0

اخلاق و سيره7

 
mohsenh
mohsenh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1156
محل سکونت : قم

اخلاق و سيره7

تلطف آن حضرت نسبت به ما

شاهد بر الطاف و مراحم آن حضرت نسبت به ما توقيعى است كه در احتجاج روايت شده و در آن آمده است: به من رسيده است كه گروهى از شما در دين به ترديد افتاده و در دل آن‏ها نسبت به اولياى امرشان شك و حيرت وارد شده است و اين امر مايه غم ما شد. البته به خاطر خود شما نه براى ما، و باعث ناراحتى ما از جهت شما گرديد نه ما؛ زيرا كه خداوند با ما است، پس نيازى به غير او براى ما نيست و حقّ با ما است، لذا به هيچ وجه كسانى كه از ما دست بردارند ما را به وحشت نمى‏اندازند. ما صنايع و ساخته شدگان خداييم و خلق صنايع ما هستند. (الاحتجاج: 278/3).
روايت ديگرى كه در بصائر الدرجات نقل شده، نيز بر اين مطلب دلالت دارد كه به سند خود از زيد شحّام آورده است: بر حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام وارد شدم، به من فرمود: اى زيد! عبادتت را تجديد كن و توبه بنماى. عرض كردم: فدايت گردم، آيا خبر مرگم به من مى‏رسد؟ حضرت به من فرمود: اى زيد آنچه نزد ماست نسبت به تو خير است و تو از شيعيان ما هستى. مى‏گويد: گفتم: براى من كه از شيعيان شما باشم چه خواهد بود؟ فرمود: تو از شيعيان ما هستى، صراط و ميزان و حساب شيعيان ما به سوى ما است و البته كه ما به شما از خودتان مهربان‏تريم. (بصائر الدرجات: 256)

تمام شدن امر( دين) به آن حضرت

در كتاب توحيد شيخ صدوق به سند خود از حضرت رضاعليه السلام در تفسير حروف الفبا آمده و تاء: تمام شدن امر به قائم آل محمدعليهم السلام است. (1)

  1 ـ التوحيد: 233

ثائر خون حسين و شهيدانى كه با آن حضرت بوده‏اند

در مجمع البحرين آمده: ثائر كسى است كه بر هيچ وضعى قرار و آرام نمى‏گيرد تا اين‏كه خون‏بهاى خويش را بگيرد. (مجمع البحرين: 234/3 و 235)
و در زيارت عاشورا مى‏خوانيم: پس از خداوندى كه مقام تو را گرامى داشته و مرا به واسطه دوستى تو عزّت و كرامت بخشيده درخواست مى‏كنم كه: خونخواهىِ تو را به يارىِ امامى يارى شده از خاندان محمدصلى الله عليه وآله به من روزى گرداند
و در بحار به نقل از غيبت نعمانى از حضرت امام باقرعليه السلام در وصف امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - آمده: كار او به جز كشتن نيست، كسى [از مخالفين حقّ ]را باقى نمى‏گذارد. (بحار الانوار: 231/52)
و عيّاشى در تفسير آيه: ))وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي القَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً((؛ (سوره اسراء، آيه 33.( و هر آن‏كه مظلوم كشته شود، البته ما براى ولىّ او تسلط و حكومت قرار داده‏ايم، پس در كشتن اسراف نكند كه او يارى شده است. به روايت سلام بن المستنير از امام باقرعليه السلام آورده است كه فرمود: او حسين بن على‏عليهما السلام است كه مظلوم كشته شده و ما اولياى او هستيم، هنگامى كه قائم ما بپاخيزد به خونخواهى حسين‏عليه السلام مى‏پردازد، پس آن قدر مى‏كشد تا جايى كه گفته مى‏شود: در كشتن اسراف كرد. (تفسير العيّاشى: 290/2. (
و نيز آن حضرت فرموده: مقتول حسين‏عليه السلام است و ولىّ او قائم‏عليه السلام مى‏باشد و اسراف در قتل، آن است كه: غير قاتل او را بكشد (او منصور است(؛ زيرا كه از دنيا نمى‏رود تا اين‏كه به وسيله مردى از آل رسول‏عليهم السلام نصرت و پيروزى مى‏يابد كه زمين را از قسط و عدل پر كند، هم‏چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.
و در روايت ديگرى در كافى از حضرت صادق‏عليه السلام راجع به همين آيه آمده است: درباره حسين‏عليه السلام نازل شده، اگر اهل زمين به خاطر او كشته شوند اسراف نيست. (روضه كافى: 255/8)
و در كتاب علل الشرايع از حضرت باقرعليه السلام منقول است كه فرمود: هنگامى كه جدّم حسين‏عليه السلام كشته شد، فرشتگان به درگاه خداوند - عزّوجلّ - صدا به گريه و ناله بلند كردند و عرضه داشتند: الها! صاحب اختيارا! آيا غفلت مى‏ورزى از كسى كه برگزيده تو و فرزند برگزيده‏ات و بهترين خلق را به قتل رسانيده است؟
پس خداوند - عزّوجلّ - به آن‏ها وحى فرمود كه: اى ملائكه من! آرام باشيد، به عزّت و جلالم سوگند كه حتماً از آن‏ها انتقام خواهم گرفت، هرچند پس از مدت‏ها باشد. سپس خداوند - عزّوجلّ - براى فرشتگان از روى امامان از فرزندان حسين پرده برداشت، ملائكه خوشحال شدند و متوجّه شدند كه يكى از آن‏ها ايستاده نماز مى‏خواند، خداوند فرمود: به اين قائم، از آن‏ها انتقام مى‏گيرم. (علل الشرايع: 160).
و در كافى از حضرت صادق‏عليه السلام روايت است كه فرمود: وقتى حسين‏عليه السلام كشته شد، آسمان‏ها و زمين و آنچه در آن‏ها است ناله كردند و گفتند: پروردگارا! به ما اجازه بده كه خلايق را نابود سازيم و بار ديگر زمين تجديد گردد كه حرمت تو را حلال دانسته و برگزيده ات را به قتل رسانيده‏اند. پس خداوند به آن‏ها وحى فرمود كه: اى فرشتگان؛ و اى آسمان‏هاى من؛ و اى زمين من! آرام گيريد. سپس يكى از حجاب‏ها را برداشت، به ناگاه پشت آن محمدصلى الله عليه وآله و دوازده وصىّ او مشاهده شدند و دست فلانى، قائم از آن‏ها را گرفت و فرمود: اى فرشتگانم؛ و اى آسمان‏هايم؛ و اى زمين من! با اين يارى خواهم جست. سه مرتبه اين خطاب را فرمود. (كافى: 534/1).
و در غاية المرام محدث جليل سيد هاشم بحرانى از طريق عامّه در حديث معراج چنين آمده: خداوند تعالى فرمود: اى محمد! آيا دوست دارى آنان را ببينى؟ گفتم: آرى، پروردگارا. خداوند فرمود: به سمت راست عرش روى گردان. چون روى به آن سوى گردم به ناگاه ديدم على و فاطمه و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و مهدى‏عليهم السلام غرق در نور ايستاده، نماز مى‏خوانند، و او - يعنى مهدى‏عليه السلام - در ميان آن‏ها همچون ستاره درخشانى بود. خداوند فرمود: اينان حجّت‏ها هستند و او ثائر از عترت تو است، به عزّتم سوگند او حجّت ثابت براى دوستانم و انتقام گيرنده از دشمنانم است. (غاية المرام: 194).
و در بحار در وصف اصحاب حضرت قائم‏عليه السلام از حضرت صادق‏عليه السلام روايت است كه فرمود: گويا كه دل‏هايشان بسان قطعه‏اى از آهن است كه هيچ گونه شكى درباره خداوند در آن راه ندارد، از سنگ سخت‏تر، كه اگر بر كوه‏ها حمله برند، آن‏ها را از جاى بركنند، با پرچم‏هاى خويش به هيچ شهرى روى نياورند مگر اين‏كه آن را خراب كنند، گويى كه بر اسب‏هايشان عقاب‏ها نشسته‏اند، به زين اسب امام‏عليه السلام دست مى‏كشند و تبرك مى‏جويند، و پيرامون حضرتش حلقه مى‏زنند. در جنگ‏ها با جانبازى، آن بزرگوار را يارى مى‏كنند و آنچه مى‏خواهد انجام مى‏دهند. در ميان آنان مردانى هستند كه شب‏ها خواب ندارند. در نمازشان زمزمه‏اى دارند همچون زمزمه زنبور عسل. شب را با عبادت به صبح مى‏رسانند و صبحگاهان بر اسب‏هايشان آماده‏اند، شب‏ها پارسا و روزها شيرند. آنان از آن حضرت فرمانبردارند، مانند كنيز نسبت به ارباب خود. همچون چراغ‏ها روشنند و دل‏هايشان نورانى است و از خشيت الهى لرزان. از خداوند شهادت درخواست مى‏كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند، شعارهايشان »يا لثارات الحسين«؛ (خونخواهى حسين‏عليه السلام) مى‏باشد.
هرگاه به سويى حركت كنند به مقدار يك ماه رعب و بيم بيشتر از آن‏ها مى‏رود، به سوى مولاى خود مى‏شتابند، خداوند توسط ايشان امام حقّ را يارى مى‏كند. (بحار الانوار: 308/52).
و نيز از آن حضرت منقول است كه فرمود: هرگاه قائم‏عليه السلام خروج كند، نوادگان كشندگان حسين‏عليه السلام را به قتل خواهد رساند. (بحار الانوار: 313/52).
البته در حديثى از حضرت رضاعليه السلام علّت اين امر را رضايت آن‏ها نسبت به كارهاى پدرانشان دانسته و اين‏كه آن‏ها افتخار هم مى‏كنند و هر كس به چيزى راضى باشد مانند آن است كه آن را انجام داده باشد.
و در كتاب المحجّة فيما نزل فى القائم الحجّة (اين كتاب به قلم همين مترجم به نام »سيماى حضرت مهدى‏عليه السلام در قرآن« بارها منتشر شده است. از امام صادق‏عليه السلام درباره آيه: ))وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً...(( (سوره اسراء، آيه 33.( آمده كه اين آيه درباره حسين‏عليه السلام نازل شده، اگر ولىّ او اهل زمين را بكشد اسراف نكرده است، و ولىّ او قائم‏عليه السلام است. (المحجة: 127).

ثواب كارهاى نيك و قبولى آن‏ها به ولايت آن حضرت بستگى دارد

در كتاب كمال الدين از حضرت امام صادق‏عليه السلام روايت شده كه فرمود: هر آن‏كه به امامت امامان از پدران و فرزندان من اقرار و اعتراف داشته باشد، ولى مهدى از فرزندانم را انكار نمايد، مثل اين است كه تمام پيامبران را قبول داشته باشد ولى نبوّت حضرت محمدصلى الله عليه وآله را انكار كند.
عبد اللَّه بن ابى يعفور مى‏گويد: پرسيدم: مهدى از فرزندان شما كيست؟ فرمود: پنجمين فرزند از امام هفتم، كه شخص او از نظر شما غايب مى‏ماند و بردن نام او بر شما حلال نيست. (كمال الدين: 338/1).

منبع:http://yamojir.com

 

چهارشنبه 17 اسفند 1390  10:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها