0

شباهت به امامان2

 
mohsenh
mohsenh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1156
محل سکونت : قم

شباهت به امامان2

حضرت ابوابراهيم موسى بن جعفر

آن حضرت‏عليه السلام دچار تقيّه و شدّت ترس از دشمنان بود - بيش از آنچه پدران گرامى‏اش بدان دچار بودند و اين مطلب براى كسى كه در احوال زندگى آن حضرت دقّت كند واضح است. مولاى ما حضرت قائم‏عليه السلام نيز همين‏طور است

حضرت ابوجعفر محمد بن على باقرعليه السلام

بارزترين صفاتش، شباهت به رسول خداصلى الله عليه وآله بود. لذا جابر انصارى هنگامى كه نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: به پروردگار كعبه قسم شمائل پيغمبر است. - چنان‏كه در چند روايت از او نقل شده . (بحار الانوار: 223/46) با اين‏كه جابر پيش از امام باقر، حسن و حسين و على بن الحسين‏عليهم السلام را ديده ،ولى چنين سخنى درباره آن‏ها نگفته بود، مولاى ما حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام نيز شبيه به پيغمبر است بلكه شباهتش به پيغمبر بيشتر و كامل‏تر مى‏باشد. به دليل روايات بسيارى از طرق خاصّه و عامّه از رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله در وصف امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نقل شده كه آن حضرت فرمود: شبيه‏ترين مردم به من است در شمائل و اقوال و افعالش

حضرت ابوجعفر محمد بن على تقى‏

وقتى امامت به آن حضرت رسيد كه به سنّ مردان نرسيده و عمرش از هشت بهار نگذشته بود، حضرت حجّت‏عليه السلام نيز همين‏طور بود، كه در سنين طفوليّت لواى امامت را به دست گرفت

حضرت ابوعبد الله صادق‏

 بارزترين صفاتش، كشف علوم و بيان احكام براى مردم بود به طورى كه براى امامان پيش از آن حضرت اين امر ميسّر نشد، يكى از اهل حديث گفته: چهار هزار نفر از افراد مورد اعتماد از آن حضرت روايت كرده‏اند. (مناقب ابن شهرآشوب: 372/3)
مى‏گويم: با اين حال تمام علومى كه نزد آن حضرت بود كشف نشده و براى ظهور قائم‏عليه السلام به تأخير افتاده كه آن حضرت تمام احكام را بيان خواهد ساخت و آنچه گذشتگان از امامان و پيغمبران اهليّت و شايستگى آن را در مردم نديدند فاش خواهد كرد. امير المؤمنين‏عليه السلام گاهى به سينه خود اشاره مى‏كرد و مى‏فرمود: إِنَّ هيهُنا لَعِلْماً عِلْماً جَمّاً لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً... ؛ در اين‏جا علم بسيارى هست اگر براى آن حاملانى بيابم...

حضرت ابومحمد امام حسن عسكرى‏

آن حضرت‏عليه السلام نيز، همين صفت را داشته است كه بجا است اين بحث را با بيان روايت شريفى كه در مجلّد دوازدهم بحار آمده به پايان بريم
مرحوم مجلسى‏رحمه الله به سند خود آورده كه: عباسيان و صالح بن على و گروهى از منحرفين از مسير اهل بيت‏عليهم السلام بر صالح بن وصيف، هنگامى كه امام حسن عسكرى‏عليه السلام نزد او زندانى بود بر او وارد شدند و به او گفتند: بر آن حضرت سخت بگير و در وضع او رفاه و آسايشى فراهم مكن. در جواب گفت: با او چكار كنم در حالى كه از بدترين افرادى كه توانسته‏ام بر او گماشته‏ام ولى آنان در نماز و عبادت به جايگاه بلندى رسيده‏اند. سپس آن دو نفر گماشته را احضار كرد و به آن‏ها گفت: واى بر شما! درباره اين شخص چه فكر مى‏كنيد؟ گفتند: چه بگوييم درباره مردى كه روزش را روزه‏دار و شبش به عبادت مى‏گذرد، نه سخن مى‏گويد و نه غير عبادت به كارى مشغول مى‏شود، هرگاه به ما نظرى بيفكند لرزه بر اندام ما افتد، و به طورى هيبت او در دلمان واقع شود كه خوددارى نتوانيم كرد. هنگامى كه عباسيان اين گفتار را شنيدند با خوارى و سرافكندگى رفتند. (بحار الانوار: 308/50)

منبع:http://yamojir.com

چهارشنبه 17 اسفند 1390  10:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها