0

الفبای خداجویی...

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

الفبای خداجویی...

قرآن چراغ راه پاکدلان و حقیقت جویان است و هماره در پهنای زمین و وسعت زمان، نور هدایتی فراروی حقیقت طلبان بوده است.


بشارت نوزدهم- آیات 30 و38 سوره الفرقان

*وَ قالَ الرَّسولُ یارَبِّ اِنَّ قَومی اتَّخَذوا هذَا القَرءانَ مَهجوراً*
*و پیامبر عضه داشت: « پروردگارا! قوم من قرآن را رها کرده اند.»*
*(همچنین) قوم عاد و ثمود و اصحاب الرس و اقوام بسیار دیگری را که در این میان بودند، هلاک کردیم.*1
 
آری امروز هم پیامبر(ص) فریاد می زند:« خداوندا، قوم من قرآن را مهجور داشته اند!»
 

1- اصحاب الرَّس؟
از امیرالمونین علی (ع) حدیثی طولانی درباره اصحاب رس نقل شده که خلاصه آن چنین است:آنها قومی بودند که درخت صنوبری را می پرستیدند و به آن «شاه درخت» می گفتند. آنها دوازده شهر آباد داشتند که بر کنار نهری به نام رس قرار داشت.این شهرها،« آبان، آذر،دی، بهمن، اسفند، فروردین، اردی بهشت، خرداد، مرداد، تیر، مهر و شهریور» نام داشت. که عَجَم نام ماه های سال خود را از آن گرفته است. آنها به خاطر احترامی که به درخت صنوبر می گذاشتند،بذر آن را در مناطق دیگر می کاشتند و نهری برای آبیاری آن اختصاص داده بودند.حتی اگر کسی از آن آب می خورد او را به قتل می رساندند و می گفتند: این مایه حیات خدایان است و شایسته نیست کسی چیزی از آن کم کند.آنها در هر ماه از سال، روزی را در یکی از شهرها عید می گرفتند و به کنار درخت صنوبری که خارج از شهر بود می رفتند، برای آن قربانی می کردند و حیواناتی سر بریده به آتش می افکندند.هنگامی که دود از آن به آسمان برمی خاست در برابر درخت به سجده می افتادند و گریه و زاری سر می دادند. عادت و سنت آنها در همه این شهرها چنین بود تا اینکه نوبت شهر بزرگی که پایتخت پادشاهشان بود و اسفندیار نام داشت می رسید، تمامی اهل آبادی ها در آن جمع می شدند و دوازده روز پشت سرهم عید می گرفتند و آنچه در توان داشتند قربانی می کردند.هنگامی که آنها در کفر و پرستش درخت فرو رفتند، خداوند پیامبری از بنی اسرائیل را به سوی آنها فرستاد و او مدتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و ترک شرک دعوت کرد، اما آنها ایمان نیاوردند. او نیز بر آن درخت نفرین کرد و درخت خشکید.آنها هنگامی که چنین دیدند ، سخت ناراحت شدند و تصمیم بر کشتن آن پیامبر گرفتند.چاهی عمیق کندند و و او را در آن افکندند و سر آن را بستند و بالای آن نشستند و پیوسته ناله او را شنیدند تا جان سپرد. خداوند نیز عذاب شدیدی را در پی کار آنها برایشان فرستاد و تا آخرین نفرشان را نابود کرد.( تفسیر المیزان،ج15،ص 218)

 


خدایا مسئولیت های شیعه بودن را-

 

که علی وار بودن و علی وار زیستن

و علی وار مردن است و علی وار

پرستیدن و علی وار اندیشیدن و علی

وار جهاد کردن و علی وار کار کردن

و علی وار سخن گفتن و علی وار سکوت کردن است- تا آن جا که در توان این بنده ی ناتوان علی است.همواره فرا یادم آر.

دکتر علی شریعتی
 
 
التماس دعا...

 
سه شنبه 9 شهریور 1389  12:38 AM
تشکرات از این پست
ayesh1344
ayesh1344
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 5083
محل سکونت : خوزستان
جمعه 12 شهریور 1389  12:38 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها