پاسخ به:مشاعره آنلاین
تو مپندار که مهر از دل محزون نرود
آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود
وحشی بافقی
دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای
عاشقان کی خانه دارند ای دل مگر دیوانه ای؟
یاد وصال میکنم،دیده پرآب میشود
شرح فراق میکنم،سینه کباب میشود
دارد به جانم لرز می افتد رفیق،انگار پاییزم
دارم شبیه برگهای زرد و خشک از شاخه می ریزم
سید محمدعلی آل مجتبی
می بخشی یا الهی، جرم مرا که گاهی گر غیر حضرت تو، یاری گزیده بودم
من عاشقم و دلم بدو گشته تباه
عاشق نبود ز عیب معشوق آگاه
فرخی
هر کجا شاخه گلي همرنگ خون رويد ز خاک کشته ي عشقي است مدفون، از مزار ما مپرس
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی / عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست ؟
تقدیر چنین است دلم بین رقیبان
دیوانه ترین پای به زنجیر تو باشد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد
در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
جــان در هـــوای گوهـر نایــاب کرده ایم
می روی و گریه می آید مرا
ساعتی بنشین که باران بگذرد
امیر خسرو دهلوی
دل اگر هست دل زینب کبری باشد آفرین باد بر این همت مردانه دل
لاف از سخن چو در توان زد
آن خشت بود که پرتوان زد
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی
بکشد زارم ودر شرع نباشد گنهش