0

شير كوهستان_11

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

شير كوهستان_11

به سوى دشت ذهاب

 


هنوز مدت مأموريت مهدى در سپاه تهران از دو ماه فراتر نرفته بود كه ديگر
 بار،هواى حضور در جبهه به سرش زد. او نعمت تأمين امنيت ساكنان مركز سياسى ايران زمين را به خوبى قدر مى‏دانست، اما شرف جنگيدن با دشمنان امت امام و بيرون راندن خصم متجاوز از خاك ميهن، در نظر اين پاسدار جوان لواسانى، كم از پاس دادن در پايتخت كشور آفتاب جماران نبود. به همين دليل، او به هر درى مى‏زد تا راهى جبهه شود. به علت كمبود شديد نيرو در مركز، با تقاضايش موافقت نمى‏كردند، ليكن سرانجام سماجت و سرسختى مهدى بر امتناع مسؤولين سپاه تهران غلبه كرد و حاضر شدند تنها براى مدت سه ماه، او را به جبهه غرب مأمور كنند.
مهدى همين رخصت 90 روزه را هم مغتنم دانست. روز ششم شهريور ماه سال 1360، او به همراه نيروهاى گردان 8 سپاه تهران رهسپار جبهه سرپل ذهاب شد. در آن تابستان گرم و طولانى سال شصت، محورهاى عملياتى جبهه غرب، مأمن سلحشوران بزرگى بود كه با حضورشان در ارتفاعات سر به فلك كشيده غرب غريب و حملات بى‏وقفه و كوچك و بزرگ خود به مواضع خصم، خواب را از چشم فرماندهان سپاه دوم ارتش متجاوز بعث گرفته بودند. شجاعان شهيدى همچون: غلام‏على پيچك، محسن حاجى‏بابا، محسن وزوايى، على‏رضا موحد دانش، على‏رضا حاجى‏بابايى، حبيب‏الله مظاهرى، ابراهيم هادى، جواد افراسيابى و ... كه قله‏هاى سر به فلك كشيده غرب، از بمو و قراويز گرفته تا بازى دراز و شياكوه، به عزم راسخ و همت بلند ايشان، غبطه مى‏خوردند. مهدى به غرب آمده بود تا در محضر اين بزرگواران، درس عشق و سلحشورى و ايثار و پيكار عاشورايى را بياموزد. او و همرزمان از بدو ورود در كنترل عملياتى ستاد ناحيه ذهاب سپاه منطقه 7 كشورى قرار گرفتند. حسين الله كرم، از فرماندهان شاخص جبهه غرب و فرمانده سپاه گيلان‏غرب در سال 1360، حوزه مسؤوليت سپاه منطقه 7 كشورى را اين‏گونه معرفى كرده است:
«... 
براى شناختن شخصيت رزمى انسانى مثل خندان، شما چاره‏اى نداريد مگر اين كه به پس زمينه‏هاى محيطى و انسانى‏اى كه او در آن‏ها قرار داشت، توجه كنيد. وقتى مى‏شنويد كه مهدى به غرب آمده و تحت امر سپاه منطقه 7 قرار گرفته، همين‏جا بايد درنگ كنيد: «غرب» يعنى چه؟ «سپاه منطقه 7« يعنى چه؟ دنيايى مطلب توى همين دو تا عبارت خوابيده. از شروع حمله ارتش بعث تا اوايل سال 1362، سپاه منطقه 7 كشورى به فرماندهى برادرمان محمد بروجردى، عمليات جبهه كوهستانى جنگ با دشمن را هدايت مى‏كرد. مركز آن در كرمانشاه بود. سپاه منطقه 7، يعنى 5 استان و ناحيه بزرگ شامل آذربايجان غربى (ناحيه شمال غربى)، همدان، كردستان و كرمانشاه (ناحيه غرب) و ايلام (ناحيه جنوب غربى). در اوايل شهريور 1360 كه خندان به غرب آمد، سپاه منطقه 7 عملاً در اين مناطق، توى دو جبهه مى‏جنگيد؛ يكى جبهه داخلى و جنگ با ضدانقلابيون مسلح و ديگرى جبهه جنگ با دو سپاه، از مجموع 4 سپاه نيروى زمينى ارتش بعث؛ يعنى سپاه يكم و سپاه دوم. در اين چهار استان - به استثناء استان همدان - ما با دشمن هم‏مرز بوديم و عمده‏ترين كانون‏هاى بحران در آن‏ها را مى‏توانم به اين ترتيب براى شما دسته‏بندى كنم:
در آذربايجان غربى، اروميه و مهاباد و نقده و اشنويه و پيرانشهر و سردشت و بانه را داشتيم.
در كردستان، مريوان و پاوه و ديواندره و سنندج و سقز را داشتيم.
در كرمانشاه، ريجاب و قصرشيرين و سرپل ذهاب و گيلان‏غرب و نفت‏شهر و سومار را داشتيم.
و سرانجام در ايلام، صالح آباد و مهران و دهلران را.
از وقتى كه دشمن در غرب زمين‏گير شد، دو عمليات بزرگ در بازى‏دراز و چندين و چند عمليات محدود و پارتيزانى را بچه‏ها در آن جا انجام داده بودند. زبده‏ترينفرماندهان تاريخ جنگ 8 ساله از مدرسه سپاه منطقه 7 فارغ‏التحصيل شدند و براى مردم اين مملكت حماسه‏ها خلق كردند: احمد متوسليان، محمدابراهيم همت، ناصر كاظمى، على گنجى‏زاده، محمود كاوه، رضا چراغى، حسين قجه‏اى، اسماعيل قهرمانى، تقى بهمنى، على‏رضا حاجى‏بابايى، حبيب‏الله مظاهرى، غلام‏على پيچك، محسن حاجى‏بابا، محمود شهبازى، محسن وزوايى، على‏رضا موحددانش، على‏اصغر رنجبران، محسن چريك، على‏اصغر وصالى، ابراهيم هادى، جواد افراسيابى و... دست آخر خود مهدى خندان
در آغازين روزهاى شهريور 1360، فرماندهان جبهه غرب، ضمن طرح‏ريزى يك عمليات وسيع، تصرف ارتفاعات سركوب و استراتژيك منطقه سرپل ذهاب - گيلان‏غرب از شمال دشت ذهاب تا بازى دراز را در دستور كار خود قرار داده بودند و شناسايى خطوط پدافندى واحدهاى سپاه دوم ارتش بعث به صورت شبانه روزى انجام مى‏گرفت. به فاصله كوتاهى پس از ورود رزمندگان گردان 8 به منطقه، مهدى خندان طى حكمى از جانب شهيد محسن حاجى‏بابا فرمانده سپاهسرپل ذهاب، رسماً به عنوان فرمانده سپاه ريجاب و دالاهو منصوب شد. حوزه استحفاظى اين سپاه، منطقه وسيعى را شامل مى‏شد؛ يعنى در شمال دشت ذهاب، ارتفاع گاوميشان و رو به سمت كوه بمو. نيروهاى دشمن بر روى ارتفاعات گاوميشان، باغ كوه، سلمانه و بمو مستقر بودند و بچه‏هاى سپاه «ريجاب» در ارتفاعات دالاهو، شاه‏نشين، گارى و چند عارضه كوهستانى ديگر مستقر شده و در مقابل دشمن، خط دفاعى خود را حفظ مى‏كردند. از جمله روستاهاى مهم اين منطقه، «از گله» است كه در آن مقطع در اختيار دشمن بود.
مهدى در يك چنين حوزه عملياتى وسيعى، فعاليت‏هاى رزمى خود را آغاز كرد. در پى فاجعه انفجار ساختمان نخست‏وزيرى و شهادت رجايى و باهنر، عملياتى كه قرار بود در پاييز به اجرا درآيد، خيلى زودتر از موعد، در يازدهم شهريور 1360 آغاز شد. فقدان امكانات لجستيكى، نبود جاده‏هاى تداركاتى و فقر امكانات مهندسى، كمبود نيروى رزمى براى به كارگيرى در محورهاى گسترده و... همه و همه سبب شد تا اين تهاجم كه به «عمليات شهيدان رجايى و باهنر»××× 1 اين حمله در بين قديمى‏هاى جبهه و جنگ به «عمليات سوم بازى دراز» هم مشهور است. ××× معروف شد، ناكام به پايان رسد. اما مهدى دلسرد نشد. از آن جا كه حوزه استحفاظى سپاه ريجاب و دالاهو به شدت از جانب ضدانقلابيون مسلح تحت الحمايه ارتش بعث آلوده شده بود، مهدى در صدد برآمد تا در ايندوران فترت جبهه، ضمن در پيش گرفتن سياست اعتمادسازى، آن دسته از عشاير ساده‏دل بومى را كه به اضطرار فقر مادى و فقر فرهنگى به ضدانقلاب پيوسته بودند، با دادن تضمين و امان‏نامه، از اردوى خصم جدا كند و بعد، برود براى كوبيدن سر مار؛ يعنى مقر اصلى فرماندهان ضدانقلاب در روستاى اشغالى «از گله».
او اين طرح را با فرماندهان ارشد عمليات ستاد غرب سپاه منطقه 7 در ميان گذاشت كه پس از بررسى، با حمايت اكيدى از سوى فرمانده سپاه سرپل ذهاب، شهيد «محسن حاجى بابا» مواجه شد و مسؤوليت اجرايى اين طرح را به خود مهدى واگذار كردند.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

سه شنبه 23 اسفند 1390  2:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها