حضرت ابوابراهيم موسى بن جعفر
آن حضرتعليه السلام دچار تقيّه و شدّت ترس از دشمنان بود - بيش از آنچه پدران گرامىاش بدان دچار بودند و اين مطلب براى كسى كه در احوال زندگى آن حضرت دقّت كند واضح است. مولاى ما حضرت قائمعليه السلام نيز همينطور است
حضرت ابوجعفر محمد بن على باقرعليه السلام
بارزترين صفاتش، شباهت به رسول خداصلى الله عليه وآله بود. لذا جابر انصارى هنگامى كه نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: به پروردگار كعبه قسم شمائل پيغمبر است. - چنانكه در چند روايت از او نقل شده . (بحار الانوار: 223/46) با اينكه جابر پيش از امام باقر، حسن و حسين و على بن الحسينعليهم السلام را ديده ،ولى چنين سخنى درباره آنها نگفته بود، مولاى ما حضرت صاحب الزمانعليه السلام نيز شبيه به پيغمبر است بلكه شباهتش به پيغمبر بيشتر و كاملتر مىباشد. به دليل روايات بسيارى از طرق خاصّه و عامّه از رسول اكرمصلى الله عليه وآله در وصف امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نقل شده كه آن حضرت فرمود: شبيهترين مردم به من است در شمائل و اقوال و افعالش
حضرت ابوجعفر محمد بن على تقى
وقتى امامت به آن حضرت رسيد كه به سنّ مردان نرسيده و عمرش از هشت بهار نگذشته بود، حضرت حجّتعليه السلام نيز همينطور بود، كه در سنين طفوليّت لواى امامت را به دست گرفت
حضرت ابوعبد الله صادق
بارزترين صفاتش، كشف علوم و بيان احكام براى مردم بود به طورى كه براى امامان پيش از آن حضرت اين امر ميسّر نشد، يكى از اهل حديث گفته: چهار هزار نفر از افراد مورد اعتماد از آن حضرت روايت كردهاند. (مناقب ابن شهرآشوب: 372/3)
مىگويم: با اين حال تمام علومى كه نزد آن حضرت بود كشف نشده و براى ظهور قائمعليه السلام به تأخير افتاده كه آن حضرت تمام احكام را بيان خواهد ساخت و آنچه گذشتگان از امامان و پيغمبران اهليّت و شايستگى آن را در مردم نديدند فاش خواهد كرد. امير المؤمنينعليه السلام گاهى به سينه خود اشاره مىكرد و مىفرمود: إِنَّ هيهُنا لَعِلْماً عِلْماً جَمّاً لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً... ؛ در اينجا علم بسيارى هست اگر براى آن حاملانى بيابم...
حضرت ابومحمد امام حسن عسكرى
آن حضرتعليه السلام نيز، همين صفت را داشته است كه بجا است اين بحث را با بيان روايت شريفى كه در مجلّد دوازدهم بحار آمده به پايان بريم
مرحوم مجلسىرحمه الله به سند خود آورده كه: عباسيان و صالح بن على و گروهى از منحرفين از مسير اهل بيتعليهم السلام بر صالح بن وصيف، هنگامى كه امام حسن عسكرىعليه السلام نزد او زندانى بود بر او وارد شدند و به او گفتند: بر آن حضرت سخت بگير و در وضع او رفاه و آسايشى فراهم مكن. در جواب گفت: با او چكار كنم در حالى كه از بدترين افرادى كه توانستهام بر او گماشتهام ولى آنان در نماز و عبادت به جايگاه بلندى رسيدهاند. سپس آن دو نفر گماشته را احضار كرد و به آنها گفت: واى بر شما! درباره اين شخص چه فكر مىكنيد؟ گفتند: چه بگوييم درباره مردى كه روزش را روزهدار و شبش به عبادت مىگذرد، نه سخن مىگويد و نه غير عبادت به كارى مشغول مىشود، هرگاه به ما نظرى بيفكند لرزه بر اندام ما افتد، و به طورى هيبت او در دلمان واقع شود كه خوددارى نتوانيم كرد. هنگامى كه عباسيان اين گفتار را شنيدند با خوارى و سرافكندگى رفتند. (بحار الانوار: 308/50)
منبع:http://yamojir.com