0

تخريب كلبه اي كه نماد مقاومت بود

 
mahmoodsafari
mahmoodsafari
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 7673
محل سکونت : کهگیلویه و بویراحمد

تخريب كلبه اي كه نماد مقاومت بود

 

گويي معتاد شدن با ذات آدمي آميخته است. عده اي معتاد چهار فصليم و سر در كلاف روزمرگي، تكه هاي چرب و نرم ايام را مي خوريم و عده اي هم به آينه شهرت و قدرت معتاد شده ايم و هر روز صبح، موهاي غرور زميني خود را در اين آينه شانه مي كشيم. اما عده اي هم مثل "ننه علي" معتاد تعلقات خاكي نمي شوند، پر مي گيرند، شانه به شانه ملكوت مي زنند و عرش را به فرش نمي فروشند.

نام مادر شهيد كه مي آيد، خون هاي سرخ هم به جوش مي آيد و  بهشت با افتخار، خود را زير پاي مادر شهيد تبرك مي كند.

ننه علي، مادري بود كه 20 سال تمام، عاشقانه بر مزار فرزند شهيدش زندگي كرد و خيلي زود، كلبه كوچك و با صفايش ،ميعادگاه رهگذران و عاشقاني شد كه ايستادگي و مقاومت مادر "شهيد قربانعلي" را مي ستودند.

قربانعلي رخشاني، يكي از مبارزان انقلابي در دوران شاهنشاهي بود كه در حين پخش اعلاميه هاي امام خميني(ره) در شهر اهواز، توسط ماموران ساواك دستگير شد و  پس از دستگيري در زير شكنجه هاي ماموران اين سازمان هولناك، به مقام رفيع شهادت رسيد.

پيكر اين شهيد بلند مرتبه، ابتدا در شهر اهواز به خاك سپرده شد اما با پيگيري هاي شبانه روزي ننه علي، پيكر قربانعلي 24 ساله به قطعه 24 بهشت زهراي تهران منتقل شد.

انتقال پيكر شهيد رخشاني به تهران نيز، نتوانست دل مادر را آرام كند و ننه فتح اللهي، ملقب به ننه علي در سال 1358 تصميم عجيب و بزرگي گرفت.

او از هياهوي آدم ها گريخت تا باقيمانده عمرش را در كنار مزار شهيد رسته از خاكش سپري كند.

ننه علي از سال 1358 تا 1378در كلبه فلزي كه بر فراز قبر قربانعلي ساخته بود، زندگي كرد و تا قبل از اين كه مبتلا به آلزايمر شود، شبانه روز در اين كلبه سرد و تاريك با فرزندش درد و دل مي كرد.

ننه علي، با عشقي آتشين به فرزند انقلابي اش، خيلي زود به نماد سترگي از مقاومت مبدل شد كه با زبان عمل، معناي رشادت و ايستادگي را براي همگان تفسير كرد.

ننه علي 100 ساله در تاريخ دوم اسفند جاري، به آرزوي قلبي اش نايل شد و بالاخره به ديدار شهيد پاكش در بهشت ابدي مشرف شد.

اما متاسفانه دو روز بيشتر از مرگ "مادر ايستادگي" نگذشته بود كه مديران بهشت زهراي تهران، كلبه نحيف و معنوي ننه علي را ويران كردند!

گرچه مديران بهشت زهرا عنوان مي كنند كه فرزندان ننه علي با تخريب خانه مادري موافقت كرده اند اما نبايد از ياد برد كه اين "كلبه مقاومت"، متعلق به يك شخص يا گروه نيست.

كلبه ويران ننه علي، نمادي از پايداري يك ملت بود. اين خانه فلزي كوچك، گرچه سرد، كوچك و نمدار بود و شايد برخي از ماها حتي نتوانيم يك شبانه روز در آن زندگي كنيم اما  بي گمان، چهارديواري 20 ساله ننه علي، با شكوه تر و عميق تر از بسياري از بناهاي پر زرق و برق ايران بود.

كلبه ننه علي يك ميراث ملي است كه متعلق به تمام ملت است. ملتي كه براي شهداي قدوسي اش، احترام ويژه قايل است و پس از مرگ مجاهدانش، آنان را از دفتر تاريخ فراموش نمي كند.

اين خانه روحاني، متعلق به شهرداري، دولت و يا هيچ ارگان ديگري نيست كه فرد يا سازماني بخواهد درباره تخريب يا عدم تخريب آن تصميم گيري كند.

اين منزل، بوي شهيد مي دهد و  شهيد يعني عصاره آزادگي يك ملت.

عطر ايستادگي و عشق مادري در كلبه ننه علي موج مي زند و هر گوشه پر سكوت آن، با فلسفه انقلاب اسلامي و آرمان هاي بلند آن، پيوندي ناگسستني دارد.

با صراحت مي توان گفت كه ويران كردن اين خانه، به وضوح نشان مي دهد كه مسوولان مستقيم اين تخريب، درك درست و روشني از فرهنگ شهادت و مقام شهيد ندارند.

خانه ننه علي، تنها چند متر خانه حلبي در جوار يك قبر نبود كه مسوولان بهشت زهرا با سرعت تمام آن را تخريب كردند، اين خانه، تبلور حقيقي تمام ارزش هايي بود كه ما بيش از 30 سال است براي آن مي جنگيم.

شايد قرن ها طول بكشد تا بار ديگر، مادري پس از هجرت فرزند شهيدش، حتي خاك مزار او را ترك نكند و ذره اي از آرمان هاي فرزند انقلابي ش كوتاه نيايد؛ اما دردا و دريغا  كه تفهيم اين معاني والا، روز به روز سخت تر از قبل مي شود.

پنج شنبه 18 اسفند 1390  6:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها