جمع كلمه بر توحيد و اسلام
در دعاى ندبه آمده است: أَيْنَ جامِعُ الكَلِمَةِ عَلَى التَّقْوى؛ كجاست آنكه سخنان را به تقوا جمع مىنمايد.
در كتاب المحجّه و غير آن از امير مؤمنان علىعليه السلام درباره آيه: لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ؛ (سوره فتح، آيه 28.( براى آنكه او را بر همه دين برترى بخشد، آمده كه فرمود: تا جايى كه هيچ آبادى نماند مگر اينكه هر صبح و شام بانگ شهادت لا إله إلاّ اللَّه ومحمّد رسول اللَّه در آن بلند شود. (المحجّة: 86).
و از ابن عبّاس (همان كسى كه گفته: بيشترين مطالبى كه در تفسير گفتهام از امير مؤمنانعليه السلام گرفتهام( آمده است: اين آيه تحقق نمىپذيرد مگر وقتى كه يهودى و نصرانى و صاحب كيشى نماند؛ مگر آنكه به حقّ (يعنى اسلام( گرويده شود، تا اينكه گوسفند و گرگ، گاو و شير، انسان و مار، از يكديگر در امان باشند، و تا اينكه موش انبان را نجود و تا اينكه جزيه برداشته و صليب شكسته و خوك كشته شود و همان است فرموده خداوند متعال كه مىفرمايد: لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ؛ (سوره توبه، آيه 33. ( براى آنكه او را بر همه دين برترى بخشد هر چند كه مشركان خوشايندشان نباشد. و اين هنگام قيام قائمعليه السلام خواهد بود. (المحجّة: 87)
و على بن ابراهيم در تفسير اين آيه گفته است: اين آيه درباره قائم آل محمد - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نازل شده است.
و در كتاب المحجّة از عيّاشى روايت است كه در تفسير خود از حضرت صادقعليه السلام درباره آيه: وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً؛ (سوره آل عمران، آيه 83( و هر آنكه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه براى او تسليم است. آورده كه فرمود: هنگامى كه قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - قيام كند هيچ زمينى باقى نمىماند مگر اينكه در آن شهادت لا إله إلاّ اللَّه ومحمّد رسول اللَّه اعلام مىشود. (المحجّة: 50).
جهاد آن حضرت
در دعايى كه از حضرت امام رضاعليه السلام درباره حضرت حجّتعليه السلام روايت شده، چنين آمده است: بزرگوار، مجاهد، تلاشگر. (بحار الانوار: 333/95).
و در بحار از حضرت امام باقرعليه السلام روايت است كه فرمود: او خونخواه، با تأسف و غضبناك خروج مىكند به خاطر غضب خداوند بر اين خلق، پيراهنى كه رسول خداصلى الله عليه وآله روز احد پوشيده بود بر اندام اوست، و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشير ذوالفقار پيغمبر با اوست، شمشير بر شانه مىگذارد و تا شش ماه از كشته پشته مىسازد. (بحار الانوار: 361/52).
و از همان حضرت درباره فرموده خداوند متعال: وَقاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةً وَيَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ للَّهِِ؛ (سوره انفال، آيه 39.( و با آنان بجنگيد تا اينكه فتنهاى نباشد و تمامى دين براى خدا گردد. منقول است كه فرمود: تأويل اين آيه هنوز نيامده، پس از آنكه رسول خداصلى الله عليه وآله براى احتياج خود و اصحابش آنان را رخصت داده بود، كه اگر تأويل آن آمده بود از آنها پذيرفته نمىشد، ولى با آنها جنگ مىشود تا اينكه توحيد خداوند - عزّوجلّ - برقرار و هيچ شركى باقى نماند. (كافى: 201/8).
و از بشير نبّال است كه گفت: به حضرت باقرعليه السلام عرض كردم: آنها مىگويند: هرگاه مهدىعليه السلام قيام كند، خود به خود امور برايش درست مىشود و به قدر يك حجامت هم خون نمىريزد؟ فرمود: نه، سوگند به آنكه جانم به دست اوست! اگر براى كسى امور خود به خود درست مىشد براى پيغمبرصلى الله عليه وآله اين امر واقع مىگشت كه دندانهايش خونآلود و پيشانىاش شكسته شد، نه؛ سوگند به آنكه جانم در دست اوست كار به جايى رسد كه ما و شما عرق و علق (<خون بسته شده) را از چهره پاك كنيم، و دستى به پيشانى كشيد. (بحار الانوار: 57/52).
مىگويم: علق - كه در متن روايت آمده - يعنى: خون، و پاك كردن عرق و خون كنايه از محنتها و رنجها است كه باعث مىشود انسان عرق كند، و يا جراحتهايى كه خونها را جارى مىسازد - چنانكه مجلسىرحمه الله ذكر كرده.
و در كمال الدين از عيسى الخشّاب روايت است كه گفت: به حسين بن على - صلوات اللَّه عليه - عرض كردم: شما صاحب اين امر هستيد؟ فرمود: نه، ولىّ صاحب امر همان طريد و شريد طريد و شريد دو لقب از القاب مولاى ما حضرت حجّتعليه السلام است، و همينطور موتور، و منظور از پدر - در اين حديث - حسين بن علىعليهما السلام است يا تمام پدران امام زمان - عجّل الله فرجه -. (محمد الموسوى( است كه به خاطر پدرش مَوْتُور و خونخواه است كه كنيه عمويش را دارد، شمشير خود را تا هشت ما بر شانه مىگذارد.
مىگويم: اينكه مىفرمايد: (كنيه عمويش را دارد)، يكى از كنيههاى آن حضرت (ابوجعفر) است، چنانكه در روايت ديگرى از حسن بن المنذر منقول است كه گفت: روزى حمزة بن ابى الفتح نزدم آمد و به من گفت: مژده كه ديشب در خانه مولودى براى حضرت ابومحمد متولد شد و دستور داد كه آن را مخفى بداريم و امر كرد كه از براى او سيصد گوسفند عقيقه شود، گفتم: نامش چيست؟ گفت: م ح م د ناميده مىشود و كنيهاش ابوجعفر است. (كمال الدين: 432/2)
شايان ذكر است كه عموى آن حضرت - عجّل اللَّه فرجه الشريف - امامزاده بزرگوار جناب ابوجعفر سيّد محمد فرزند امام هادىعليه السلام است كه قبر شريفش در نزديكى سامره زيارتگاه خاصّ و عامّ است.
و نيز از محمد بن مسلم مروى است كه گفت: بر حضرت ابوجعفر محمد بن على باقرعليه السلام داخل شدم در حالى كه مىخواستم درباره قائم آل محمدعليهم السلام از او سؤال كنم. آن حضرت خود آغاز سخن كرد و فرمود: اى محمد بن مسلم! در قائم اهل بيت محمدصلى الله عليه وآله به پنج پيغمبر شباهت هست: يونس بن متى، و يوسف بن يعقوب، و موسى، و عيسى، و محمد - صلوات الله عليهم.
شباهت به يونس بن متى: بازگشت از غيبت در وضع و قيافه جوانى در سنّ پيرى
و شباهت به يوسف بن يعقوب: غيبت از خاصّ و عامّ و مخفى ماندن از برادران و مشكل شدن امر بر پدرش يعقوب، با وجود نزديكى مسافت بين او و پدرش و خاندان و پيروانش
و امّا شباهت به موسى: ترسيدن مدام و طولانى شدن غيبت و مخفى ماندن ولادت و خستگى شيعيانش پس از او - از اذيّتها و خوارىهاى فراوانى كه ديدند تا اينكه خداوند - عزّوجلّ - اجازه ظهورش داد و بر دشمن تأييد و يارىاش فرمود
و شباهت به عيسى: اختلافات درباره او، كه گروهى گفتند: متولد نشده و گروهى گفتند: مرده و عدّهاى پنداشتند: كشته و اعدام شده است
و امّا شباهت به جدّش محمّد مصطفىصلى الله عليه وآله: شمشير كشيدن و قيام با سلاح و كشتن دشمنان خدا و رسول و جبّارها و طاغوتها و او با شمشير و رعب يارى مىشود و هيچ پرچمى از او برنمىگردد و از جمله نشانههاى قيام او: خروج سفيانى از شام و خروج يمانى و صيحه آسمانى در ماه رمضان و آواز دهنده كه از سوى آسمان به نام او و پدرش ندا كند. (كمال الدين: 327/1).
منبع:http://yamojir.com