حضرت على بن الحسين
بارزترين صفاتش عبادت مىباشد كه به (زين العابدين) و (سيّد العابدين) و (ذو الثفنات) ناميده شد، وجه ناميده شدنش به (ذو الثفنات) اين بود كه بينى آن حضرت ساييده، و پيشانى و زانوها و كف دستهايش از اثر عبات مداوم برآمدگى پيدا كرده بود، چنانكه در خبرى از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام از فاطمه بنت على بن ابى طالبعليهما السلام آمده كه از يكى از كنيزان امام سجادعليه السلام راجع به حالات آن حضرت پرسيد، در جواب گفت: مختصر كنم يا مفصل بگويم؟ گفت: مختصر كن، گفت: هيچگاه در روز برايش غذا نبرده و در شب رختخواب نگستردم. (بحار الانوار: 62/46)
و اخبار بسيارى كه درباره كثرت و شدّت اهتمام آن حضرت در عبادت وارد شده است و مولاى ما حضرت حجّت عجّل الله فرجه الشريف از جدّ بزرگوارش سيّد العابدينعليه السلام الگوى خوبى دارد، كه از حضرت ابوالحسن موسى بن جعفرعليهما السلام آمده، در وصف حضرت قائم - روحى فداه - فرمود: با آن چهره گندمگون، زردى بىخوابى شب نيز آميخته است، پدرم فداى آن كس كه شبش را در حال سجود و ركوع و ستارهشمارى (كنايه از بيدارى) خواهد گذراند.... (بحار الانوار: 81/86)
خون خواهى حسين
خون خواهى، طلب خون كسى را كردن وبه تعبيرى، انتقام خونى است .امام حسين (ع)، انسان ممتازى است كه مظلوم كشته شده وتاكنون انتقام خون به ناحق ريخته وى گرفته نشده است خداوند، حضرت مهدى (ع)را كه از فرزندان آن حضرت ووارث خون آن شهيد مظلوم است، خون خواه حضرتش قرار داده و به وى قدرت و سلطنت عطا فرموده، و او را منصور، نام نهاده، تا هنگامى كه امر ظهور از طرف خدا امضاء شود، با قوت و قدرت وتأييد خداوند قيام كند وهمه جباران وستمگران وستم پيشگان را طعمه شمشير سازد
در قرآن آمده است: ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانه فلا یسرف فی القتل انه کان منصور(1)او آن كس كه مظلوم كشته شده، ما به ولىَ او حكومت داديم كه دركشتن اسراف وزياده روى نكند، كه او از جانب ما منصور ومورد حمايت است. در ينابيع الموده در تفسير اين آيه مباركه آمده است كه اين آيه درباره امام حسين و حضرت مهدى (ع)نازل شده است. از امام محمد باقر(ع) روايت است كه آن حضرت فرمود: حسين (ع)مظلوم كشته شد وما اولياء ووارث خون او هستيم، وقائم ما خون خواهى حسين (ع) خواهدكرد. پس هركسى كه به كشتن آن حضرت راضى بوده است به قتل مى رساند تا آن جاكه خواهندگفت: او دركشتار اسراف مى كند(2)
ونقل شده است كه آن حضرت فرمود: منظور از ومن قتل مظلوما حسين بن على(ع) است كه مظلومانه كشته شد. و سپس فرمود: آن كس كه واقعاً مظلوم كشته شده، حسين(ع) و ولىَ او حضرت قائم (ع)است و اما منظور از اسراف دركشتار، اين است كه اشخاص ديگرى غير از قاتل اصلى اوكشته شود. واما مقصود از انه كان منصورا اين است كه حضرت قائم (ع) كه ولی حقيقى حسين (ع) ومردى از دودمان رسول خدا(ص)است، از دنيا نمى رود تا اين كه به پيروزى كامل برسد . (3)
مردى از تفسير آيه شریفه سوره اسراء، آيه 33 از امام صادق (ع) سؤال كرد. حضرت فرمود: منصور، قائم آل محمد(ع) است كه ولی خون حسين (ع)است وچون ظهور نمايد، اقدام به خون خواهى حسين (ع)كند ودشمنان را بكشد واگر همه اهل زمين را به قتل برساند، اسراف نكرده است. ومعناى فلا يُسرف فى القتل اين است كه او هرگز به كارى كه اسراف محسوب شود دست نمى آيد. سپس فرمود: به خدا سوگند كه حضرت قائم (ع) بازماندگان و ذرارى كشندگان حضرت حسين (ع)را به واسطه كردار پدران واجدادشان خواهد گشت. (4)
دركتاب عيون الاخبار از عبدالسلام بن صالح هروى روايت كرده است كه گفت: به امام رضا(ع)عرض كردم كه نظرتان درباره اين حديث كه از امام صادق (ع)روايت شده است، چه مى باشد؟ حضرت فرمود: درست است. گفتم: پس معناى اين آيه كه مى فرمايد: ولا تزر وازرة اخری(5) هيچ كس بارگناه ديگرى را به دوش نخواهدكشيد چه مى شود؟ فرمود: خداوند در تمام گفتارهايش راست و درست فرموده است، لكن فرزندان قاتلان حسين (6)كسانى هستندكه ازكردار پدرانشان راضى هستند وبه آن افتخار مى كنند وهركس كه ازكارى راضى باشد، مثل آن كسى است كه آن را انجام داده است، واگركسى در شرق عالم كشته شود وديگرى در غرب عالم، به اين قتل راضى وخشنود باشد، نزد خداى تعالى با قاتل شريك خواهد بود. از اين رو، حضرت قائم (ع)آنها را به قتل مى رساند .
شعار ياوران امام مهدى (ع) يالثارات الحسین، نداى خون خواهى حسين (ع)است .
يا رب الحسین، بحق الحسین، اِشف صدر الحسین، بظهور الحجة قائم(ع1- سوره اسراء 33
2- ينابیع الموده ج3 ص 343 المحجة ص 281
3- تفسير عياشى ج 2 ص 313 تفسير برهان ج 2، ص 419 بحارالانوار ج 44ص 218
4- كامل الزيارات ص 63
5- سوره انعام 164
6- عیون اخبار الرضا ص 212 الزام الناصب ج 1 ص 72
شباهت به امام امير المؤمنين
اظهر صفاتش علم و زهد و شجاعت مىباشد، و تمام آنها در حضرت قائمعليه السلام نمودار است
شباهت به امام حسن
بارزترين صفاتش حلم و بردبارى است، و از جمله آثار اين صفت: سكون و آرامش داشتن و سبكسرى نكردن در مواقعى است كه شخص از ديگران نارواها ببيند، و چه خوش گفتهاند:
تَحَلَّمْ عَلَى الأَدْنَيْنِ وَاسْتَبْقِ وُدَّهُمْ** فَلَنْ تَسْتَطِيعَ الحِلْمَ حَتّى تَحَلَّما
بر آزارهاى افراد پست، خودت را به بردبارى بزن و محبتشان را باقى بدار؛ كه بردبار نتوانى بود تا اينكه خودت را به بردبارى بزنى
و اگر در ناراحتىها و ابتلاهاى شديد مولا حضرت حجّت - صلوات اللَّه عليه - از دست رعيّتش تأمل كنى، حلم و بردبارى آن بزرگوار برايت روشن مىشود، به طورى كه از احدى به اين كيفيت، اين صفت ظاهر نگرديده است
منبع:http://yamojir.com