0

طلسم

 
hossein7707
hossein7707
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 648
محل سکونت : همدان

طلسم

 



طلسم

در گذر از عاشقان رسيد به فالم
دست مرا خواند و گريه كرد به حالم

روز ازل هم گريست آن ملك مست
نامه تقدير را كه بست به بالم

مثل اناري كه از درخت بيفتد
در هيجان رسيدن به كمالم

هر رگ من رد يك ترك به تنم شد
منتظر يك اشاره است سفالم

بيشه شيران شرزه بود دو چشمش
كاش به سويش نرفته بود غزالم

هر كه جگرگوشه داشت خون به جگر شد
در جگرم آتش است از كه بنالم

سه شنبه 16 اسفند 1390  6:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها