پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم****هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
رو سوی خانه خمار دارد پیر ما
امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی که آخر آمد دوستداران را چه شد
دو دلم اول خط نام خدا بنویسم
یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم
همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود
با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم
تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
دل عاشق ز گلگشت چمن آزردهتر گردد که هر شاخ گلی دامی است مرغ رشته برپا را
(صائب تبریزی)
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
دیروز،عشق بوی خوش خنده در سکوت
تلفیق آرزوی دو پوینده در سکوت
حالا بریده اند که حرفی نمی زنند
...از آن گذشته، حال ، و آینده در سکوت
تو خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند