حریم یار
| |
فاقيمو الصلوه انّ الصلوه كانت علي المومنين كتاباًموقوتاً (قرآن مجيد)
پس نماز را به پاي داريد ، همانا نماز بر اهل ايمان حكمي معيّن وواجب است .
آدمي از آن روز كه واقعيتي به نام خود وجهان را حس ميكند ومي يابد كه رشته هستي اش در اختيارقدرتي فوق همه قدرت هايي است كه حس مي كند ومي شناسد، درپی شناخت ودرك آن حقيقت مي گردد وبراي دستيابي روش ها وابزارهاي وصول به آن از هيچ تلاشي فرد گزار نمي كند.
در آموزه ي اسلامي نماز محكم ترين روش دستيابي به آن حقيقت مطلق ورشته اتصال همه هستي و موجوديت آدمي به ملكوت است . بال پروازي است كه از آشيانه كوچك و بي مقدار زمين تا به حريم هميشه مهر و عشق خداوندي انسان را عروج مي دهد .
وآنچنان كه سفير عشق و محبت الهي محمد مصطفي (ص)فرمود :
الصلوه معراج المومن ، نماز معراج مومن مي شود
ومومن سالك، انساني است كه با بالهاي نيايش و توكل ومجاهده موانع سفر ودر معنايي لطيف تر ايستگاههای سفر را مي شناسد وموانع راه را يكي پس از ديگر پشت سر گذارده وبه اين كيمياي حيات وماندگاری جاودانه دست مي يابد .
انسان مومن بناي حيات طيبه و سلامت روان خويش را بر ستونهاي آسيب ناپذير نمازها ي روزانه ،استوار مي دارد .در پرتو نور افشاني تمامي ذكرهاي آن به زندگي سرد مادّي وزميني خويش گرمايي ملكوتي و آسماني مي بخشد .
نماز رابطه انسان با خدا
زيستن برقراري نوعي ارتباط با عالم هستي است ، در خود زيستن قانونمندي وجود دارد . من اگرتشنه شوم محرك تشنگي انگيزه آشاميدن است و پاسخ متناسب هم همان رفع تشنگي است ، اين نشانه سلامتي در رويه فيزيكي زيستي است ، ودر حدرواني و اجتماعي نيز وضع زيستي به همين شكل است . انسان مجهز به يستمي به نام اعصاب مركزي است كه هوشمندانه محيط را ارز يابيمي كند ، انتخاب گر و عيب ياب نيز مي باشد از درد مي گريزد وبه آنچه برايش خوشايند است ولذت آور روي مي آورد ، اين يك ارتباط فردي است وزندگي مجموعه اي از ارتباطات سازمان يافته است .انسان يك موجود عاطفي وهيجاني است كامپيوتر نيست كه فقط اطلاعات را بگيرد و پردازش كند . (عشايري ،نماز چرا ؟ )
بطور كلي در زندگي انسان چهار نوع رابطه قابل تصور است .
1- ارتباط انسان با خودش
2- ارتباط انسان با آفريدگارش
3- ارتباط انسان با جامعه اي كه در آن زندگي مي كند
4- ارتباط انسان با طبيعت
البته اين انواع در عرض هم قرار ندارند واگر بگوييم انسان با هستي در ارتباط مستمر و معنا دارمي باشد همه آنها را در بر مي گيرد .
ما معتقديم انسان از درون با خدا آشنا است ، او را مي شناسد ، به او مهر مي ورزد و او را آشكارتر از هر چيز ديگر مي بيند (1) ودر درون انسان براي اعتقاد به مبداء هستي وعشق بهاوپايگاهي قوي و خلل نا پذير وجود دارد . (2)
و آن پايگاه همان عنصري است كه در قرآن و سنت از آن به فطرت (3) تعبير مي شود در اين پايگاه دروني حقيقتي توصيف ناپذير و غير قابل تعريف وجود دارد كه از آن بر پرستش ياد مي شود ،ما به وضوح آن حقيقت را در خود درك مي كنيم بدون اينكه قادر باشيم آن را تعريف كنيم، پر ستش حقيقتيست جهان شمول كه در تمام موجودات عالم وجود دارد . (4)
وليكن مي توان گفت پرستش در انسان حقيقي است دو وجهي كه علاوه بر صورت نا آگاهانه آن كه در همه انسانها وجود دارد وصورت ديگر آن كاملاً آگاهانه و جهت دار است .
و در اين ارتباط نوع دوم عارف وسالك تلاش مي كنند معبود خويش را با توجه به ظر فيت و تواني كه دارد بشناسد البته او شناخت را نقطه شروع مسير مي داند ، آنچه كه مطلوب عارف است نه تنها اين ارتباط و نه تنها وصول به معبود كه رضوان و خشنودي اوست (5) ونماز موجب خوشنودي حق تعالي است.
پرستش در انسان حقيقتي است دو وجهي كه علاوه بر صورت نا آگاهانه ي آن كه در همه انسانها وجود دارد صورت ديگر آن كاملاً آگاهانه و جهت دار است .
و در اين ارتباط نوع دوم عارف وسالك تلاش مي كند معبود خويش را با توجه به ظر فيت و تواني كه دارد بشناسد البته او شناخت را نقطه شروع مسير مي داند ، آنچه كه مطلوب عارف است نه تنها اين ارتباط و نه تنها وصول به معبود كه رضوان و خشنودي اوست . ونماز موجب خوشنودي حق تعالي است .
براي تحقق نماز ، سالك چند عامل را مورد توجه وعمل قرار مي دهد .
1- عادت شكني
2- مسئو ليّت پذيري
3- عيب يابي
4- خود انگيزي
همان طور كه در پيشگفتار ياد آور شديم كه نماز به عنوان بهترين روش براي پيمودن اين مسير است وسالك را با عبور از پيچ و خم عادت هاي روزمره و تفكر گريز ، و رسيدن به ستيغ قله ي مسئولييت پذيري و باز نگري لحظه به لحظه از نقطه شروع تا جايي كه قرار دارد و ارز يابي از ميزان انجام تعهداتي كه عمل نموده وبايد عمل نمايد ، با تلاش و مجاهده مضاعف خود را به نماز مقبول حق نزديك مي كند .
و او براي رسيدن به اينگونه نمازي ناگزير است ، انديشه ورفتاري منطقي در ارتباط با مردم وجهان طبيعت داشته باشد ودر پرتو ارتباط نوراني با آفريدگار هستي و عشق به خالق مهربان وبي نياز ، نور عشق ومهر ورزيش بر ديگران نيز مي تابد ، ومحبوب دلهاي مردمان مي گردد.
وعشق او به آفريدگارو خالق هستي،آفريده ها رادرمقابل او به فروتني وامي دارد. بخشي از رفتار ما به خوگري وعادت مربوط مي شود . ونماز اين عادت را مي شكند ، درنمازعنصري پايه اي وجود دارد كه اسمش را گزارنده اند نيت ، نماز گذار از خود مي پرسداين كار را براي چه كسي و با چه انگيزه اي انجام مي گيرد.؟
در واقع همه چيز بايد ابتدا يك نقشه داشته باشد و بعد مورد عمل واقع شود.سالك نمازگزار مي داند هر نماز طرح و نقشه اي خاص لازم دارد.و چنانچه نقشه و طراحي هر نماز را قبل از اقدام به اقامه آن ترسيم نكند نمازش فاقد روح بوده و تنها ماكتي خواهد بود كه روبروي قبله گزارده شده است .و نماز به جاي اين كه عادت شكن شود خود به عادتي ( به عنوان مسكني مقطعي و لحظه اي) تبديل مي شود.
در نماز يك نوع سيستم اتوماتيك حسابرسي و محاسبه نفس اوجود دارد و به عبارتي يك سيستم عيب ياب براي نمازگزار مي باشد.او خود رار مقابل يك باور دروني مي بيند ، پس يك انگيزه دروني مي خواهد تا به اين باور دروني كه شوخي و مسامحه نمي پذيرد حساب پس دهد.
در اين عمل چون فرد با باور دروني خويش سرو كار دارد و نمي خواهد تنها به انجام يك آيين و مناسك ظاهري شريعت خودرا مشغول سازد ، مي گويد نماز من نوعي داوري دروني و وجداني است. و اين نماز به پرسش هاي ذهن او بايد صادقانه پاسخ گويد.
پرسش هايي از اين قبيل:
- انگيزه ام از خواندن اين نماز چيست؟
- آيا اين نماز توانسته است در رابطه ام با همنوعانم بهبود يا تحول ايجاد كند؟
- يا اين نماز توانسته است ذهن و انديشه اش را پالايش كند؟
- و....
در حقيقت نمازگزار بايد با خود در آشتي باشد. آدم ها مي توانند به ديگران دروغ بگويند اما به خود و آن باوري كه برتر از اوست هرگز.اين خود باوري الهي كه مي گويد من قاضي خود ودر حقيقت در درون خود مستقر و جوابگو هستم همان بعد مسوليت پذيري است كه به وسيله نماز براي سالك به و جود مي آيد.
سالك گام به گام به اين خود انگيزي نزديك مي شود و پيامبران و سفيران الهي و انسان كامل ومرشد راه راهبر او در كوره راههاي آميزش انگيزه هاي دروني و بيروني مي شوند و تا بدانجا اورا مي برند كه انگيزه هاي بيروني سالك را به خودانگيزي تبديل مي كنند.
آنگاه كه سالك دل و انديشه اش را متوجه هدف نمود و به باغ و بوستان هاي مسير بي توجه بود و حتي از واژه ها و معني و ترجمه نماز هم عبور كرد و در يك جهت متمركز شد توفيقات الهي كه همان سرعت سير و لذت و شيريني حيات طيبه است رابه او اهدا مي نمايند.
زندگي سالك در اين هنگام رنگي الهي مي گيرد. خلق و خوي او الهي مي شود و حتي اگر در مورد فرزندش مرتكب خطايي كوچك يا سهوي شده باشد از او رضايت مي خواهد. و هنگامي گام در منزل بعدي و شروع نمازي ديگر مي گزارد كه بندگان خدا از او خشنود باشند. و در حال مهرورزي به مردم باشد.
فرزانه اي مي گويد:"دنيا همه تاريكي است ، مگر آن كه شوري در ميان باشد. همه شور و دانش ها كرند، مگر آن كه تلاشي در كار باشد، همه تلاش ها بي فرجامند، مگر آن كه عشق در ميان باشد. و عشق بي فرزانگي ديوانگي است."
آري سكوي عروج نماز گزار بايد بر پايه هاي شوق انگيز و مقاوم عشق و خرد بنا شده باشد تا بتواند سفري آرامش بخش و بي اضطراب و دلهره داشته باشد.
وآنگاه كه در ژرفاي وجود خويش حقيقت "الصلوه معراج المومن" رايافت. اگر چه در ميان امواج خشمگين طوفان بلاها و درد و رنج باشد"الله اكبر"آغاز نماز او را بر فراز امواج خواهد نشاند كه " و لذكر الله اكبر "و كشتي طوفان زده زندگي روزمره و عادت و تكرارش بر ساحل آرامش هديه الهي "نماز" به سلامت پهلو خواهد گرفت. و بار و بنه اين كشتي جز زيبايي و عدالت نخواهد بود.
ارمغان سالك "الا بذكرالله تطمئن القلوب" به دل و انديشه ديگران نيز هديه مي شود و كالاي پست كينه و تزوير و دروغ و توهم و ستم را از كف مي نهد و دل و روح همراهان و معاشران را شيفته خود مي كند.و در چنين جامعه اي كه سالك و همراهانش فرودگاهها و موانع متوالي و سهمگين را با استعانت از نماز پشت سر گذاشته اند آدم، آدمي ديگر شده و جهان ، جهاني ديگر .شادي و غم ،راحتي و سختي ، تلاش و فراغت، خردورزي و عاطفه و احساس ، مردم ، همه و همه بالهاي خستگي ناپذير پروازشان در سفر به حريم عشق الهي خواهد بود.
نويسنده : سيد محمد عبدالهي
.............................................................
1- قال حسن ابن علي (ع) : يابن آدم من مثلك و قد خلي ربك بينه و بينك ؟ حتي ان تدخل اليه
توضات وقمتت بين يديه.
ترجمه:اي فرزند آدم هيچ كس مانند تو محبوب خدا نيست آنگاه كه ما بين خود و خدايت خلوت مي كني تا با وضوي عشق بر او وارد مي شوي و در مقابلش به نماز مي ايستي.
2- ارشاد القلوب ص 79
3- سوره روم آيه 30
4- سوره حديد آيه 1، سوره حشر آيه 1 و 24 - سوره تغابن آيه 1 5- و رضوان من الله اكبر(سوره توبه)
|
منبع:
مركز تخصصي نماز قم
دوشنبه 15 اسفند 1390 1:00 AM
تشکرات از این پست