0

مناجات شب قدر

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

مناجات شب قدر

بگذار تا بمیرم در این شب الهی
ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه
چندان كه باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو كنم به احیاء، دل زنده گردم اما
دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان
بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای كاش تا توانم بر عهد خود بمانم
شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

تا در كفت اسیرم قرآن به سر بگیرم
چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهی

من بندگی نكردم با خویش خدعه كردم
ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

با اینكه بد سرشتم با توست سرنوشتم
دانم كه در به رویم وا می‏كنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را
گر تو نمی ‏پسندی تقدیر كن نگاهی

دل را تو می ‏كشانی بر عرش می ‏كشانی
بال ملك كنی پهن از مهر روسیاهی

دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر
بی عجب و بی تكبّر از راه خیمه گاهی

امشب به عشق حیدر ما را ببخش یكسر
جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب
از ما مگیر او را جان حسن الهی

در این شب جدایی در كوی آشنایی
هستم چنان گدایی در كوی پادشاهی
 

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

یک شنبه 7 شهریور 1389  1:29 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها