اخلاق حضرت
در روايات، اخلاق حضرت مهدى (ع) به خلق پيامبر اكرم (ص) تشبيه شده است.
رسول خدا(ص) فرمود: اگر جز يك روز از دنيا نمانده باشد، خداوند مردى را برمى انگيزد كه نامش نام من و خلق و خوى اش مانند من است.
خلق درلغت به معنى سجیه وصفت است . بنابراين منظور از اينكه خلق آن حضرت مانند خلق پيامبر(ص) است، شباهت آن حضرت به پيامبر در عموم صفات و خوهاى پسنديده است. (1)
خداوند درباره خلق پيامبر(ص) فرموده است: وانک لعلی خلق عظیم (2)
1. مکیال المکارم ج 1 ص 113
2.سوره قلم 4
بركات آن حضرت
تمام نعمتهاى ظاهرى و باطنى، آشكار و نهان كه در زمان آن حضرت به بندگان مىرسد، از بركات وجود اوست - كه درود و صلوات خداوند بر او باد - احاديث در اين باره بسيار است، بيش از حدّ تواتر و به همين جهت است كه در توقيعى كه در احتجاج روايت شده، آمده است: و امّا نحوه بهرهورى از من به هنگام غيبتم همانند استفاده از خورشيد است موقعى كه ابر آن را از ديدهها پنهان كند.(1)
1 ـ الاحتجاج: 284.
تجديد بناى اسلام پس از كهنه و فرسوده شدن آن
در دعايى كه به وسيله عَمْرىرحمه الله از آن حضرت روايت شده، آمده است: وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحى مِنْ دِينِكَ... ؛ (پروردگارا( آنچه از دين تو محو شده، به وسيله او تجديد فرماى. و در دعاى ديگرى كه از حضرت ابوالحسن الرضاعليه السلام روايت شده، چنين مىخوانيم: و آنچه از كاخ دين تو ويران گشته و يا از احكام شرع تغيير و تبديل يافته، به وسيله او تجديد فرماى و از نو بنياد كن تا اينكه به دست او شرع تازه و آيين جديد و شادابى به سوى مردم بازگردانى. (جمال الاسبوع: 509)
و در بحار به نقل از ارشاد القلوب ديلمى از حضرت صادقعليه السلام روايت است كه فرمود: هنگامى كه قائم بپاخيزد مردم را بار ديگر به اسلام دعوت كند و آنها را به امرى كه از بين رفته و عموم مردم از آن جدا گشته و به گمراهى افتادهاند، هدايت فرمايد. براى اين جهت حضرت قائمعليه السلام را مهدى ناميدهاند كه به امرى كه از آن واماندهاند، هدايت مىكند، و بدين سبب او را قائم ناميدهاند كه به حقّ قيام مىكند. (بحار الانوار: 30/51. )
و در غيبت نعمانى از امام باقرعليه السلام روايت است كه درباره شيوه حكومت حضرت قائمعليه السلام فرمود: حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - با امرى جديد و كتابى نوين و قضاوتى تازه كه بر عرب شديد است بپا خواهد خاست. (غيبت نعمانى: 122. )
و از حضرت امام صادقعليه السلام در پاسخ به سؤال كسى كه از شيوه و شگرد حضرت مهدى - عجّل اللَّه فرجه الشريف - پرسيد، آمده است: همان برنامهاى كه پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله پيش گرفت حضرت قائمعليه السلام انجام خواهد داد، بنيادهاى پيشين را منهدم و ويران مىسازد چنانكه رسول گرامىصلى الله عليه وآله نظام جاهليت را ريشهكن كرد و اسلام را از نوع آغاز مىنمايد. (غيبت نعمانى: 121. )
در خبر ديگرى نظير همين روايت از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام آمده است
و از همان حضرت (امام باقرعليه السلام) روايت است كه فرمود: به تحقيق كه وقتى قائم ما بپاخيزد، مردم را به امر جديدى دعوت خواهد كرد، همانطور كه پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله دعوت فرمود و اسلام غريبانه آغاز شد و به حال غربت باز خواهد گشت، همانطور كه آغاز شد. خوشا به حال غريبان. (غيبت نعمانى: 173)
. و از حضرت امام صادقعليه السلام روايت شده كه فرمود: اسلام غريبانه شروع شد و باز هم مانند اوّل كارش خواهد گشت، پس خوشا به حال غريبان. ابوبصير عرضه داشت: اين را براى من توضيح دهيد كه خداوند كارتان را سامان دهد؛ فرمود: دعوت كننده از ما دعوت نوينى آغاز مىكند همانطور كه رسول خداصلى الله عليه وآله آغاز كرد. (غيبت نعمانى: 173. )
و از همان حضرت است كه فرمود: گويا قائمعليه السلام را بالاى منبر مىبينم كه از آستين قبايش نوشتهاى كه به مهر زرّين ممهور باشد، بيرون آورد و مهر از آن برگيرد و آن را بر مردم بخواند، پس مانند گوسفند از دور او پراكنده شوند و كسى جز نقيبان باقى نماند، پس آن حضرت سخنانى خواهد گفت. آنگاه آنها پناهگاهى نيابند تا اينكه به سوى او بازگردند و من مىدانم سخنى را كه او خواهد گفت
بخشش حضرت
درباره بخشش حضرت مهدى (ع) روايات بسيارى آمده اسست.
از جمله اين كه: او چنان اموال رامى بخشد كه كسى پيش از او چنان نكرده است. (1)
مال رابدون شمارش مى بخشد، (2) بخشش هاى او بر مردم گواراخواهد بود، (3) به سنت پيامبر(ص) رفتار می كند، (4) اموال رامشت مشت به مردم مى دهد و آن رانمى شمارد. (5)
رسول خدا(ص) مى فرمايد: آخرين امامان، همنام من است. او ظاهر مى شود و جهان را پر از عدل می كند، در حالى كه اموال بر هم انباشته شده است . شخصى از او درخواست مال می كند، امام (ع) مى فرمايد: خودت از اين اموال بردار. (6)
امام باقر(ع) مى فرمايد: حضرت مهدى (ع)، سالى دو بار عطايايى به مردم مى دهد. آن حضرت ماهى دو بار حقوق مى دهد و بين مردم يكسان رفتار می كند، به گونه اى كه فرد نيازمند به زكات، در جامعه يافت نمى شود. دارندگان زكات، سهم فقيران را نزد آنان مى آورند، ولى آنان نمى پذيرند. به ناچار اموال رادركيسه هاى مخصوص پول می گذارند، و در محلهاى شيعه مى چرخانند، ولى آنان می گویند ما رابه درهم هاى شما نيازى نيست (7)
1. بحا رالانوار، ج52 ص 390 . غيبة نعمانى ص237
2. فتن ابن حماد ص 98 مسند احمد ج 3، ص 5
3. احقاق الحق ج 13ص 248. ا لشيعة والرجعة ج 1.ص 207
4. سنن ابى داود، ج 4، ص 108
5. ملاحم ابن طاووس، ص 69.
6. مستدرك حاكم ج 4، ص 558 . الشيعة والرجعة، ج 1، ص 214.
7. غيبة نعمانى، ص 238 . بحارالانوا ر ج 52 ص 352 و 390 صحیح بخارى ج 2ص 135.
منبع:http://yamojir.com