هر چند اين اتفاق مهم، نخستين رويداد فوتبالي سال 90 نبود و پيش از آن نيز حضور چهار تيم سپاهان، استقلال، ذوبآهن و پرسپوليس در ليگ قهرمانان فوتبال آسيا و بازيهاي آنها با حريفان عربي و آسياي ميانه خبرساز شده بود.
طبيعي بود حضور كارلوس كرش، موج جديدي در فوتبال ايران ايجاد كند. مربي پردانشي كه با انتخابهاي دورهاي بهترينهاي فوتبال ايران و تزريق روح تهاجمي و جنگندگي، سعي در احياي روحيه شكننده مليپوشان در راه رسيدن به جامجهاني برزيل كرد.
مرد پرتجربه پرتغالي، در اين مسير سخت با مشكلات مهمي مثل ضعف امكانات و كمبود شديد بازيهاي تداركاتي روبهرو بود.
با اين حال، تيم ملي با هدايت او پس از كنار زدن حريف غيرقابل احتسابي به نام مالديو، پا به دور گروهي گذاشت و آنجا در حضور رقبايي مثل قطر، بحرين و اندونزي، صعودي زودهنگام و بدون دردسر به مرحله نهايي را تجربه كرد.
كرش در اين مسير بدون در نظر گرفتن عواملي چون سن و سال، باشگاه، لژيونر بودن يا نبودن و ديگر عواملي از اين دست، شايستهترين و آمادهترين بازيكنان مد نظر خود را به اردوهاي تيم ملي دعوت كرد و از آنها بازي گرفت تا نتايج مورد نظرش را به دست آورد.
او در صورت امكان، هر بازيكني را كه صرفنظر از پست بازي باشگاهياش، در پستي كه مورد علاقه خود آن بازيكن بود به خدمت ميگرفت تا اشتياق و انگيزه بالاتري در تيم تزريق كرده باشد.
به رغم موفقيت نسبي تيم ملي بزرگسالان، تيم ملي اميد يكبار ديگر در راهيابي به المپيك ناكام ماند تا حسرت طولاني المپيكيشدن ما، چهار سال ديگر هم تمديد شود.
البته اينبار چوب يك ناهماهنگي مضحك را خورديم تا به حكم فيفا، بازي برنده تيم اميد در خاك عراق، تبديل به شكست 3 بر صفر ما و در نتيجه، حذف از مسابقهها شود.
تيم ما در ديدار رفت خود با عراق، دقايق كوتاهي از بازيكني دو اخطاره و محروم به نام كمال كاميابينيا استفاده كرده بود! اين اتفاق ، پاياني بر سالها زحمت و تلاش و هزينه براي ساختن تيمي بود كه ميخواست طلسم چهار دههاي نرفتن به المپيك را بشكند!
اتفاق تلخي كه براي تيم اميد در سال 90 افتاد اولين يا آخرين اتفاق فجيع از اين دست نبود، چون هنوز كسي حذف چند سال پيش استقلال از شركت در مسابقههاي ليگ قهرمانان آسيا به دليل تاخير و مسامحه در ارسال فهرست بازيكنان اين تيم به A.F.C را فراموش نكرده است.
مدت كوتاهي پس از فاجعه تيم اميد، اتفاق تقريبا مشابهي براي سپاهان (تنها نماينده باقيمانده ايران در ليگ قهرمانان آسيا) رخ داد و اين تيم كه هم در ديدار رفت و هم بازي برگشت، السد قطر را شكست داده بود به دليل استفاده از رحمان احمدي درون دروازه خود در ديدار رفت، بازنده 3 بر صفر آن مسابقه اعلام شد و از صعود به نيمهنهايي بازماند تا السديها كه مقابل سپاهان حرفي براي گفتن نداشتند در نهايت، جام قهرماني آسيا را روي سرببرند!
پيش از سپاهان، ذوبآهن كه نمايش خوبي در اين مسابقهها ارائه كرده بود از دور مسابقهها حذف شد. پرسپوليس و استقلال هم زودتر از اين دو، از دور رقابتها كنار رفته بودند.
اما استقلال و پرسپوليس در سال 90 عملكرد متفاوتي از يكديگر داشتند.
پرسپوليس كه در سال 89 با هدايت علي دايي، بازيهاي بسيار ضعيف و پرنوساني در ليگ برتر و ليگ قهرمانان ارائه داده بود با آغاز سال 90 جان تازهاي گرفت و فاتح جام حذفي شد، هر چند كسب اين جام هم نتوانست آنقدر به علي دايي كمك كند تا كاشاني به عنوان سرپرست باشگاه، او را در پست خود حفظ كند.
كاشاني كه روابط خوبي با حميد استيلي داشت، پس از ايجاد كميتهاي سه نفره موسوم به كميته فني و مذاكرههاي مستقيم يا غيرمستقيم اين كميته با سه گزينه پيشنهادي (علي دايي، حميد درخشان و حميد استيلي) استيلي را به عنوان سرمربي فصل 91 ـ 90 پرسپوليس منصوب كرد، غافل از آن كه نتايج ضعيف و پرنوسان پرسپوليس استيلي، در وهله اول منجر به كنار گذاشته شدن كاشاني و انتصاب رويانيان به عنوان مديرعامل جديد باشگاه ميشد.
با تداوم ناكاميهاي استيلي از جمله واگذار كردن هر دو شهرآورد تهران به استقلال، رويانيان در مقابل در خواست بسيار سنگين مالي مصطفي دنيزلي تركيهاي تسليم شد و او را به عنوان سرمربي جديد پرسپوليس منصوب كرد.
دنيزلي هم كه فرصت و امكاناتي براي بازسازي پرسپوليس قبلي نداشت سير نتايج پرنوسان استيلي، دايي، كرانچار، وينگادا، پيرواني و... را پي گرفت، به اميد آن كه شايد در ليگ قهرمانان آسيا، تحولي تازه ايجاد كند و نتايج آبرومندي رقم بزند.
البته آنچه بيش از ضعف مشخص عمومي پرسپوليس و بويژه ضعف مفرط در درون دروازه، خط دفاعي و خط حمله به چشم ميآمد، مشكلات اخلاقي و حاشيهاي جسته گريخته اين تيم بود كه حتي در مقطعي اذهان عمومي جامعه كشور را مشغول و به محروميتهاي طولاني مدت دو بازيكن اين تيم انجاميد.
در ديگر سو، استقلال به عنوان ديگر تيم پرهوادار فوتبال ايران، شرايط متفاوتي با رقيب ديرينه خود داشت. اين تيم كه برخلاف پرسپوليس، اعتقادي به رعايت قوانين دست و پاگير سازمان ليگ فدراسيون فوتبال در مورد سقف قرارداد بازيكنان نداشت با جذب كادر فني و بازيكناني قويتر، نتايج بهتري به دست آورد.
بعد از آن كه استقلال در بهار سال 90 با اختلاف ناچيزي قهرماني ليگ را به سپاهان واگذار كرد و با اختلاف ناچيز ديگري از صعود در ليگ قهرمانان آسيا بازماند سعي فراواني در جبران مافات كرد و علاوه بر موفقيت در جام حذفي و قهرماني نيمفصل نخست ليگ عملكرد درخشاني نيز در ديدارهاي پليآف ليگ قهرمانان آسيا ارائه كرد تا بخت بالايي براي دريافت سه جام در طول يك فصل از خود نشان دهد.
استقلال كه از بدو حضور پرويز مظلومي به عنوان سرمربي اين تيم، به پيروزي بر پرسپوليس عادت كرده است، تنها يك شهرآورد را به دنيزلي واگذار كرد تا هواداران اين باشگاه، رضايت خوبي از اين حيث از تيم مورد حمايت خود و كادر فني آن داشته باشند.
در سال 90 به موازات اتفاقاتي كه در مستطيل سبز ميدانهاي فوتبال رخ داد در ابعاد تشكيلاتي نيز اين ورزش به فعاليتهاي شبهمافيايي خود ادامه داد.
اصلاح اساسنامه و سپس انتخاب پربحث رياست فدراسيون فوتبال، نقطه اوجي بر مباحث مربوط به همين امور بود. در همين خصوص، حتي شماري از نمايندههاي مجلس، مخالفت آشكار خود با روي كار آمدن فرد مورد نظر وزارت ورزش به عنوان رييس فدراسيون فوتبال را اعلام كردند.
به هر حال سرانجام در انتخابات روزهاي پاياني سال، علي كفاشيان به عنوان رييس فدراسيون فوتبال براي چهار سال ديگر انتخاب شد.