0

جرعه ای از کمال وحی

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

جرعه ای از کمال وحی

ضرورت سخن گفتن از ایمان

با توجه به اموری چند، به ضرورت و اهمیت بحث درباره ایمان بیشتر پی می بریم. نخست اینکه از دیرباز نیل به جاودانگی و سعادت، مهم ترین دغدغه انسان بوده است و تنها راه دست یابی به آن در تمام ادیان توحیدی، ایمان ذکر شده است. همه این ادیان به اتفاق اصرار دارند که تنها مؤمنان اهل نجات و رستگاری اند. در قرآن کریم نیز برای ایمان جایگاه و شأن بسیار والایی اختصاص یافته است که به هیچ امری به اندازه آن اهمیت داده نشده است ؛ چنان که ایمان اساس و مدار تمام ارزش ها و خوبی ها دانسته شده است. همچنین در قرن حاضر، به موازات هر چه بیش تر روشن شدن ماهیت تمدن غرب، رویکرد به ارزش های معنوی به ویژه ایمان تشدید شده است... . همه این امور بر ضرورت پرداخت بیشتر به ایمان تأکید می کنند تا ابعاد و زوایای ناشناخته آن بهتر و بیش تر شناخته شود.
گام اول

نخستین گام در شناسایی ایمان، سخن گفتن از آن است؛ چرا که این کار از یک سوی، راهی را برای کسانی که از نعمت ایمان محروم اند، به تجربه آن می گشاید و از سوی دیگر، زمینه ای برای تعالی بخشیدن به تجربه ایمانی کسانی که واجد آنند خواهد بود. گذشته از آن، راه های پرورش و شکوفاسازی ایمان در وجود نسل های آینده و مقابله باآفت و و مانع های موجود بر سر راه تحقق ایمان از این رهگذر بهتر و کامل تر شناسایی می شود.
مفهوم ایمان

واژه ایمان در لغت به معنای گرویدن، عقیده داشتن، بیم نداشتن و اطمینان و آرامش نفس و زوال شک و... است. در اصطلاح نیز ایمان به معنای اطمینان و یقین به وجود آفریدگار جهان و وحدانیت او و یقین به وجود معاد و زندگی پس از مرگ و تصدیق قلبی به حقانیت رسالت پیامبر اسلام است.در این باره که آیا عمل نیز جزو ایمان است گفته شده که اصل ایمان همان باور و اطمینان قلبی است، ولی عمل به وظایف دینی از لوازم حتمی آن است. ممکن نیست کسی چیزی را از روی قلب باور کند، ولی بر خلاف آن عمل نماید. اگر چنین کند نشانگر آن است که ایمان او واقعی نیست.
حقیقت و ماهیّت ایمان

از دیرباز یکی از مباحث مهم کلامی، حقیقت و ماهیت ایمان بوده است. چنانکه اندیشمندان هر فرقه و مذهب درباره ماهیت ایمان، رابطه ایمان با عمل و... به فراخور دانش و گرایش خود به بحث پرداخته اند. علمای شیعه نیز با الهام از آیات قرآن کریم و سخنان معصومان که مفسران حقیقی کلام خداوند به شمار می آیند، ایمان را به معرفت همراه با انقیاد و تسلیم محض در برابر خدا تعریف کرده اند. آنان با استناد به کلامی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می گویند: «ایمان عبارت است از اعتقاد قلبی و احتراز زبانی و عمل کردن با اعضا و جوارح». همچنین نقل شده است، هنگامی که اباصلت هروی از امام رضا علیه السلام درباره حقیقت ایمان پرسید، آن حضرت فرمود: «ایمان گره قلبی، گفتار زبانی و عمل جوارحی است و غیر از آن ایمان نیست». رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمودند: «ایمان چیزی است که در قلوب جای می گیرد و اعمال آدمی ملاک درستی آن است».
ویژگی های ایمان از نگاه قرآن

از دیدگاه قرآن، ایمان امری اختیاری است. هنگامی که خداوند متعال به کاری فرمان می دهد، این دستور خود بهترین دلیل بر امکان پذیر بودن آن است. بر این اساس، اگر ایمان از حوزه اراده و اختیار انسان خارج بود، فرمان به آن با حکمت خداوند هماهنگی نداشت.

ایمان تنها معرفت نیست، بلکه علم و معرفت یقینی همراه با تسلیم و خضوع در برابر حق است. چنان که به دلالت قرآن شخصیت هایی چون فرعون و ابلیس از علم و معرفت برخوردار بودند، اما هرگز مؤمن به شمار نمی آیند. از نگاه قرآن، عمل لازمه ایمان است و نبود آن در کنار ایمان نشانگر ناخالصی و بی اثر بودن ایمان است.
معانی ایمان در قرآن

واژه ایمان به شکل های گوناگونی در قرآن کریم به کار رفته است که در همه موارد به یک معنا نیست. از جمله معانی ایمان در آیه های قرآن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. گرویدن: این معنا در بیش از چهارصد مورد به چشم می خورد ؛ مانند مواردی که با خطاب به مؤمنان آغاز شده اند. مثل «ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا داشته باشید و به پیامبر او بگروید».

2. ایمان قلبی: «ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر او کتابی که به پیامبرش فرو فرستاده و... بگروید و از صمیم دل ایمان بیاورید».

3. قبول داشتن و باور کردن: هنگامی که به فرعونیان معجزه های فراوانی ارائه شد، آنان عناد ورزیده گفتند: «هر گونه پدیده شگرفی... برای ما بیاوری، ما به تو ایمان نمی آوریم». اعتراف به وحدانیت خداوند (توسل ملائکه)، عمل و عبادت، دین و احکام اسلام اعتقاد داشتن به خدای یگانه و تصدیق پیامبران الهیاز دیگر معانی ایمان در قرآن است.

رابطه اسلام و ایمان

اندیشمندان اسلامی با توجه به مجموعه آیه ها و روایت ها بر این باورند که اسلام ظاهری قانونی دارد و هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند در زمره ی مسلمانان بوده، عمل به احکام اسلام بر او واجب است، ولی در حقیقت ایمان یک امر واقعی باطنی است که جایگاه آن قلب آدمی است، نه زبان و ظاهر او. اسلام آوردن می تواند انگیزه هایی مادی و منافعی شخصی داشته باشد، ولی ایمان آوردن بی تردید از انگیزه های معنوی برخوردار است. چنان که در قرآن کریم می فرماید: «اعراب گفتند ایمان آوردیم، ای پیامبر! به آن ها بگو که ایمان نیاورده اید، بلکه بگویید اسلام آوردیم»؛ زیرا در آن مرحله هنوز به باور قلبی نرسیده بودند. امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «با اسلام خون انسان محفوظ، ادای امانت او لازم و ازدواج با او حلال می شود، ولی ثواب در برابر ایمان است».
قلب، قرارگاه ایمان

از مجموعه آموزه های دین چنین بر می آید که ایمان با بخشی از وجود آدمی که قلب نامیده می شود، ارتباط دارد. تا زمانی که ایمان به قلب وارد نشده باشد، تحقق پیدا نمی کند و ورود در قلب شرط لازم برای ایمان است. به عبارت دیگر، قلب قرار گاه ایمان است. قرآن ضمن دلداری دادن به رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «ای فرستاده خدا! آنان که در مسیر کفر شتاب می کنند و با زبان می گویند: ایمان آوردیم، ولی قلب آن ها ایمان نیاورده است، تو را اندوهگین نسازند». علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند: «استواری ایمان بنده به استواری قلب او است». خود حضرت نیز در تبیین چگونگی تجلی ایمان در دل مؤمن می فرماید: «ایمان همانند نقطه سفیدی در دل پیدا می شود؛ هر چه ایمان افزون شود، آن نقطه سفید نیز فزونی می گیرد».
ایمان و شناخت

از تأمل در آیات قرآن کریم چنین بر می آید که ایمان با علم تفاوت دارد. چنانکه در سوره روم از کسانی که علم و ایمان را به ارث برده اند یاد می شود. بنابراین علم نعمتی است که در کنار ایمان به عده ای عطا شده است. اما این حقیقت نیز مسلم است که ایمان بر اساس تردید و شک شکل نمی گیرد، بلکه محتاج معرفت است. خداوند در توصیف مؤمنان می فرماید: «اهل ایمان کسانی هستند که در ایمان به خدا و رسول تردیدی نداشته، بدان ها علم و یقین دارند» و تصریح می کند: «کسانی که خانه ایمان خود را بر پایه شک بنا می نهند، پیوسته دغدغه و شک و تردید اساس و بنیان خانه آنان را تهدید می کند». در قرآن کریم شواهدی وجود دارد که با وجود یقین و علم به خداوند و رسول، ایمان نفی شده است. این موارد دلالت دارند که عنصری غیر از علم در ماهیت ایمان دخالت دارد. نتیجه آنکه معرفت و علم لازمه ایمان است و ایمان بدون معرفت اگر امکان پذیر باشد، ناپایدار است. با این حال، ایمان چیزی بیش از علم است که خضوع و تسلیم و خشیت را در دل خود دارد.
نوسان ایمان و کفر

یکی از ویژگی هایی که قرآن کریم برای ایمان و کفر بر می شمارد، قابلیت افزایش و کاهش یافتن آنهاست. خداوند در آیه ای از قرآن، وقتی به توصیف مؤمنان می پردازد، چنین تصریح می کند: «هنگامی که منافقان با هدف ترساندن مؤمنان به آنان گفتند، دشمنان بسیج شده اند که به شما حمله کنند، این سخن بر ایمان مؤمنان افزود و در پاسخ منافقان گفتند: خدا ما را کفایت می کند و او بهترین حامی است». در جای دیگر نیز می فرماید: «مؤمنان کسانی هستند که چون ذکری از خدا به میان آید؛ دل های آنها لرزان می شود و چون آیات خدا بر آن ها تلاوت شود بر مقام ایمانشان افزوده می شود». همچنین درباره کافران می فرماید: «آنان که نخست ایمان آوردند، سپس کافر شدند و بعد باز ایمان آورده، سپس کافر شدند، بر کفر خود افزودند».
ایمان و عمل

به استناد آیات قرآنی، عمل صالح از حقیقت ایمان خارج است، اما سبب تعالی آن می شود و هر چه عمل صالح بیشتر تکرار شود، رسوخ عقیده و ایمان افزایش پیدا می کند و از استحکام بیشتری برخوردار می شود. همچنین با تأمل در آیات قرآنی در می یابیم که عمل لازمه ایمان است و عمل صالح در کنار ایمان نتیجه مناسب خواهد داد. و ایمان تنها با وجود عمل صالح است که نشاط و طراوت می یابد. نقش عمل تا آنجاست که می توان آن را ثمره و میوه درخت ایمان دانست و نبود آن حاکی از وجود آفت در ایمان است.
فطری بودن ایمان

با دقت در آیات قرآن کریم درمی یابیم که ایمان امری فطری است ؛ زیرا در سرشت آدمی گرایش و کشش به خدا به ودیعت نهاده شده است. به عبارت دیگر، سرشت انسان ها از نظر تکوینی رنگ خدایی دارد. بنابراین، ایمان مقتضای فطرت و نهاد خدادادی بشر است و از آن سرچشمه می گیرد. اگر فطرت بشر زنگار نگیرد، ندای ایمان به خدا سر می دهد. چنانکه خداوند متعال می فرماید: «مؤمنان را به رحمت خدا بشارت ده که به راستی مقامشان نزد خدا بلند است». مفسران گفته اند: این تعبیر به فطرت انسانی اشاره دارد؛ یعنی ایمان از خمیرمایه و سرشت انسان سرچشمه می گیرد.
متعلق ایمان

در مجموعه آیات قرآن کریم از حقایق بسیاری یاد شده است که ایمان به آن ها تعلق می گیرد. برخی از آنها بدین شرح اند:

1. وجود آفریدگار که مبدأ هستی و منتهای آن و پروردگار و مدبّر همه آفریدگان است: در آیه ای از قرآن می خوانیم: «هر کس به خدا... ایمان داشته باشد و کار شایسته انجام دهد، اجرش را در نزد پروردگار خواهد داشت ؛ نه بیمی بر او خواهد بود و نه اندوهناک می شود».

2. آخرت و معاد: در موارد فراوانی ایمان به خدا در کنار ایمان به معاد آمده است.

3.کتاب های آسمانی: «ای کسانی که ایمان آورده اید! به... کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاد و کتاب هایی که قبلاً نازل کرده است، ایمان بیاورید...».

4. فرشتگان: «مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب ها و فرستادگانش ایمان آورده اند».

غیر از این موارد، ایمان به غیب، آیات الهی، دیدار خدا و محتوای قرآن نیز تعلق می گیرد. در جنبه های منفی نیز ایمان به باطل و طاغوت و... مطرح است.
درجات ایمان

آیات فراوانی بر برخورداری ایمان از درجات گوناگون دلالت دارند. از جمله در آیه ای می خوانیم: «آنان (نمازگزاران و انفاق کنندگان) هستند که به حق مؤمن اند. برای آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی نیکو خواهد بود». درباره پیامبران الهی نیز می فرماید: «برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری بخشیدیم. از آنان کسی بود که خدا با او سخن گفت و درجات بعضی از آن ها را بالا برد». در روایات نیز داریم که از برخی امور به عنوان «افضل ایمان» یاد شده است. این روایات به این معنا هستند که ایمان درجاتی دارد که افضل آن امور، در این دسته از روایات آمده است. چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «بالاترین درجه ایمان، صبر و گذشت است».
قابل تبدیل بودن ایمان

براساس آیات قرآنی، نه تنها ایمان قابلیت افزایش و کاهش دارد، بلکه قابل از میان رفتن و تبدیل شدن به ضد خود یعنی کفر نیز هست. از جمله مواردی که در قرآن کریم از آن به بدی یاد شده تبدیل کردن ایمان به کفر در اثر ارتکاب کارهای ناشایست است و برای آن مجازات های بسیار سختی ذکر شده است. قرآن هشدار داده است: مبادا کسی پس از ایمان دچار کفر شود که در این صورت چه بسا توبه اش پذیرفته نشده، برای همیشه در زمره گمراهان باقی بماند. در آیه ای دیگر می خوانیم: «کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند (پافشاری کردند) توبه آنها هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنان خود گمراهانند». در آیه دیگری آمده است: «چگونه خداوند قومی را که پس از ایمان شان کافر شدند هدایت می کند، با آنکه شهادت دادند، این رسول بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، و خداوند قوم بیدادگر را هدایت نمی کند». در آیه دیگری نیز می فرماید: «هر کس کفر را با ایمان عوض کند، بی شک از راه درست گمراه شده است».
موانع ایمان

در قرآن کریم از اموری به عنوان موانع تحقق ایمان یاد شده است که به آنها اشاره می کنیم:

الف) مهر شدن قلب: براساس آموزه های قرآنی، انسان ها در صورت پافشاری به گناه و روی گردانی از حق و عناد در پذیرش حقیقت، به مرحله ای خواهند رسید که دل هایشان صلاحیت تشخیص و پذیرش حقایق و عوامل سعادت آفرین را از دست می دهد و پس از آن هرگز تسلیم واقعیات نمی شوند.

ب) مرض قلب: افرادی که با دروغ به مؤمنان نیرنگ می زنند، قلبی بیمار دارند. خداوند می فرماید: «این افراد اگر از کرده خود پشیمان نشوند و به کار خود ادامه دهند، خداوند در اثر کردار زشت آنها بر مرض و عنادشان می افزاید و سرانجام گرفتار عذاب دردناک می شوند».

ج) تکبر و غرور: قرآن کریم در توصیف حال کافران می فرماید: «وقتی به آنان گفته می شود: حال که حقانیت پیامبر و دین الهی برایتان اثبات شده است، ایمان بیاورید و در برابر حق بی دلیل عناد نورزید، در پاسخ می گویند: آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده اند، ما نیز ایمان بیاوریم؟ خداوند در جواب این متکبران می فرماید: بدانید که کم خرد خود این دسته از مردم اند، ولی نمی دانند».

ایمان کامل

در آموزه های دینی به تحصیل ایمان کامل و عوامل آن بسیار اشاره شده است. آورده اند که حضرت عیسی به اصحاب خود می فرمود: «گندم را پاک کنید و خوب آردش کنید تا طعم آن را بچشید و از خوردن آن لذت ببرید. به همین سان، ایمان را خالص و کامل گردانید تا حلاوت آن را درک کنید و سرانجام برای شما سودمند واقع شود.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: «هر کس سه ویژگی را داشته باشد، خصلت های ایمان را به کمال رسانده است: کسی که چون راضی شود، رضایت او را به گناه و باطل نکشد، و چون خشمگین شود، خشم او را از حق به در نبرد، و هر گاه قدرت یافت، چیزی را که از او نیست به زور نگیرد». نقل است که مردی به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: «دوست دارم ایمانم کامل شود. چه کنم؟» حضرت فرمودند: «اخلاقت را خوب کن، ایمانت کامل می شود». همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «بنده ای حقیقت ایمان را به کمال نمی رساند، مگر آنکه سه ویژگی در او باشد: فهم در دین، برنامه ریزی درست در زندگی و شکیبایی در برابر گرفتاری ها و مصائب».
عوامل از بین برنده ایمان

یکی از عوامل اصلی در تخریب و تضعیف ایمان، ارتکاب گناه و نافرمانی خداوند است. شخصی از امام کاظم علیه السلام پرسید: «آیا گناهان کبیره سبب خارج شدن بنده از دایره ایمان می شود؟» حضرت در پاسخ فرمود: «بلی! نه فقط گناهان کبیره، بلکه گناهان صغیره سبب خروج از ایمان می شوند». در روایت دیگری آمده است: شخصی نزد علی علیه السلام رفت و عرض کرد: «گروهی گمان می کنند که بنده نمی تواند فحشا(زنا) انجام دهد و در عین حال مؤمن باشد.» حضرت علی علیه السلام در پاسخ آن مرد فرمود: «آنچه را که دوست تو می گوید راست است. من از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این مطلب را شنیدم که فرمود: روح ایمان از گناهکار جدا می شود و دلیل آن نیز کتاب خداست». ابن بُکَیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کردند که: «وقتی شخصی مرتکب عمل قبیح فحشا (زنا) شود، روح ایمان از او جدا می شود».

 

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

سه شنبه 9 شهریور 1389  11:56 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ayesh1344
ayesh1344
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 5083
محل سکونت : خوزستان
جمعه 12 شهریور 1389  12:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها