چند سال مشق در مکتب آوینی  انتظار می‌رفت با گذشته انقلابی هم که داشتید شما هم پای در افلاک نهید و ذوب در ولایت شوید. اما کدام عاشق ولایت و انسان با بصیرتی که روایت فتح را با عمق وجودش درک کرده باشد، با اندک آزردگی اینگونه در مقابل مقتدای ملت مسلمان ایران می‌ایستد.

البته عجب از وسعت بصیرت آقا مرتضی  (شهید آوینی)  که حال شما را در گذشته جسته بود. یادتان هست بعد از چند ماه همکاری، اصرار کردید برنامه سریال داستانی "همه با همه" را بسازید و لیکن آقا مرتضی به شدت مخالفت کرد ولی شما و برخی از دوستانتان با بودجه جهاد، کار خودتان را کردید و پس از تولید هم، برنامه غیر قابل پخش تشخیص داده شد و همه آن پول‌ها عملا به دست شما دور ریخته شد!
یادتان هست آقا مرتضی شما را از روایت عملاٌ بیرون راند و شما تا سال 65 پیدایت نشد تا اینکه سال 65 با وساطت برخی از دوستان برای مجری‌گری برنامه‌های روایت دوباره دعوت شدید و پس از چند ماه ادامه این همکاری رفتارهای شما برای آقا مرتضی غیر قابل تحمل شد و بار دیگر مجموعه روایت فتح را ترک کردید.

ولی آقای نو‌ری‌زاد! از فرصتی که الان برای خلوت‌کردن دارید که نعمتی است از جانب خدا بهره بگیرید کلاهتان را قاضی کنید که آن موقع سید شهیدان اهل قلم در ضعف بصیرت شما چه دیده بوده است که اینگونه با مشی و قلمتان مخالفت می‌کرده؟

شاید این بزرگوار هم می‌دانسته که روزی ‌می‌رسد که این قلم به خدمت خائنین به این نظام در می‌آید همان قلم و زبانی که برای گوش‌زد کردن ولایت‌مداری برای برخی از مسئولین منافق در زمان اصلاحات می‌چرخید اینگونه در سنگر کودتاچیان برای آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها سینه چاک می‌کند.
اما فکر کنم یادتان نیست و شاید هم نمی‌خواهید یادتان باشد که در مقاله‌هایتان و در سریال تله تئاتر "پروانه ها می‌میرند" چگونه بر صفوف دوم خردادی‌ها یا به قول خودتان (اردوی نفاق) می‌تاختید و یا با دیالوگ‌های هنرمندانه جریان اصلاح‌طلب را با طلحه، زبیر و ابوموسی اشعری مطابقت می‌دادید و نهایتا آن‌ها را از مصادیق حقیقی مارقین، ناکثین و قاسطین می‌دانستید؟  بعید است یادتان باشد در سالگرد شهادت آقا مرتضی بر سر مزارش چه مقاله آتشینی قرائت کردید و برخی از سران دوم خردادی را با ذکر نام و نشان مورد بمباران شدید واژگان خود قرار دادید و در بخشی از مقاله اینگونه خطاب کردید: اگر کسی زیارت عاشورا بخواند و در جمله السلام علیک یا اباعبدالله مخاطبش حضرت امام آیت الله خامنه‌ای نباشد، لقلقه زبانی بیش نگفته است!

آقای نوری زاد این همه تغییر موضع ناگهانی و شدید از جنابعالی تنها قدرت ابلیس را در ذهن متواتر می‌کند و سستی نفس شما! بترسید از رفاقتی که با شیطان درونتان آغاز کرده‌اید.
جناب آقای نوری‌زاد! شما نزدیک به سی سال است که کارمند رسمی وزارت جهاد کشاورزی هستید و از آن وزارت‌خانه حقوق دریافت می‌کنید؛ در حالی که همزمان بدون حضور در این اداره  مشغول پروژه‌های میلیونی بودید می‌دانید وقتی مال حرام خوردی و به بچه‌هایت دادی از اینکه یاغی شوی و با امام زمانت به محاربه برخیزی تعجب ندارد و این خاصیت مال حرام است. در مقاتل نوشته‌اند: حضرت سید الشهدا (ع) در وداع آخر با حضرت سجاد(ع) فرمود: فرزند عزیزم ، این قوم شکم‌هایشان از مال حرام پر شده است لذا قلب‌هایشان به حقیقت نرم نمی‌شود و چشم هایشان در مقابل حقیقت کور و گوش هایشان کر است.

آقای نوری زاد قلم بردار و این بار از زبان وجدانی آگاه‌تر برای نفس خود نامه‌ای بنویس و بگو این ره که میرود به گورستان تاریخ سیاست و فرهنگ ایران است.  

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 21 شهریور 1389  4:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها