0

مهاجرانی و آل سعود

 
ariya_tbs
ariya_tbs
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 1395

مهاجرانی و آل سعود


دنیای سیاست دنیای پر پیچ و خمی است. لحظه ای غفلت در این حوزه فرد را به ورطه شکست می کشاند. رقبای سیاسی گاه برای شکست رقیب متوسل به پرونده سازی و جریان سازی می شوند. گاه با شخم زدن شناسنامه های کاری رقیب در صدد یافتن نقطه ای تاریک در زندگی سیاسی اش می گردند.دراین میان هیچ فرد سیاسی دست به رفتاری که او را از گردونه سیاست خارج کند نمی زند و نیز "دشمن" در ادبیات سیاستمداران همان مفهومی را دارد که در تفکر اجتماعی عامه مردم و شاید به صورت تخصصی تر وجود دارد.

اصلاح طلبان در زمان حاکمیت خود با نگاههای تنش زدائی دروازه های کشور را به روی خیلی ها گشودند. این سیاست شکست خورده که اکنون به راحتی میتوان آنرا مورد نقد قرار داد ، کسانی را در پیکره متزلزل خود رشد داد که بدون هیچ گونه حس میهن پرستی و تعصب ، به فعالیت های خود ادامه دادند و اما پس از ، از دست دادن کرسی های مجلس و دولت ، اکنون در پناه بیگانگان بدون هیچ گونه راهبرد عملی و خالی از تئوری و ایدئولوژی خاص آرام گرفته اند و اطاق فکر تشکیل میدهند و توطئه ها بر علیه کشور می چینند و بر ملت مظلوم قهقهه های مستانه می زنند!! ( صد البته در خیال خام خود)

این افراد با حضور در پیکره نحیف سیاسی دولت باعث نفوذ بسیاری از دشمنان به داخل نظام گردیدند.اما روی سخن این مقاله بر روی این افراد متمرکز نیست بلکه با کسانی است که در طول بیست و چند سالی که در کانون های مهم تصمیم گیری کشور قرار داشتند و سرنوشت بسیاری را با تصمیمات خاص خود بدست گرفته بودند می باشد. کسانی چون عطاالله مهاجرانی. شخصی که معاون آقای هاشمی و وزیر فرهنگ آقای خاتمی بود. فردی که به ادعای خود اولین نقد را برکتاب آیات شیطانی نوشت. امااین فرد که دایره قدرت را بر روی خود بسیار تنگ می بیند با نگاههای غیر حرفه ای به سیاست در ورطه ای می افتد که هوشمندی او را برای رقبا زیر سوال می رود. کسی که در جریان استیضاح اش یک تنه در مقابل جناح راست آن زمان و اصول گرایان امروزی ایستاد و با دلایل متقن و منطقی مانع از شکست اش در دولت شد. او خود از وزارت کنار رفت تا یک جور دهن کجی به مجلس پنجم و مجلسیان آن زمان باشد و بعد تا اندکی قبل از پایان دولت اصلاحات رئیس مرکز گفتگوی تمدن ها شد. مرکزی که به ابتکار آقای خاتمی برای ادامه همان سیاست های تنش زدائی و مطرح ساختن نام ایران در جهان ایجاد شده بود. اما به یکباره عطاالله از انظار عموم غیب شد و بعدها مردم او را از طریق کانال بی بی سی زیارت کردند!!

رفتارهای عجیب و غریب این عنصر سیاسی در جریان وقایع پس از انتخابات ۸۸ چنان بود که دوستان و هم فکران اصلاح طلب خود را نیز به عکس العمل وا داشت. رفتارهای غیر حرفه ای او و بخصوص موضع گیری اش در خصوص ۹ دی ، به نوعی از او یک مهره سوخته برای حامیان خود ساخت. طرح اسب تروی او نیز برای ۲۲ بهمن ۸۸ نتوانست او را از ورطه شکست نجات دهد و جمیع این رفتارها باعث شد که تمامی چراغهای سبز(!) او خاموش شود و او تنها بماند با عقاید پوسیده اش.

تنها شدن او باعث رفتارهای واپسگرایانه از او شد. او پس از این شکست های پی در پی به دامان دشمن قسم خورده ملت یعنی صهیونیزم پناه برد و با مدد جستن از تفکرات پوچ و منحط آنها سعی در بازسازی موقعیت گذشته خود را داشت. اما هر روز او در این باتلاقی که خود درست کرده بود گرفتار می شدو آنقدر دست و پا زد تا اینکه به انتهای باتلاق رسید و دست به دامان آل سعود گردید.

خاندانی که دشمنی هایشان بر ضد ملت ایران بر کسی پوشیده نیست. از زمان قتل عام حاجیان در سال ۶۶ گرفته تا انگشت نگاری های چند سال اخیر از مسافرین و نیز موضع گیری های اخیر در همراهی با غرب و آمریکا جهت تامین نفت اروپا در صورت تحریم خرید نفت از ایران.

اما جدای از این کینه ورزی های آل سعود بر ضد ملت ایران ، حمایت های تمام عیار آنها از سرکوب ملت مظلوم بحرین با فرستادن نیروهای نظامی به این شبه جزیره ، عدم اجازه رانندگی به زنان ، نداشتن یک انتخابات برای نشان دادن حداقل دموکراسی در کشور خود و ... از آنها چهره های شفافی ساخته که هر انسان عاقلی با کمترین بینش سیاسی قادر به تشخیص َآن می باشد . اما در این بزنگاه شخصی که خود را بسیار هوشمند معرفی میکند و این هوشمندی را مدیون خوردن شیر حیوانی خاص!! میداند و کسی که فریاد دموکراسی خواهی اش گوش فلک را کرد کرده و کسی که تمام گلو پاره کردن هایش به اصطلاح برای دموکراسی است به یکباره در جشنواره میراث فرهنگی کشور عربستان موسوم به الجنادریه حاضر می شود و با حالتی دور از شان یک انسان سر به زیر و ملتمسانه به پاشاه عربستان و دستهایش چشم دوخته و از او انتظار کمک دارد. حال چه کمکی باید از خود جنابش پرسید.

این فرد یا خواب است و یا خودش را به خواب زده. اگر حالت اول باشد که امیدواریم زودتر بیدار شود ولی اگر خودش را به خواب زده باشد بسیار سخت است که او را بیدار کرد. قطعا جناب آقای مهاجرانی به یاد دارند که تلاش اش برای مادام العمر کردن ریاست جمهوری آقای هاشمی درحافظه ملت باقی مانده که اگر هوشمندی رهبر معظم انقلاب نبود شاید به اهداف خود می رسید. حال اگر بخواهیم به سایر موارد او در زمان صدرات و ریاست اش در طول بیست و چند سال اشاره کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ شود اما از او چند سوال داریم و آن اینکه چطور شد که ایشان به یکباره سر از غرب در آورد و آنجا را مرکز فرماندهی خود در شرایط خاص کرد؟ چرا پس از شکست طرحهای متعددش ، به دامان صهیونیزم پناه برد؟ نظر او در خصوص منافقین چیست و چرا از آنها در مقاطع مختلف حمایت های آشکار میکند؟

و یک سوال بزرگتر اینکه آیا اربابان او در طول این سالها در هزینه کردن و پول خرج کردن بر ضد ملت بزرگ ایران، کم از آل سعود بوده اند که او اکنون برای شکست دادن این مردم به دامان آل سعود پناه می آورد؟ آیا آنها از این کار خود نتیجه ای گرفته اند که او اکنون هزار راه رفته آنها را میخواهد به توسط مرتجع ترین حکومت منطقه دنباله روی کند؟

پنج شنبه 18 اسفند 1390  11:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها