تعدادى از دختران والاگهر حضرت موسىبن جعفر عليه السلام «فاطمه» نام داشتند.
محدثان، مورخان، سيره نويسان، تذكره نويسان و نسب شناسان، به هنگام شمارش دختران حضرت موسىبن جعفر عليه السلام از چند دختر به نام فاطمه نام بردهاند. (1)
سبط ابن جوزى، يكى از بزرگان علماى اهل سنت - در قرن هفتم - به هنگام شمارش فرزندان امام كاظم(ع)، از چهار دختر به شرح زير ياد كردهاست:
1 - فاطمه كبرى 2 - فاطمه صغرى3 - فاطمه وسطى 4 - فاطمه اخرى (2)
«فاطمه كبرى» مشهور به «حضرت معصومه(س)» در «قم» مدفون است و حرم باشكوهى دارد كه همه روزه هزاران نفر از شيفتگان خاندان عصمت و طهارت، از داخل و خارج كشور، براى عتبه بوسى آستان بلند جايگاهش به اين شهر مقدس روى مىآورند.
«فاطمه صغرى عليها السلام» مشهور به «بىبى هيبت» در مدخل شهر «باكو» پايتخت آذربايجان شوروى مدفون است.
«فاطمه وسطى» مشهور به «ستى فاطمه» در «اصفهان» مدفون است و حرم قديمى با شكوهى دارد.
«فاطمه اخرى» مشهور به «خواهر امام» در «رشت» مدفون است و حرم باصفائى دارد.
آستانه مباركه «بىبىهيبت» در طول قرون و اعصار مورد توجه خاص شيعيان شيفته و دلسوخته بود، كه از اقطار و اكناف جهان براى آستان بوسى حرم مطهرش رختسفر مىبستند و رنجسفر برخود هموار مىكردند و به سوى مرقد شريفش مىشتافتند و پيشانى ادب برآستان ملك پاسبانش مىسائيدند.
پس از پيدايش كمونيسم و قطع ارتباط اين سامان باديگر ممالك اسلامى، رفت و آمدها قطع شد و حرم مطهر آن حضرت به دستور «استالين» در سپتامبر1936م. (3) با ديناميت منفجر شد و روى قبرمطهر اسفالت گرديد.
مردم مسلمان و علاقمند به خاندان عصمت و طهارت، در مقابل دژخيمان خون آشام كمونيسم، قدرت ابراز هيچ عكس العملى نداشتند، جز اينكه هرگز از روى قبر مطهر جگر گوشه حضرت موسىبن جعفر عليه السلام عبور نكردند و همواره از حاشيه خيابان عبور كردند.
نظام مستبد و خون آشام كمونيستى براى مجبور ساختن مردم به عبور از روى قبور مطهره، از دو طرف محل حرم بىبى، ستونهايى نصب كردند و بر فراز قبر مطهر طاق نصرت زدند، تا ديگر گزيرى از عبور بر فراز قبور نباشد ولى مردم آگاه در صفهاى بسيار طولانى با حوصله و تحمل بىنظيرى توقف مىكردند، تا از گذرگاه باريكى كه در دو طرف طاق نصرت براى عبور پيادهها منظور شده بود عبور كنند.
شاهدان عينى مىگويند: در مواقعى كه ترافيك سنگين بود، اتوموبيلها در صفهاى چند كيلومترى مىايستادند و هرگز از روى قبر مطهر عبور نمىكردند.
پس از فروپاشى نظام كمونيستى، شيعيان شيفته و پاكباخته، با تلاش فراوان به تجديد بناى حرم مطهر آن حضرت اقدام نمودند و فاز اول آن، روز هفدهم ربيع الاول1419 ه . (4) سالروز ولادت با سعادت حضرت ختمىمرتبت و ميلاد مسعود پيشواى ششم شيعيان، طى مراسم باشكوهى رسما افتتاح گرديد.
و اينك مصمم هستند كه تعداد 114 منزل مسكونى موجود در اطراف حرم مطهر را خريدارى كرده، مسجد باشكوهى در كنار حرم مطهر آن حضرت به سبك مسجد اعظم قم تاسيس نمايند.
در حرم مطهر بىبىهيبت صورت چهار قبر هست كه روى هريك از آنها تخته سنگ بزرگى است كه به 88 سال پيش مربوط مىشود.
روى سنگ قبر مطهر بىبىهيبت مطالبى نوشته شده كه در اثر فرسودگى به طور كامل خوانده نمىشود، به خصوص كه به هنگام منفجر كردن از وسط دو نيم شده و بيش از نيم قرن در زير خاك مانده است.
پس از تلاش فراوان به كمك فيلمهاى مختلفى كه از زوايههاى مختلف گرفته شده، برخى از كلمات آن را خوانديم و برخى ديگر را نتوانستيم بخوانيم و لذا كلمات خوانا را در اينجا مىآوريم و به جاى كلمات ناخوانا سه نقطه قرار مىدهيم:
«... هذا المرقد المنور و المضجع المطهر لسيدتنا و مولاتنا، بضعه الرسول و سلاله البتول، عصمه ... الدين ... الصديقه المسماه بحكيمه بنت الامام موسى بن جعفر صلوات الله عليها و عليهما و القبور الثلاثه التى... قبور اولادها الكرام عليهم الرحمه و الرضوان، ان الله على كل شىء قدير. شيد هذه القبور الشريفه عمده الاخيار الحاج علىاصغر بادكويه، احسن الله له الجزاء و اكمل الله اجره، فى سنه 1332 الهجره النبوية».
به طورى كه در خطوط سنگ قبر شريف منعكس است، حضرت «بىبى هيبت» در ميان اهالى آن سامان، ملقب به «حكيمه» و مشهور به «بىبىهيبت» مىباشد ولى به طورى كه در منابع فراوان تصريح شده، نام گرامى آن حضرت «فاطمه صغرى» مىباشد، كه در آن منطقه به «حكيمه» ملقب شده و به «بىبىهيبت» شهرت يافته است.
در اينجا به تعدادى از منابعى كه در آنها تصريح شده كه نام نامى بىبىهيبت «فاطمه صغرى» مىباشد، اشاره مىكنيم:
1 - تحفه العالم، از علامه سيد جعفر آل بحرالعلوم. (5)
2 - مرآت البلدان، از محمد حسنخان اعتماد السلطنه. (6)
3 - از آستارا تا استراباد، از دكتر منوچهر ستوده. (7)
4 - لغتنامه دهخدا، از شادروان علىاكبر دهخدا. (8)
5 - حياه الامام موسى بن جعفر عليه السلام از علامه باقر شريف قرشى. (9)
باتوجه به منابع فوق و ديگر منابعى كه در آنها تصريح شده كه حرم شريف موجود در «باكو» مربوط به «فاطمه صغرى» دختر موسى بن جعفر عليه السلام مىباشد، ترديدى نمىماند در اينكه نام شريف بىبىهيبت «فاطمه صغرى» مىباشد ولى در آنجا به «حكيمه» ملقب شده و به «بىبىهيبت» اشتهار يافته است، چنانكه خواهرش «فاطمه كبرى» به «حضرت معصومه» عليها السلام مشهور شده، ديگر خواهرانش: «فاطمه وسطى» به «ستى فاطمه» و «فاطمه اخرى» به «خواهر امام» شهرت يافتهاند.
اما در مورد اشتهار آن حضرت به «بىبىهيبت» مشهور در ميان اهالى آن سامان اين است كه به هنگام عزيمت آن بزرگوار به منطقه باكو، مرد صالح و سعادتمندى كه افتخار هدايت قايق حامل آن حضرت را از رشت تا باكو، خداوند منان به او ارزانى فرمود «هيبت» نام داشت.
اين مرد سعادتمند همواره به اين توفيق ربانى كه شامل حالش شده بود، مباهات مىكرد و هنگامى كه مىخواست از آن حضرت ياد كند مىگفت: «بىبى من».
براين اساس از همان اوان نام آن بانوى بزرگ «بىبى هيبت» شهرت يافت و با گذشت زمان به صورت مخفف «بىبىهيبت» (باحذف كسره) تعبير گرديد. و اينك همگان آن امامزاده واجب التعظيم را به عنوان «بىبىهيبت» مىشناسند و در همه اسناد و منابع به همين عنوان ياد شده است.
از بررسى اسناد و منابع استفاده مىشود كه اين بانوى بزرگ در يك فرسخى شهر باكو در روستاى معروف به «شيخ كندى» رحل اقامت افكنده و همه عمر مبارك خود را با عبادت حق تعالى سپرى كرده است.
خانهاى كه اين بانوى بزرگ در آن سكونت داشت، تاكنون محافظتشده و محل محراب عبادتش تا به امروز به عنوان مكانى مقدس زيارتگاه خاص و عام مىباشد. چنانكه محراب عبادت خواهرش حضرت معصومه(س) نيز در قم حافظتشده و به عنوان «بيت النور» در تاريخ ثبتشده و خانه مسكونى حضرتش تبديل به مدرسه شده و «ستيه» شهرت يافته است.
اهالى با ايمان و شيعيان با اخلاص روستاى شيخ، پس از ارتحال جگرگوشه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام با اندوه فراوان پيكر پاكش را در محل حرم فعلىاش به خاك سپردند و بر فراز قبر شريفش سايبان ساختند. و سه تن از منسوبين خاندان عصمت و طهارت را در كنار مرقد مطهرش دفن كردند و اين وديعه گرانبهاى اهلبيت پيامبر(ص) را ارج نهادند و در همه ايام زيارتى به عتبه بوسى آستان بلند جايگاهش تشرف يافتند و در هر مشكلى به محضر مقدسش پناه بردند و حاجتروا باز گشتند.
با گذشت قرون و اعصار، معجزات و كرامتهاى فراوانى از قبر شريف دختباب الحوائج مشاهده گرديد و آوازهاش در همهجا طنين انداخت. و دلهاى شيفتگان اهلبيت عليهم السلام از اقطار و اكناف به آن سوى جذب شد.
با مشاهده روز افزون اين كرامات، نذورات فراوان بر قبر شريفش نثار گرديد و با اين نذورات و تبرعات گنبد و بارگاه مجللتر و باشكوهترى برفراز قبرشريفش ساختهشدو به صورتيكىاز شاهكارهاى معمارى شرق درآمد.
در اين حرم با صفا زيباترين معمارى شيروان - آبشرون به كار رفت، منارههاى زيبا، گنبد با عظمت، سالنهاى بزرگ، دو مسجد و تعدادى بنا، مقبره و سردابه در اطراف آن ساخته شد.
اين حرم باصفا به صورت ميراث گرانبهائى در آمد كه در آن هنراسلامى از لحاظ سنگتراشى، خطاطى و نقاشى، به صورت گنجينه ارزشمندى از كتابخانه، تابلو، سنگ نوشته و دست نويس در معرض تماشاى زائران و جهانگردان به نمايش گذاشته شد.
ولى افسوس كه همه اين گنجينهها در حمله ددمنشانه كمونيستها از بين رفت و اين آثار گرانبها كه نشانه تعالى و ترقى و پيشرفت فرهنگ و مدنيتبود، در آتش بيداد سوخت و اين حرم باصفا كه گذشته از آثار معنوى، در حيات سياسى و اقتصادى منطقه سهم به سزائى داشت، با خاك يكسان گرديد.
مقبرههاى فراوانى در اطراف حرم بىبىهيبتبود كه متعلق به روحانيان، مدرسان، متوليان و خدمتگزاران حرم بود، كه همه آنها نيز با ديناميت منفجر و با خاك يكسان شد.
تعدادى از تخته سنگهاى مربوط به اين مقبرهها كه از مرمر و ديگر سنگهاى قيمتى بود، در موزه آركئولوژى باكو: «آذربايجان تاريخ موزهسى» محافظت مىشود.
در برخى از تابلوهاى موجود، تاريخ 700 هجرى ثبتشده و نام «محمود بن سعد» به عنوان معمار آمده است.
در تخته سنگى كه به زبان عربى، در دروازه واقع در شمال زيارتگاه نصب شده بود، تاريخ تاسيس اين درگاه به سال 1018 ه . به فرمان شاه عباس كبير ثبتشده است. عكس نگاتيو يكى از كتيبههاى حرم بىبىهيبت در آرشيو علمى «انيستيتو تاريخ رسپوبليكا EA » شماره9017 محافظت مىشود.
در كتيبه ديگرى از «سيدفضلالله» پسر سيد لطيف نيشابورى ياد شده، كه به سال977 ه . اقدام به تاسيس مسجدى در كنار حرم بىبىهيبت نموده است.
در اين منابع از شخص ديگرى به نام «حاجى شريف» پسر شيخ عابدين گفتگو شده، كه اصلا اهل نيشابور بوده، براى ارشاد خلق و ترويج مذهب به باكو آمده، در حرم بىبىهيبت انجام وظيفه نموده، سرانجام در حجرهاى كه خود به سال1046 ه . ساخته بود، مدفون شده است.
در آثار تحقيقى فراوانى پيرامون حرم مطهر بىبىهيبت و ساختمانهاى وابسته آن گفتگو شده، كه عمدتا به زبان روسى مىباشد، ما در اينجا تعدادى از اين آثار تحقيقى را معرفى مىكنيم:
1 - كتاب «تاريخ قرون وسطاى باكو» از: س. ب. آشوربيلى،چاپ 1964 م.
2 - كتاب «تاريخ مناسبات فئودالى آذربايجان و ارمنستان، در قرنهاى16 -19» از: اى. پ. پتروشوسكى، چاپ1949 م. لنينگراد.
وى در اين كتاب متن كامل فرمان شاه عباس دوم و فرازى از فرمان شاه عباس كبير را در مورد مقبره «بىبىهيبت» همراه با ترجمه روسى آن آورده است.
3 - رساله «روستاى شيخلر» از: ق. صادقى، چاپ 1925م. باكو.
او در اين رساله از نسب بىبىهيبت و نام گرامى او و همچنين ساختمانهاى وابسته به آستانه بىبىهيبت گفتگو كرده است.
4 - كتاب «سفرى به شمال ايران» از: اى. برزين، چاپ 1852م. مؤلف به سال 1841م. به باكو سفر كرده، برخى از كتيبههاى حرم بىبىهيبت را خوانده، آنها را رونويس كرده، همراه ترجمه روسى آنها در كتاب خود آورده است.
5 - كتاب «سكههاى قرن چهاردهم ايلخانيان» از: م. آ.
سيف الدينى، نشريه شماره 5012 انيستيتوى علم تاريخ.
وى در اين كتاب نظرات پژوهشگران گذشته، چون: درن، سيسو، پاخمو، عليزاده و حقى را بر اساس يافتههاى سكه شناسى تكميل كرده، نكات مبهمى را به دست آورده است. از جمله اين كه: «ابوالفتح فرخزاد» كه در كتاب سفرى به شمال ايران به عنوان بانى مسجد متصل به حرم بىبىهيبتياد شده، يكى از حكمرانان ايلخانى بوده، كه در حدود 665-699ه. حاكم شيروان بوده است.
6 - رساله «كاسپىيه» از: ب. آ. درن، چاپ 1875 م.
وى در اين كتاب معتقد شده كه محل حرم بىبىهيبت قبلا قلعه بوده است.
7 - مقاله «ع. ك. علىاكبر اوف» چاپ 1960م. باكو.
وى در اين مقاله منارهاى را كه در كنار حرم مطهر بىبىهيبتبود، به عنوان يك اثر مربوط به دوران شكوفائى معمارى سلجوقيان دانسته است.
8 - كتاب «بارگاههاى آذربايجان» از: م. نئومام، چاپ 1992 م. باكو.
وى در اين كتاب از حرم مطهر بىبىهيبت و ساختمانهاى پيرامون آن به تفصيل بحث كرده است.
9 - كتاب «اسناد مربوط به تاريخ قرون وسطاىباكو»از:ت.م.موسوى،چاپ1967 م.باكو.
وى در اين كتاب اسناد مربوط به حرم مطهر بىبى هيبت را با شرح و تفصيل آورده است.
10 - اسناد گرد آمده در «آرشيو علوم آكاديميك شوروى» كه در بخش ب. آ. درن، در «لنينگراد» محافظت مىشود.
در اين ميان تعداد ده فرمان از سلاطين صفويه، در مورد املاك و رقبات موقوفه بىبىهيبت و نصب متوليان حرم مطهر آن حضرت در دست است، كه انشاء الله متن آنها را در آينده، از نظر خوانندگان گرامى خواهيم گذراند.
.................
اشاره:
در شماره پيشين از جايگاه رفيع نگين امامت، حضرت«بىبىهيبت» در جمهورى آذربايجان سخن گفتيم و ياد آور شديماين بزرگوار كه خواهر حضرت معصومه(س)است، «فاطمهصغرى» نامدارد،ملقب به «حكيمه» مشهور شده، «بىبىهيبت» است.
در آن بحث كوتاه و فشرده، ده اثر تحقيقى پيرامون حرم مطهراين دختر گرانمايه حضرت موسىبنجعفر(ع)معرفى كرديم و اينك متنكامل «ده فرمان» از فرامين سلاطين عهد صفويه را در پيراموناملاك، موقوفات، متوليان، خدمه و مشايخ آستانه مباركه«بىبىهيبت» و چند سند رسمى از وزارتخانههاى آن دوران را بهترتيب تاريخ صدور، به دمتخوانندگان گرامى تقديم نموده،واژههاى نامانوس آنها را به ترتيب الفباء در پايان توضيحمىدهيم:
(1)
فرمان شاه طهماسب اول
به سال 954 ه .برابر 1547 م.
الملك لله
(نقش مهر:
بنده شاه ولايت، طهماسب 950
فرمان همايون شد آنكه چون قريه «زق» از اعمال «بادكويه» ، مالا و منالا وقف آستانه متبركه مقدسه امامزاده بحق: «بىبىهيبت» على آبائها و عليهاالصلاه و السلام است و تغييرى درآن نشده، هيچ آفريده از عمال و متصديان امور ديوانى و كلانترانو كدخدايان بادكويه، به هيچ وجه من الوجوه، پيرامون قريهمذكوره نگشته، حوالتى و مطالبتى ننمايند، حكام و تيولداران وداروغگان الكاى مذكور حسب المسطور مقرر دانسته، تخلف نورزندو رعايت رعاياى قريه مذكور و درويشان و خادمان آستانه متبركه،واجب دانسته، قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند و هيچ آفريده بهعلت اخراجات و خارجيات، از علفه و علوفه و قنلغا و الاغ و الام وبيگار و سيگار و ساير شلتاقات و شتا اجابت، به هر اسم و رسم كهباشد، متعرض نگردد و از حشو بنيچه الكاى مزبور موضوع و مستثنىشناسند. در اين ابواب قدغن لازم دانسته، از جوانب برين جهت روند وهرساله حكم مجدد را نطلبند.
20 شهر محرم 954
(2)
فرمان شاه طهماسب اول
به سال 963 ه . برابر 1555 م.
الملك لله
(نقش مهر:
بنده شاه ولايت، طهماسب950
فرمان همايون شد آنكه چون توليت مزار متبركه «بىبىهيبت» واقع در بادكويه شيروان، از قديم الايام متعلق به «شيخبنياد» شده بود و معروض شد كه مومىاليه متوفى شده، و ولد او«غلامعلى» را لياقت و استحقاق آن هست كه امر مذكور بهدستور بدو مرجوع باشد، بنابراين مقرر فرموديم كه او را ازابتداى «توشقان ئيل» به دستور والد، متولى آستانه مزبورهشناسند، و درويشان و عمله آنجا، او را متولى آنجا دانسته، ازسخن و صلاح او تجاوز ننمايند و از فرموده تخلف نورزند و بدهندبه قبض، كه هر كس حاصل نموده باشد، بگيرد و هر ساله حكم مجددمطالبه نكنند.
تحريرافى شهر محرمالحرام
سنهثلاث وستين و تسعماه
(3)
ترجمه
فرمان مرادخان ثالث
به سال 999ه . برابر 1591م.
(محل طغراى سلطان مراد)
پيشواى قضاوت مكرم، سرسلسله فقهاى متكلم، گزارشگر خاص بندگىمردمان شريف، مولانا «قاضى بادكو» زيد فضله. به مجرد وصولتوقيع رفيع همايونى معلوم باشد كه سرور اميران سرفراز«رمضان» دام عزه، ناظر منطقه، بادكو و كدخداىهردوايالت آن،درمورد «شرفالدينعلى)فراش آستانه، سلطان «بىبىهيبت» و دارنده،فرمان همايونى، نامهاى نوشته و اظهار داشته كه او فردى صالح ومتدين است، و تقاضا نموده كه او همچنان در «اوقاف اميرخليلالله» انجام وظيفه نمايد و روزانه چهار آقچه كارمزد از زوايداوقاف ياد شده مقرر گردد. و لذا دستور دادم كه روزانه چهارآقچه، از تاريخ فرمان، از زوايد اوقاف ياد شده، ماه به ماه درتصرف او در آيد. دانسته شود كه به علامتشريفه اعتماد كنيد.
روز بيست و ششم ماه شريف ذيحجه سال 999تحرير شد.
متن فرمان به تركى استانبولى بود، ترجمه آن را در متنآورديم.
(4)
فرمان شاه عباس اول
به سال 1015ه . برابر 1607م.
هو الملك لله
فرمان همايون شد آنكه چون درين ولا زبده المشايخ «شيخغلامعلى» ولد شيخ بنياد، متولى آستانه متبركه امامزاده واجبالتعظيم و التكريم «بىبىهيبت» عليهاو على آبائهاالتحيه والثناء، و جماعت درويشان و خدمه آستانه مزبوره، سيما سيادتپناه، ميرامامقلى و شيخ شريف وشريف على و عسكر على وعبدالعلى،به درگاه جهان پناه آمده، بعد از اداى مراسم دعاگوئى، به موقفعرض اشرف رسانيدند كه قريه «زق» از اعمال بادكويه شيروان، بهموجب حكم اعليحضرت جنت مكان، عليين آشيان «شاه بابا» امانارالله برهانه وقف سركار آستانه متبركه است و مالوجهات آنبه سيورغال و معافى آستانه مذكوره مقرر بوده و استدعاى معافى وسيورغال قريه مذكور و عشر سه حفره چاه نفط كه در حوالى آستانهمزبوره است، با چوپان بيگى، موازى يك هزار و پانصد راس گوسفندمتولى و درويشان آستان مزبوره و رعاياى قريه «زق» و مال باغو عشر پنبه و زراعت غله، كه درويشان در زمين «دول دره» مىنمايند، نمودند.
بنابر شفقتبىغايتشاهانه درباره ايشان و توجه خاطر اشرف بهنظم و نسق رواج و رونق سركار مذكور، به دستور سابق، توليتآستانه متبركه را به «شيخ غلامعلى» مذكور مرجوع فرموده، مال ومنال قريه «زق» را به دستور سابق با چوپان بيگى، يك هزارراس گوسفند مشايخ آستانه متبركه و پانصد راس گوسفند رعاياىقريه «زق» وعشر مال باغ و پنبه درويشان آستانه و زراعت غلهكه در زمين «دول دره» مىنمايند و سه حفره چاه نفط، به مبلغ وبلامبلغ، به دستور سابق وغيره حسب الظهر به معافى سركارمذكور مرحمت فرموده ارزانى داشتيم، حكام كرام و تيولداران وداروغگان الكاى مذكور، دخل در قريه مذكور و متوجهات خدمه ودرويشان آستانه مذكور ننموده، به علت مال و اخراجات و عوارضاتبه هراسم و رسم كه بوده باشد، حواله واطلاقى ننموده، مزاحمتنرساند.
مستاجران و ضابطان وجوه چوپان بيگى ولايتشيروان حسبالمسطور- مقرر دانسته، چوپان بيگى يك هزار راس گوسفند مشايخ وپانصد راس رعاياى قريه مذكور را به سركار مزبور معاف دانسته،طلب و توقعى ننمايند و به همه جهت رعايت و مراقبت ايشان لازمدانند.
مستوفيان عظام كرام ديوان اعلى بدين قاعده در دفاتر عملنمايند، خدمه و عمله و فعله، سركار مزبور، شيخ مشاراليه رامتولى دانسته، از سخن و صلاح شرعى و حسابى او در نگذرند و لوازمامر توليت را مخصوص او شناسند. در هر باب قدغن دانسته، از فرموده تخلف نورزند و از جوانببدين جمله روند و هر ساله حكم مجدد طلب ندارند و چون به توفيقتوقيع منيع اشرف اقدس اعلى رسد; اعتماد نمايند.
تحريرافى شهر ذيقعدهالحرام
سنه خمس عشر والف من الهجره
(5)
فرمان شاه عباس ثانى
به سال 1060ه . برابر1650م.
هو الملك لله
(نقش مهر:
بنده شاه ولايت، عباس ثانى
فرمان همايون شد آنكه چون از تصديق مستوفيان عظام معلوم ومستفاد شد كه به موجب حكم نواب گيتى ستان، فردوس مكان، جدبزرگوارم - طالب ثراه - مالوجهات قريه «زق» مع متوجهاتزراعت، كه در زمين «دول دره» مىنمايند و مال باغ و عشر پنبهو حفر سه چاه نفط با چوپان بيگى يك هزار و پانصد راس گوسفندبه موجب ضمن سيورغال و معافى سركار آستانه مقدسه متبركه حضرتامامزاده واجب التعظيم و التكريم «بىبىهيبت» عليهاو علىآبائهاالتحيه و التسليم مقرر شده و توليت آستانه مقدسه مذكورهبه «شيخ غلامعلى» مفوض و مرجوع بوده، در دارالسلطنه تبريز«حاج عسگر على» و خدمه آستانه متبركه، سيما شيخ حسن و محمدمقيم و شيخ حسين و شيخ بنياد، استدعاى امضاى خاقان رضوان مكان«شاه بابا» ام انارالله برهانه نمودهاند، و از قرار ثبتحكم به تاريخ شهر رجب سنه 1043، از ابتداى ايتئيل، مال و منالقريه «زق» و غيره، به شرح و تفصيل ضمن، به دستور سابق وغيره، معافى و سيورغال آستانه متبركه و توليت آن بهزبدهالمشايخ «حاج عسگرعلى» مزبور موضوع شده، و محاسبهسيچقانئيل سابق، به غايت قوىئيل، وجوه چوپان بيگى كه در اينسفر خير اثر عدالتثمر، به موجب شرح مجرى شده، و در تنخواه باقىعمل شده، و محاسبه ايالت و شوكت پناه، حشمت و جلالت دستگاهعاليجاه، نظامالدوله و الاقبال «خسروخان» : «سيچقانئيل» : داود بيك، كه در محاسبه عربخان به خرج نوشته شد، سه تومان و ششهزار دينار. «پارسئيل» و «توشقانئيل» : محمد صالح بيك خرجكرد، سه تومان و شش هزار دينار.
«لوىئيل» به غايت «يونتئيل» : كه محمد صالح بيك از جمعقطع نموده بود و جمع شد. و چون بعض ملاحظه نشدهها در تنخواهنوشته شد، سه عام: 5تومان و چهار هزار دينار.
«قوىئيل» كه در ضمن مرحوم خواجه محمد مقيم به خرج نوشتهشد، يك تومان و هشت هزار دينار.
بيگلر بيگى شيروان درين وقت نوشته مىشود وقبوض در دست دارند.
در اين ولا «محمد مقيم» به درگاه معلى آمده، استدعاى امضاىنواب كامياب ممهور نموده، بنابر توجه اشرف به نظم و نسق سركارمزبور(مال)و منال قريه «زق» و غيره را به دستور سابق باچوپان بيگى، يك هزار راس گوسفند مشايخ آستانه متبركه، و پانصدراس گوسفند رعاياى قريه «زق» و عشر مال باغ و پنبه درويشانآستانه و زراعت غله، كه در زمين «دول دره» مىنمايند، و عشرسه حفر چاه نفط، به مبلغ و بلامبلغ حسب الظهر - از تاريخ جلوسميمنت مانوس، به معافى و سيورغال سركار مزبور، كه سيادت وصدارت پناه، هدايت ونجابت دستگاه عاليجاه، اسلاميان ملاذى،وجيهاللسياده و الصداره: «ميرزا حبيبالله» صدر ممالك محروسه تجويزنموده، مرحمت فرموده ارزانى داشتيم، كه صرف ضروريات نمايند.
حكام كرام و تيولداران و عمال و داروغگان الكاى مزبور، مدخلدر قريه مزبوره و متوجهات خدمه و درويشان آستانه ننموده، بهعلت مال و اخراجات و عوارضات، به هراسم و رسم كه بوده باشد،حواله و اطلاقى ننموده، مزاحمت نرسانند.
مستاجران و ضابطان وجوه چوپان بيگى ولايتشيروان حسبالمسطور - مقرر دانسته، چوپان بيگى يك هزار راس گوسفند مشايخو پانصد راس رعاياى قريه مزبور را به سركار مزبور معافدانسته، طلب و توقعى ننمايند.
در هر باب قدغن دانسته، هر ساله حكم مجدد نطلبند و چونپروانچه به مهر اشرف رسد، اعتماد نمايند.تحريرا: محرم سنه 1060
چون توليت مزار(با) «شيخ عسكرعلى» بود، از ابتداى پارسئيل،توليت و مواجب به «شيخ محمد» مع ولد اكبر او داده شد. . صرف نمايد.
تحريرا فى التاريخ (نقش مهر:
بنده شاه ولايت عباس ثانى
مهر مسوده ديوان اعلى1059
(6)
حكمى كه از طرف
«ديوان الصداره»
به سال 1064ه. برابر1654م. صادرشده:
هوالله و لا سواه
(طغراى)
محمد مهدى بن حبيب الحسينى
چون به موجب احكام و فرامين مطاعه لازم الاطاعه، و امثله عليهتوليت مزار فايض الانوار و آستانه مقدسه منوره متبركهامامزاده واجب التعظيم و التكريم «بىبىهيبت» عليهاالصلاهوالسلام به «شيخ غلامعلى» و آباء و اجداد او مفوض بوده، و بعداز فوت شيخ غلامعلى، به موجب احكام مطاعه و امثله عليه، به«شيخ عسكرعلى» داماد شيخ غلامعلى مرجوع گشته بود، بعد از آن«شيخ حسن» و «شيخ حسين» برادران شيخ عسگر على به ديوانالصداره سابق رفته، مثالى درباب توليت مزبور به شراكت «شيخعسكرعلى» برادر خود، گذرانيده بودهاند و بعد از آن شيخ عسكرعلى به ديوان الصداره رفته، عرض مىنمايد كه توليت آستانه مقدسهمزبوره ابا عن جد با «شيخ غلامعلى» بوده، و چون شيخ غلامعلىفوت شده، و از او اولاد ذكور نمانده، و همين يك صبيه از اومانده كه زوجه من است، بنابراين توليت مزبور به او مفوض گشته،و شيخ حسن و شيخ حسين برادران او رادرامرتوليت مزبور دخلىنبوده، مثال لازم الامتثال ديوان الصداره ظاهر عرض نمودند.
خلاصه مضمون آنكه: چون شيخ حسن و شيخ حسين خلاف عرض كردهبودند، كه ايشان را در توليت دخلى نبوده، و بعد از شيخ غلامعلى،بنابر آنكه صبيه شيخ غلامعلى، زوجه شيخ عسكر على بوده، توليتمزبور به مشاراليه مفوض شده و حسب الاستدعاى شيخ عسكر على توليتمزبور به رفعت و عزتپناه، صلاحيت و تقوا شعار «شيخ محمدمقيم» ولد اكبر او، كه دختر زاده شيخ غلامعلى بوده باشد، مرجوع شدهبود و توليت مزبور به امضاى ديوان الصداره العليه العاليهرسيده، و بعد از آن شيخ حسن و شيخ حسين اعمام شيخ محمد مقيممتولى به ديوان الصداره العليه العاليه آمده، مثال ديوانالصداه سابق را به نظر رسانيدند و به همان مضمون مثال، امضاءبه اسم ايشان صادر شده بود.
درين وقت كه صلاحيت و تقوا شعار، شيخ محمدمقيم به ديوانالصداره العليه العاليه آمده، مجددا حقيقت را به عرض وكلاىديوان الصداره العليه العاليه رسانيد، مشخص گشت كه شيخ حسن وشيخ حسين را در امر مزبوره دخلى نبوده، و مثال بر نقيض مثالايشان صادر شده بوده، بنابراين از ابتداى «يونتئيل» توليتآستانه متبركه مزبوره به شيخ محمد مقيم مومىاليه، مفوض و مرجوعشد، كه من حيث الاستقلال و الانفراد به لوازم مهر مزبور، از نظمونسق و رواج و رونق و تعمير و روشنائى وفرش و آبادانى محالوقفى آن سركار موهبت آثار، دقيقهاى از دقايق فوت و فرو گذاشتننمايند، خدام و عمله و رعايا و زارعين و مستاجرين موقوفاتسركار مزبور حسبالمسطور صلاحيت و تقوا شعار مشاراليه رامتولى دانسته، از سخن و صلاح حسابى او كه هر آينه درباب نظم ونسق و رواج و رونق آن سركار بوده باشد، بيرون نرفته، اطاعت وانقياد لازم شناسند.
مباشرين موقوفات آن سركار، بدون وقوف و شعور و اطلاع متولىمزبور، داد و ستد ننموده، ديگرى را در امر مزبور با او شريك وسهيم ندانند.
طريق و سبيل صلاحيت و تقوا شعار مشاراليه آنكه در رواج و رونقو ضبط و نسق و آبادانى موقوفات مذكوره، مساعى جميله به ظهوررسانيده، نوعى سلوك نمايد كه عند(الله)و الخلايق، مرضى و مشكورو مستحسن بوده باشد، تا ثواب آن به روزگار فرخنده آثار نوابهمايون اشرف ارفع اعلى عايد گردد.
وكلاى جليل القدر بيگلر بيگى حسبالمسطور مقرر دانسته، دستتصدى و تكفل متولى مشاراليه را به لوازم مهر مزبور بلامشاركتاحدى، قوى و مطلق داشته، تقويت و تمشيت و تعظيم و توقير وامداد و اعانت او به جاى آورند و درين ابواب اهتمام دانسته، هرساله خطاب و مثال مجدد طلب ندارند.
تحريرا فى شهر جمادى الثانى من
شهور سنه 1064
(نقش مهر:)
محمد مهدى بن حبيب الحسينى1061
..................... ;;;;;;;;;;;;;;;
پىنوشتها:
1 - ارشاد: ج 2، ص 244; دلائل الامامه، ص309; اعلام الورى، ج 2، ص36; تاج المواليد، ص47; مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 324; كشف الغمه، ج3، ص26; المستجاد، ص 200; حبيب السير، ج 2، ص 81; تاريخ برگزيده، ص 204; الفصول المهمه، ص 242; اعيان الشيعه، ج 2، ص 5; جامع الانساب، ج 1، ص 85; موسوعه العتبات المقدسه، ج9، ص 58، تواريخ النبى والآل، ص 125 و غيره
2 - تذكره الخواص، ص 315.
3 - برابر شهريور 1315 ش’. و رجب 1355 ه ق.
4 - برابر 21/4/1377ش. و 12/7/1998 م.
5 - تحفه العالم، ص37.
6 - مرآت البلدان، ج 1، ص 255.
7 - از آستارا تا استراباد، ج 2، ص 180.
8 - لغتنامه دهخدا، حرف ب، ص 518.
9 - حياةالامام موسىبنجعفر(ع)، ج2،ص439.
منبع:haram.masoumeh.com