0

دهن بینی

 
sanazb
sanazb
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 479
محل سکونت : تهران

دهن بینی

 داستان معروفی وجود دارد درباره پیرمدی که به اتفاق نوه خود برای فروختن الاغش راهی شهر می­شود. پیرمرد افسار الاغ را بدست می­گیرد و در حالی که قدم زنان با نوه­اش گرم صحبت است به طرف شهر به راه می­افتد. رهگذران با دیدن آنها می­گویند: عجب احمقهایی چرا سوار الاغ نمی­شوند؟ بعد از شنیدن این حرف پیرمرد و نوه­اش هر دو سوار الاغ می­شوند. کمی جلوتر رهگذری می­گذری می­گوید: جداً بی­رحمی نیست که دو تا آدم سوار یک الاغ مردنی شوند؟ از آنجا به بعد نوه پیرمرد پیاده می­شود. رهگذران بعدی می­گویند: چقدر بی­انصاف است که این پیرمرد سوار الاغ باشد و این بچه کوچولو پیاده راه برود؟ پیرمرد با شنیدن این حرف جایش را به نوه­اش می­دهد. رهگذران بعدی می­گویند: عجب زمانه­ای شده! پیرمرد بیچاره باید پیاده برود و پیر بچه سواره. سرانجام آنها در حالی که به شهر رسیدند که الاغ را با زحمت بسیار بر کجاوه­ای حمل می­کنند. این هم از آخر عاقبت دهن­بینی. گاهی اوقات ما فکر می­کنیم که باید هر چیزی که دیگران می­گن رو انجام بدیم و نباید حرف کسی رو رد کنیم. شاید فکر می­کنیم که موفقیت یعنی اینکه من همه رو از خودم راضی نگه دارم. تمام تلاشم رو برای اینکار می­کنم حتی اگر از هدف خودمون فرسنگها فاصله بگیریم. در صورتی که کاملاً برعکسه به قول هربرت بایاداسوپ: نمی­توانم فرمول موفقیت را به شما بدهم اما می­توانم فرمول شکست را برایتان بنویسم، بکوشید تا همه را راضی کنید. با یکم اعتماد به نفس بر تمامی افکار خودمون باید غلبه کنیم و با سرعت هر چه بیشتر به سوی هدف عالی حرکت کنیم. اگر اعتماد به نفس داشته باشید برای آغاز هر کار و حرکتی شما باید خود را متقاعد کنید. اما اگر فاقد چنین موهبتی باشید برای ارزیابی هر تصمیم و هدفی باید دست نیاز به سوی دیگران دراز کنید و داوطلب قربانی شدن بشوید. وین دایر. اگر می­ترسید که از شما انتقاد کنن به خاطر اینکه ممکنه اشتباه کنید بهتره به این حرف آلبرت هوبارد دقت کنید: برای اینکه از تو انتقاد نکنند نه کاری کن، نه حرفی بزن و نه کسی باش
بيا در لحظه سرخ نيايش چو روح اشک پاک و ساده باشيم
بيا هر وقت باران باز باريد براي گل شدن آماده باشيم....
سه شنبه 6 مرداد 1388  11:13 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها