سلام مهربونترینم
باز اومدم با دستی خالی دلی پر و چشمانی خیس ...باز اومدم برای التماس برای سپاس برای ....
امشب بر خلاف سالهای قبل نمی خوام تقدیرمو زیبا بنویسی... امشب دارم میام ازت بخوام هر چی که نوشتی کمک کنی تا زیبا ببینمش... تو رو توش ببینم تو تمام لحظه های شادی و غمش... امشب دارم میام تا از تو واسه عزیزام واسه دوستام واسه خودم خودت رو بخوام فقط خودت رو.... امشب میام که تو رو به قشنگ ترین نامهات قسم بدم که کمک کنی دونه به دونه ی اسمای قشنگت رو درک کنم از ته دل... امسال هرچی برام نوشتی چه خوب چه بد(بد که میگم به تعبیر دنیایی خودم وگرنه تو که بد نمی نویسی... بد از خوب بر نمیاد میاد؟) می خوام که مهر رضایت آقام پشتش باشه...
کاش در خلوتم امشب تو فقط باشی و من
آگه از این دل پر تب، تو فقط باشی و من
من هم از سینه دل هرزه برون می کردم
این دل صد دله یا رب تو فقط باشی و من
***
کاش هنگام دعا لب زمیان بر خیزد
بی میانجی گری لب تو فقط باشی و من
واژه در مطلب دل واسطه ی خوبی نیست
کاش بی واژه و مطلب تو فقط باشی و من
***
واژه نامحرم و دل، هرزه و لب بیگانه است
کاش بی واسطه هرشب تو فقط باشی و من
روزها کاش نبودند و همه دم شب بود
شب بی اختر و کوکب تو فقط باشی و من
***
فاش گویم غم دل، کاش خدایا دائم
من بوم از تو لبالب، تو فقط باشی و من
نیلو