بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اول تو رو خدا چرا این آیکن رو انتخاب کردی به من نگو فقط بهش فکر کن؟
می خوام این جا حرف های بالای 18سال بزنیم
حرفای خفن و...
به نظر من برای اولین بار در مورد
مسائله ی
مهریه صحبت کنیم آیا لازمه لازم نیست آخه چرا؟
من بجای نظرم این داستان و که برام میل زدن میگذارم:
داستان زندگی یه جوون امروزی!
چندسال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه میکردم و تخمه میشكستم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که: «ای عزب! ناقص! بدبخت! بیعرضه! بیمسئولیت! پاشو برو زن بگیر.»
رفتم خواستگاری. دختر پرسید: «مدرک تحصیلیات چیست؟»
گفتم: «دیپلم تمام.»
گفت: «بیسواد! امل! بیکلاس! ناقصالعقل! بیشعور! پاشو برو دانشگاه.»
رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم.
برگشتم رفتم خواستگاری. پدر دختر پرسید: «خدمت رفتهای؟»
گفتم: «هنوز نه.»
گفت: «مردنشده نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی.»
رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم.
برگشتم رفتم خواستگاری. مادر دختر پرسید: «شغلت چیست؟»
گفتم: «فعلا کار گیر نیاوردم.»
گفت: «بیکار! بیعار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار.»
رفتم کار پیدا کنم، گفتند: «سابقه کار میخواهیم.»
رفتم سابقه کار جور کنم گفتند: «باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم.»
دوباره رفتم کار کنم گفتند: «باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم.»
برگشتم رفتم خواستگاری. گفتم: «رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی.»
گفتند: «برو جایی که سابقه کار نخواهد.»
رفتم جایی که سابقه کار نخواستند. گفتند: «باید متاهل باشی.»
برگشتم رفتم خواستگاری. گفتم: «رفتم جایی که سابقه کار نخواستند گفتند باید متاهل باشی.»
گفتند: «باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی.»
رفتم گفتم: «باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم.»
گفتند: «باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم.»
برگشتم رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!