فرق ميان جنگ و جهاد اين است كه جهاد نسبت به كافران است، ولى جنگ اعمّ است از آنها و كسانى كه كلمه اسلام بر زبان دارند - چنانكه آيه مربوط به محارب: إِنَّما جَزآءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ؛ (سوره مائده، آيه 33.) همانا سزاى كسانى كه با خداوند جنگ مىكنند.... و غير آن بر اين معنى دلالت دارد.
و به هر حال شاهد بر اين مقال، روايتى است كه در بحار از نعمانى منقول است كه به سند خود از فضيل آورده كه گفت: از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعليه السلام شنيدم كه فرمود: به درستى كه وقتى قائم ما بپاخيزد بيشتر از آنچه پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله از مردم جاهليت ديد به ناراحتىها برخورد مىكند. گفتم: چطور؟ فرمود: پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله به سوى مردم مبعوث شد در حالى كه سنگ و چوب و تختهاى به صورت بت مىتراشيدند و پرستش مىكردند، ولى قائم ما - عجّل اللَّه فرجه الشريف - در حالى بپاخيزد و به سوى مردى آيد، كه همگى آنها عليه او كتاب اللَّه را تأويل نموده و احتجاج مىكنند. (بحار الانوار: 362/52).
و در روايت ديگرى از همان حضرت آمده: پس عليه آن حضرت، كتاب اللَّه را تأويل و بر مبناى آن با آن حضرت مقاتله مىكنند. (بحار الانوار: 363/52).
و از همان بزرگوار منقول است كه فرمود: سيزده شهر و طايفه است كه قائمعليه السلام با آنها جنگ مىكند، و آنها هم با آن حضرت مىستيزند: اهل مكّه، اهل مدينه، اهل شام، بنى اميّه، اهل بصره، اهل دميسان، كردها، اعراب، ضبّه، غِنى، باهله، اَزْد و اهل رى. (بحار الانوار: 363/52).
و در كتاب كمال الدين از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام مروى است كه فرمود: در صاحب اين امر شيوه و سنّتى از موسى و سنّتى از عيسى و سنّتى از يوسف و سنّتى از محمدصلى الله عليه وآله هست.
امّا سنّت از موسى، اينكه ترسان و برحذر است. و امّا از عيسى، اينكه دربارهاش گفته مىشود آنچه درباره عيسى گفته شد. و امّا از يوسف زندان و غيبت است. و امّا از محمّدصلى الله عليه وآله قيام با شمشير و روش آن حضرت را پيروى مىكند، و آثارش آشكار گردد، آنگاه شمشير خود را تا هشت ماه با دست راست و بر شانه حمايل مىنمايد و پيوسته دشمنان را خواهد كشت تا خداوند - عزّوجلّ - راضى گردد.
ابوبصير گويد: عرضه داشتم: چگونه خواهد دانست كه خداوند راضى شده؟
فرمود: خداوند رحم در دلش مىافكند. (كمال الدين: 329/1)
و در حديث مفضّل از حضرت صادقعليه السلام است كه فرمود: حَسنى آن جوانمرد خوشروى كه از طرف ديلم خروج مىكند و با بيان فصيحى كه دارد، فرياد برمى آورد كه: اى آل احمد! اجابت كنيد دردمند پريشانحال را و آنكه از پيرامون ضريح (شايد مراد كعبه باشد( ندا مىكند. پس گنجينههاى الهى در طالقان او را اجابت مىنمايند، چه گنجهايى كه از طلا و نقره نيست، بلكه مردانى همانند قطعهاى آهن بر اسبهاى چابك سوار و حربهها به دست و پيوسته ستمگران را به قتل مىرساند تا اينكه وارد كوفه مىشود - در حالى كه بيشتر جاهاى زمين از لوث وجود بىدينان پاك گشته است - آنجا را محلّ اقامت خود قرار مىدهد
پس خبر ظهور مهدىعليه السلام به سيّد حسنى و اصحابش مىرسد، اصحاب به او مىگويند: اى فرزند پيغمبر! اين كيست كه در قلمرو ما فرود آمده؟ مىگويد: بياييد برويم ببينيم كه كيست - در صورتى كه به خدا قسم سيّد حسنى مىداند او مهدى است و بدين جهت اين سخن را مىگويد كه به يارانش آن حضرت را بشناساند.
پس حسنى بيرون مىآيد تا اينكه به مهدىعليه السلام مىرسد، آنگاه مىگويد: اگر تو مهدى آل محمّدعليهم السلام هستى، پس كو عصاى جدّت پيغمبر و انگشتر و جامه و زره (فاضل( آن حضرت؟ و عمامه (سحاب( و اسب (يربوع( و شتر (غضباء( و قاطر (دُلدُل( و الاغ (يعفور( و اسب اصيل رسول خداصلى الله عليه وآله (بُراق( و مصحف امير مؤمنانعليه السلام. اينها كجاست؟
پس آن جناب تمام اينها را به او نشان مىدهد، آنگاه عصاى پيغمبر را مىگيرد و در سنگ سختى مىكارد، فورى برگ مىدهد. منظورش از اين كار آن است كه بزرگوارى و فضيلت مهدىعليه السلام را به اصحاب خود بنماياند تا با آن حضرتعليه السلام بيعت كنند
سپس سيد حسنى عرضه مىدارد: اللَّه اكبر، اى فرزند پيغمبر! دستت را بده تا با شما بيعت كنيم. مهدىعليه السلام دستش را دراز مىكند، سيّد حسنى و اصحابش بيعت مىنمايند، مگر چهل هزار نفر صاحبان مصاحف (: قرآنهاى مكتوب( كه به زيديه معروفند كه از بيعت كردن سرباز مىزنند و مىگويند: اين كار يك سحر بزرگ است
با اين سخن دو لشكر با هم گلاويز مىشوند، مهدىعليه السلام به طرف طائفه منحرف آمده و آنها را نصيحت و به پيروى خودش دعوت مىكند، ولى آنها بر كفر و طغيان خود مىافزايند، و آن حضرت دستور به كشتن آنها مىدهد، پس همه را از دم شمشير مىگذرانند
سپس مهدىعليه السلام به اصحاب خود مىگويد: قرآنهاى آنان را نگيريد، بگذاريد مايه حسرتشان گردد، همانگونه كه آن را تبديل كرده و تغيير داده و تحريف نموده بودند و مطابق آن عمل نكردند. (بحار الانوار: 15/53).
منبع:http://yamojir.com