0

بى بى هيبت

 
mohsenh
mohsenh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1156
محل سکونت : قم

بى بى هيبت

تعدادى از دختران والاگهر حضرت موسى‏بن جعفر عليه السلام «فاطمه‏» نام داشتند.

محدثان، مورخان، سيره نويسان، تذكره نويسان و نسب شناسان، به هنگام شمارش دختران حضرت موسى‏بن جعفر عليه السلام از چند دختر به نام فاطمه نام برده‏اند. (1)

سبط ابن جوزى، يكى از بزرگان علماى اهل سنت - در قرن هفتم - به هنگام شمارش فرزندان امام كاظم(ع)، از چهار دختر به شرح زير ياد كرده‏است:

1 - فاطمه كبرى 2 - فاطمه صغرى‏3 - فاطمه وسطى 4 - فاطمه اخرى (2)

«فاطمه كبرى‏» مشهور به «حضرت معصومه(س)» در «قم‏» مدفون است و حرم باشكوهى دارد كه همه روزه هزاران نفر از شيفتگان خاندان عصمت و طهارت، از داخل و خارج كشور، براى عتبه بوسى آستان بلند جايگاهش به اين شهر مقدس روى مى‏آورند.

«فاطمه صغرى عليها السلام‏» مشهور به «بى‏بى هيبت‏» در مدخل شهر «باكو» پايتخت آذربايجان شوروى مدفون است.

«فاطمه وسطى‏» مشهور به «ستى فاطمه‏» در «اصفهان‏» مدفون است و حرم قديمى با شكوهى دارد.

«فاطمه اخرى‏» مشهور به «خواهر امام‏» در «رشت‏» مدفون است و حرم باصفائى دارد.

آستانه مباركه «بى‏بى‏هيبت‏» در طول قرون و اعصار مورد توجه خاص شيعيان شيفته و دلسوخته بود، كه از اقطار و اكناف جهان براى آستان بوسى حرم مطهرش رخت‏سفر مى‏بستند و رنج‏سفر برخود هموار مى‏كردند و به سوى مرقد شريفش مى‏شتافتند و پيشانى ادب برآستان ملك پاسبانش مى‏سائيدند.

پس از پيدايش كمونيسم و قطع ارتباط اين سامان باديگر ممالك اسلامى، رفت و آمدها قطع شد و حرم مطهر آن حضرت به دستور «استالين‏» در سپتامبر1936م. (3) با ديناميت منفجر شد و روى قبرمطهر اسفالت گرديد.

مردم مسلمان و علاقمند به خاندان عصمت و طهارت، در مقابل دژخيمان خون آشام كمونيسم، قدرت ابراز هيچ عكس العملى نداشتند، جز اينكه هرگز از روى قبر مطهر جگر گوشه حضرت موسى‏بن جعفر عليه السلام عبور نكردند و همواره از حاشيه خيابان عبور كردند.

نظام مستبد و خون آشام كمونيستى براى مجبور ساختن مردم به عبور از روى قبور مطهره، از دو طرف محل حرم بى‏بى، ستونهايى نصب كردند و بر فراز قبر مطهر طاق نصرت زدند، تا ديگر گزيرى از عبور بر فراز قبور نباشد ولى مردم آگاه در صفهاى بسيار طولانى با حوصله و تحمل بى‏نظيرى توقف مى‏كردند، تا از گذرگاه باريكى كه در دو طرف طاق نصرت براى عبور پياده‏ها منظور شده بود عبور كنند.

شاهدان عينى مى‏گويند: در مواقعى كه ترافيك سنگين بود، اتوموبيلها در صفهاى چند كيلومترى مى‏ايستادند و هرگز از روى قبر مطهر عبور نمى‏كردند.

پس از فروپاشى نظام كمونيستى، شيعيان شيفته و پاكباخته، با تلاش فراوان به تجديد بناى حرم مطهر آن حضرت اقدام نمودند و فاز اول آن، روز هفدهم ربيع الاول‏1419 ه . (4) سالروز ولادت با سعادت حضرت ختمى‏مرتبت و ميلاد مسعود پيشواى ششم شيعيان، طى مراسم باشكوهى رسما افتتاح گرديد.

و اينك مصمم هستند كه تعداد 114 منزل مسكونى موجود در اطراف حرم مطهر را خريدارى كرده، مسجد باشكوهى در كنار حرم مطهر آن حضرت به سبك مسجد اعظم قم تاسيس نمايند.

در حرم مطهر بى‏بى‏هيبت صورت چهار قبر هست كه روى هريك از آنها تخته سنگ بزرگى است كه به 88 سال پيش مربوط مى‏شود.

روى سنگ قبر مطهر بى‏بى‏هيبت مطالبى نوشته شده كه در اثر فرسودگى به طور كامل خوانده نمى‏شود، به خصوص كه به هنگام منفجر كردن از وسط دو نيم شده و بيش از نيم قرن در زير خاك مانده است.

پس از تلاش فراوان به كمك فيلمهاى مختلفى كه از زوايه‏هاى مختلف گرفته شده، برخى از كلمات آن را خوانديم و برخى ديگر را نتوانستيم بخوانيم و لذا كلمات خوانا را در اينجا مى‏آوريم و به جاى كلمات ناخوانا سه نقطه قرار مى‏دهيم:

«... هذا المرقد المنور و المضجع المطهر لسيدتنا و مولاتنا، بضعه الرسول و سلاله البتول، عصمه ... الدين ... الصديقه المسماه بحكيمه بنت الامام موسى بن جعفر صلوات الله عليها و عليهما و القبور الثلاثه التى... قبور اولادها الكرام عليهم الرحمه و الرضوان، ان الله على كل شى‏ء قدير. شيد هذه القبور الشريفه عمده الاخيار الحاج على‏اصغر بادكويه، احسن الله له الجزاء و اكمل الله اجره، فى سنه 1332 الهجره النبوية‏».

به طورى كه در خطوط سنگ قبر شريف منعكس است، حضرت «بى‏بى هيبت‏» در ميان اهالى آن سامان، ملقب به «حكيمه‏» و مشهور به «بى‏بى‏هيبت‏» مى‏باشد ولى به طورى كه در منابع فراوان تصريح شده، نام گرامى آن حضرت «فاطمه صغرى‏» مى‏باشد، كه در آن منطقه به «حكيمه‏» ملقب شده و به «بى‏بى‏هيبت‏» شهرت يافته است.

در اينجا به تعدادى از منابعى كه در آنها تصريح شده كه نام نامى بى‏بى‏هيبت «فاطمه صغرى‏» مى‏باشد، اشاره مى‏كنيم:

1 - تحفه العالم، از علامه سيد جعفر آل بحرالعلوم. (5)

2 - مرآت البلدان، از محمد حسن‏خان اعتماد السلطنه. (6)

3 - از آستارا تا استراباد، از دكتر منوچهر ستوده. (7)

4 - لغتنامه دهخدا، از شادروان على‏اكبر دهخدا. (8)

5 - حياه الامام موسى بن جعفر عليه السلام از علامه باقر شريف قرشى. (9)

باتوجه به منابع فوق و ديگر منابعى كه در آنها تصريح شده كه حرم شريف موجود در «باكو» مربوط به «فاطمه صغرى‏» دختر موسى بن جعفر عليه السلام مى‏باشد، ترديدى نمى‏ماند در اينكه نام شريف بى‏بى‏هيبت «فاطمه صغرى‏» مى‏باشد ولى در آنجا به «حكيمه‏» ملقب شده و به «بى‏بى‏هيبت‏» اشتهار يافته است، چنانكه خواهرش «فاطمه كبرى‏» به «حضرت معصومه‏» عليها السلام مشهور شده، ديگر خواهرانش: «فاطمه وسطى‏» به «ستى فاطمه‏» و «فاطمه اخرى‏» به «خواهر امام‏» شهرت يافته‏اند.

اما در مورد اشتهار آن حضرت به «بى‏بى‏هيبت‏» مشهور در ميان اهالى آن سامان اين است كه به هنگام عزيمت آن بزرگوار به منطقه باكو، مرد صالح و سعادتمندى كه افتخار هدايت قايق حامل آن حضرت را از رشت تا باكو، خداوند منان به او ارزانى فرمود «هيبت‏» نام داشت.

اين مرد سعادتمند همواره به اين توفيق ربانى كه شامل حالش شده بود، مباهات مى‏كرد و هنگامى كه مى‏خواست از آن حضرت ياد كند مى‏گفت: «بى‏بى من‏».

براين اساس از همان اوان نام آن بانوى بزرگ «بى‏بى هيبت‏» شهرت يافت و با گذشت زمان به صورت مخفف «بى‏بى‏هيبت‏» (باحذف كسره) تعبير گرديد. و اينك همگان آن امامزاده واجب التعظيم را به عنوان «بى‏بى‏هيبت‏» مى‏شناسند و در همه اسناد و منابع به همين عنوان ياد شده است.

از بررسى اسناد و منابع استفاده مى‏شود كه اين بانوى بزرگ در يك فرسخى شهر باكو در روستاى معروف به «شيخ كندى‏» رحل اقامت افكنده و همه عمر مبارك خود را با عبادت حق تعالى سپرى كرده است.

خانه‏اى كه اين بانوى بزرگ در آن سكونت داشت، تاكنون محافظت‏شده و محل محراب عبادتش تا به امروز به عنوان مكانى مقدس زيارتگاه خاص و عام مى‏باشد. چنانكه محراب عبادت خواهرش حضرت معصومه(س) نيز در قم حافظت‏شده و به عنوان «بيت النور» در تاريخ ثبت‏شده و خانه مسكونى حضرتش تبديل به مدرسه شده و «ستيه‏» شهرت يافته است.

اهالى با ايمان و شيعيان با اخلاص روستاى شيخ، پس از ارتحال جگرگوشه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام با اندوه فراوان پيكر پاكش را در محل حرم فعلى‏اش به خاك سپردند و بر فراز قبر شريفش سايبان ساختند. و سه تن از منسوبين خاندان عصمت و طهارت را در كنار مرقد مطهرش دفن كردند و اين وديعه گرانبهاى اهلبيت پيامبر(ص) را ارج نهادند و در همه ايام زيارتى به عتبه بوسى آستان بلند جايگاهش تشرف يافتند و در هر مشكلى به محضر مقدسش پناه بردند و حاجت‏روا باز گشتند.

با گذشت قرون و اعصار، معجزات و كرامتهاى فراوانى از قبر شريف دخت‏باب الحوائج مشاهده گرديد و آوازه‏اش در همه‏جا طنين انداخت. و دلهاى شيفتگان اهلبيت عليهم السلام از اقطار و اكناف به آن سوى جذب شد.

با مشاهده روز افزون اين كرامات، نذورات فراوان بر قبر شريفش نثار گرديد و با اين نذورات و تبرعات گنبد و بارگاه مجلل‏تر و باشكوهترى برفراز قبرشريفش ساخته‏شدو به صورت‏يكى‏از شاهكارهاى معمارى شرق درآمد.

در اين حرم با صفا زيباترين معمارى شيروان - آبشرون به كار رفت، مناره‏هاى زيبا، گنبد با عظمت، سالن‏هاى بزرگ، دو مسجد و تعدادى بنا، مقبره و سردابه در اطراف آن ساخته شد.

اين حرم باصفا به صورت ميراث گرانبهائى در آمد كه در آن هنراسلامى از لحاظ سنگ‏تراشى، خطاطى و نقاشى، به صورت گنجينه ارزشمندى از كتابخانه، تابلو، سنگ نوشته و دست نويس در معرض تماشاى زائران و جهانگردان به نمايش گذاشته شد.

ولى افسوس كه همه اين گنجينه‏ها در حمله ددمنشانه كمونيستها از بين رفت و اين آثار گرانبها كه نشانه تعالى و ترقى و پيشرفت فرهنگ و مدنيت‏بود، در آتش بيداد سوخت و اين حرم باصفا كه گذشته از آثار معنوى، در حيات سياسى و اقتصادى منطقه سهم به سزائى داشت، با خاك يكسان گرديد.

مقبره‏هاى فراوانى در اطراف حرم بى‏بى‏هيبت‏بود كه متعلق به روحانيان، مدرسان، متوليان و خدمتگزاران حرم بود، كه همه آنها نيز با ديناميت منفجر و با خاك يكسان شد.

تعدادى از تخته سنگهاى مربوط به اين مقبره‏ها كه از مرمر و ديگر سنگهاى قيمتى بود، در موزه آركئولوژى باكو: «آذربايجان تاريخ موزه‏سى‏» محافظت مى‏شود.

در برخى از تابلوهاى موجود، تاريخ 700 هجرى ثبت‏شده و نام «محمود بن سعد» به عنوان معمار آمده است.

در تخته سنگى كه به زبان عربى، در دروازه واقع در شمال زيارتگاه نصب شده بود، تاريخ تاسيس اين درگاه به سال 1018 ه . به فرمان شاه عباس كبير ثبت‏شده است. عكس نگاتيو يكى از كتيبه‏هاى حرم بى‏بى‏هيبت در آرشيو علمى «انيستيتو تاريخ رسپوبليكا EA » شماره‏9017 محافظت مى‏شود.

در كتيبه ديگرى از «سيدفضل‏الله‏» پسر سيد لطيف نيشابورى ياد شده، كه به سال‏977 ه . اقدام به تاسيس مسجدى در كنار حرم بى‏بى‏هيبت نموده است.

در اين منابع از شخص ديگرى به نام «حاجى شريف‏» پسر شيخ عابدين گفتگو شده، كه اصلا اهل نيشابور بوده، براى ارشاد خلق و ترويج مذهب به باكو آمده، در حرم بى‏بى‏هيبت انجام وظيفه نموده، سرانجام در حجره‏اى كه خود به سال‏1046 ه . ساخته بود، مدفون شده است.

در آثار تحقيقى فراوانى پيرامون حرم مطهر بى‏بى‏هيبت و ساختمانهاى وابسته آن گفتگو شده، كه عمدتا به زبان روسى مى‏باشد، ما در اينجا تعدادى از اين آثار تحقيقى را معرفى مى‏كنيم:

1 - كتاب «تاريخ قرون وسطاى باكو» از: س. ب. آشوربيلى،چاپ 1964 م.

2 - كتاب «تاريخ مناسبات فئودالى آذربايجان و ارمنستان، در قرنهاى‏16 -19» از: اى. پ. پتروشوسكى، چاپ‏1949 م. لنينگراد.

وى در اين كتاب متن كامل فرمان شاه عباس دوم و فرازى از فرمان شاه عباس كبير را در مورد مقبره «بى‏بى‏هيبت‏» همراه با ترجمه روسى آن آورده است.

3 - رساله «روستاى شيخلر» از: ق. صادقى، چاپ 1925م. باكو.

او در اين رساله از نسب بى‏بى‏هيبت و نام گرامى او و همچنين ساختمانهاى وابسته به آستانه بى‏بى‏هيبت گفتگو كرده است.

4 - كتاب «سفرى به شمال ايران‏» از: اى. برزين، چاپ 1852م. مؤلف به سال 1841م. به باكو سفر كرده، برخى از كتيبه‏هاى حرم بى‏بى‏هيبت را خوانده، آنها را رونويس كرده، همراه ترجمه روسى آنها در كتاب خود آورده است.

5 - كتاب «سكه‏هاى قرن چهاردهم ايلخانيان‏» از: م. آ.

سيف الدينى، نشريه شماره 5012 انيستيتوى علم تاريخ.

وى در اين كتاب نظرات پژوهشگران گذشته، چون: درن، سيسو، پاخمو، عليزاده و حقى را بر اساس يافته‏هاى سكه شناسى تكميل كرده، نكات مبهمى را به دست آورده است. از جمله اين كه: «ابوالفتح فرخزاد» كه در كتاب سفرى به شمال ايران به عنوان بانى مسجد متصل به حرم بى‏بى‏هيبت‏ياد شده، يكى از حكمرانان ايلخانى بوده، كه در حدود 665-699ه. حاكم شيروان بوده است.

6 - رساله «كاسپى‏يه‏» از: ب. آ. درن، چاپ 1875 م.

وى در اين كتاب معتقد شده كه محل حرم بى‏بى‏هيبت قبلا قلعه بوده است.

7 - مقاله «ع. ك. على‏اكبر اوف‏» چاپ 1960م. باكو.

وى در اين مقاله مناره‏اى را كه در كنار حرم مطهر بى‏بى‏هيبت‏بود، به عنوان يك اثر مربوط به دوران شكوفائى معمارى سلجوقيان دانسته است.

8 - كتاب «بارگاههاى آذربايجان‏» از: م. نئومام، چاپ 1992 م. باكو.

وى در اين كتاب از حرم مطهر بى‏بى‏هيبت و ساختمانهاى پيرامون آن به تفصيل بحث كرده است.

9 - كتاب «اسناد مربوط به تاريخ قرون وسطاى‏باكو»از:ت.م.موسوى،چاپ‏1967 م.باكو.

وى در اين كتاب اسناد مربوط به حرم مطهر بى‏بى هيبت را با شرح و تفصيل آورده است.

10 - اسناد گرد آمده در «آرشيو علوم آكاديميك شوروى‏» كه در بخش ب. آ. درن، در «لنينگراد» محافظت مى‏شود.

در اين ميان تعداد ده فرمان از سلاطين صفويه، در مورد املاك و رقبات موقوفه بى‏بى‏هيبت و نصب متوليان حرم مطهر آن حضرت در دست است، كه ان‏شاء الله متن آنها را در آينده، از نظر خوانندگان گرامى خواهيم گذراند.

.................

اشاره:

در شماره پيشين از جايگاه رفيع نگين امامت، حضرت‏«بى‏بى‏هيبت‏» در جمهورى آذربايجان سخن گفتيم و ياد آور شديم‏اين بزرگوار كه خواهر حضرت معصومه(س)است، «فاطمه‏صغرى‏» نام‏دارد،ملقب به «حكيمه‏» مشهور شده، «بى‏بى‏هيبت‏» است.

در آن بحث كوتاه و فشرده، ده اثر تحقيقى پيرامون حرم مطهراين دختر گرانمايه حضرت موسى‏بن‏جعفر(ع)معرفى كرديم و اينك متن‏كامل «ده فرمان‏» از فرامين سلاطين عهد صفويه را در پيرامون‏املاك، موقوفات، متوليان، خدمه و مشايخ آستانه مباركه‏«بى‏بى‏هيبت‏» و چند سند رسمى از وزارتخانه‏هاى آن دوران را به‏ترتيب تاريخ صدور، به دمت‏خوانندگان گرامى تقديم نموده،واژه‏هاى نامانوس آنها را به ترتيب الفباء در پايان توضيح‏مى‏دهيم:

(1)

فرمان شاه طهماسب اول

به سال 954 ه .برابر 1547 م.

الملك لله

(نقش مهر:

بنده شاه ولايت، طهماسب 950

فرمان همايون شد آنكه چون قريه «زق‏» از اعمال «بادكويه‏» ، مالا و منالا وقف آستانه متبركه مقدسه امامزاده بحق: «بى‏بى‏هيبت‏» على آبائها و عليهاالصلاه و السلام است و تغييرى درآن نشده، هيچ آفريده از عمال و متصديان امور ديوانى و كلانتران‏و كدخدايان بادكويه، به هيچ وجه من الوجوه، پيرامون قريه‏مذكوره نگشته، حوالتى و مطالبتى ننمايند، حكام و تيولداران وداروغگان الكاى مذكور حسب المسطور مقرر دانسته، تخلف نورزندو رعايت رعاياى قريه مذكور و درويشان و خادمان آستانه متبركه،واجب دانسته، قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند و هيچ آفريده به‏علت اخراجات و خارجيات، از علفه و علوفه و قنلغا و الاغ و الام وبيگار و سيگار و ساير شلتاقات و شتا اجابت، به هر اسم و رسم كه‏باشد، متعرض نگردد و از حشو بنيچه الكاى مزبور موضوع و مستثنى‏شناسند. در اين ابواب قدغن لازم دانسته، از جوانب برين جهت روند وهرساله حكم مجدد را نطلبند.

20 شهر محرم 954

(2)

فرمان شاه طهماسب اول

به سال 963 ه . برابر 1555 م.

الملك لله

(نقش مهر:

بنده شاه ولايت، طهماسب‏950

فرمان همايون شد آنكه چون توليت مزار متبركه «بى‏بى‏هيبت‏» واقع در بادكويه شيروان، از قديم الايام متعلق به «شيخ‏بنياد» شده بود و معروض شد كه مومى‏اليه متوفى شده، و ولد او«غلامعلى‏» را لياقت و استحقاق آن هست كه امر مذكور به‏دستور بدو مرجوع باشد، بنابراين مقرر فرموديم كه او را ازابتداى «توشقان ئيل‏» به دستور والد، متولى آستانه مزبوره‏شناسند، و درويشان و عمله آنجا، او را متولى آنجا دانسته، ازسخن و صلاح او تجاوز ننمايند و از فرموده تخلف نورزند و بدهندبه قبض، كه هر كس حاصل نموده باشد، بگيرد و هر ساله حكم مجددمطالبه نكنند.

تحريرافى شهر محرم‏الحرام

سنه‏ثلاث وستين و تسعماه

(3)

ترجمه

فرمان مرادخان ثالث

به سال 999ه . برابر 1591م.

(محل طغراى سلطان مراد)

پيشواى قضاوت مكرم، سرسلسله فقهاى متكلم، گزارشگر خاص بندگى‏مردمان شريف، مولانا «قاضى بادكو» زيد فضله. به مجرد وصول‏توقيع رفيع همايونى معلوم باشد كه سرور اميران سرفراز«رمضان‏» دام عزه، ناظر منطقه، بادكو و كدخداى‏هردوايالت آن،درمورد «شرف‏الدين‏على)فراش آستانه، سلطان «بى‏بى‏هيبت‏» و دارنده،فرمان همايونى، نامه‏اى نوشته و اظهار داشته كه او فردى صالح ومتدين است، و تقاضا نموده كه او همچنان در «اوقاف اميرخليل‏الله‏» انجام وظيفه نمايد و روزانه چهار آقچه كارمزد از زوايداوقاف ياد شده مقرر گردد. و لذا دستور دادم كه روزانه چهارآقچه، از تاريخ فرمان، از زوايد اوقاف ياد شده، ماه به ماه درتصرف او در آيد. دانسته شود كه به علامت‏شريفه اعتماد كنيد.

روز بيست و ششم ماه شريف ذيحجه سال 999تحرير شد.

متن فرمان به تركى استانبولى بود، ترجمه آن را در متن‏آورديم.

(4)

فرمان شاه عباس اول

به سال 1015ه . برابر 1607م.

هو الملك لله

فرمان همايون شد آنكه چون درين ولا زبده المشايخ «شيخ‏غلامعلى‏» ولد شيخ بنياد، متولى آستانه متبركه امامزاده واجب‏التعظيم و التكريم «بى‏بى‏هيبت‏» عليهاو على آبائهاالتحيه والثناء، و جماعت درويشان و خدمه آستانه مزبوره، سيما سيادت‏پناه، ميرامامقلى و شيخ شريف وشريف على و عسكر على وعبدالعلى،به درگاه جهان پناه آمده، بعد از اداى مراسم دعاگوئى، به موقف‏عرض اشرف رسانيدند كه قريه «زق‏» از اعمال بادكويه شيروان، به‏موجب حكم اعليحضرت جنت مكان، عليين آشيان «شاه بابا» ام‏انارالله برهانه وقف سركار آستانه متبركه است و مالوجهات آن‏به سيورغال و معافى آستانه مذكوره مقرر بوده و استدعاى معافى وسيورغال قريه مذكور و عشر سه حفره چاه نفط كه در حوالى آستانه‏مزبوره است، با چوپان بيگى، موازى يك هزار و پانصد راس گوسفندمتولى و درويشان آستان مزبوره و رعاياى قريه «زق‏» و مال باغ‏و عشر پنبه و زراعت غله، كه درويشان در زمين «دول دره‏» مى‏نمايند، نمودند.

بنابر شفقت‏بى‏غايت‏شاهانه درباره ايشان و توجه خاطر اشرف به‏نظم و نسق رواج و رونق سركار مذكور، به دستور سابق، توليت‏آستانه متبركه را به «شيخ غلامعلى‏» مذكور مرجوع فرموده، مال ومنال قريه «زق‏» را به دستور سابق با چوپان بيگى، يك هزارراس گوسفند مشايخ آستانه متبركه و پانصد راس گوسفند رعاياى‏قريه «زق‏» وعشر مال باغ و پنبه درويشان آستانه و زراعت غله‏كه در زمين «دول دره‏» مى‏نمايند و سه حفره چاه نفط، به مبلغ وبلامبلغ، به دستور سابق وغيره حسب الظهر به معافى سركارمذكور مرحمت فرموده ارزانى داشتيم، حكام كرام و تيولداران وداروغگان الكاى مذكور، دخل در قريه مذكور و متوجهات خدمه ودرويشان آستانه مذكور ننموده، به علت مال و اخراجات و عوارضات‏به هراسم و رسم كه بوده باشد، حواله واطلاقى ننموده، مزاحمت‏نرساند.

مستاجران و ضابطان وجوه چوپان بيگى ولايت‏شيروان حسب‏المسطور- مقرر دانسته، چوپان بيگى يك هزار راس گوسفند مشايخ وپانصد راس رعاياى قريه مذكور را به سركار مزبور معاف دانسته،طلب و توقعى ننمايند و به همه جهت رعايت و مراقبت ايشان لازم‏دانند.

مستوفيان عظام كرام ديوان اعلى بدين قاعده در دفاتر عمل‏نمايند، خدمه و عمله و فعله، سركار مزبور، شيخ مشاراليه رامتولى دانسته، از سخن و صلاح شرعى و حسابى او در نگذرند و لوازم‏امر توليت را مخصوص او شناسند. در هر باب قدغن دانسته، از فرموده تخلف نورزند و از جوانب‏بدين جمله روند و هر ساله حكم مجدد طلب ندارند و چون به توفيق‏توقيع منيع اشرف اقدس اعلى رسد; اعتماد نمايند.

تحريرافى شهر ذيقعده‏الحرام

سنه خمس عشر والف من الهجره

(5)

فرمان شاه عباس ثانى

به سال 1060ه . برابر1650م.

هو الملك لله

(نقش مهر:

بنده شاه ولايت، عباس ثانى

فرمان همايون شد آنكه چون از تصديق مستوفيان عظام معلوم ومستفاد شد كه به موجب حكم نواب گيتى ستان، فردوس مكان، جدبزرگوارم - طالب ثراه - مالوجهات قريه «زق‏» مع متوجهات‏زراعت، كه در زمين «دول دره‏» مى‏نمايند و مال باغ و عشر پنبه‏و حفر سه چاه نفط با چوپان بيگى يك هزار و پانصد راس گوسفندبه موجب ضمن سيورغال و معافى سركار آستانه مقدسه متبركه حضرت‏امامزاده واجب التعظيم و التكريم «بى‏بى‏هيبت‏» عليهاو على‏آبائهاالتحيه و التسليم مقرر شده و توليت آستانه مقدسه مذكوره‏به «شيخ غلامعلى‏» مفوض و مرجوع بوده، در دارالسلطنه تبريز«حاج عسگر على‏» و خدمه آستانه متبركه، سيما شيخ حسن و محمدمقيم و شيخ حسين و شيخ بنياد، استدعاى امضاى خاقان رضوان مكان‏«شاه بابا» ام انارالله برهانه نموده‏اند، و از قرار ثبت‏حكم به تاريخ شهر رجب سنه 1043، از ابتداى ايت‏ئيل، مال و منال‏قريه «زق‏» و غيره، به شرح و تفصيل ضمن، به دستور سابق وغيره، معافى و سيورغال آستانه متبركه و توليت آن به‏زبده‏المشايخ «حاج عسگرعلى‏» مزبور موضوع شده، و محاسبه‏سيچقان‏ئيل سابق، به غايت قوى‏ئيل، وجوه چوپان بيگى كه در اين‏سفر خير اثر عدالت‏ثمر، به موجب شرح مجرى شده، و در تنخواه باقى‏عمل شده، و محاسبه ايالت و شوكت پناه، حشمت و جلالت دستگاه‏عاليجاه، نظام‏الدوله و الاقبال «خسروخان‏» : «سيچقان‏ئيل‏» : داود بيك، كه در محاسبه عرب‏خان به خرج نوشته شد، سه تومان و شش‏هزار دينار. «پارس‏ئيل‏» و «توشقان‏ئيل‏» : محمد صالح بيك خرج‏كرد، سه تومان و شش هزار دينار.

«لوى‏ئيل‏» به غايت «يونت‏ئيل‏» : كه محمد صالح بيك از جمع‏قطع نموده بود و جمع شد. و چون بعض ملاحظه نشده‏ها در تنخواه‏نوشته شد، سه عام: 5تومان و چهار هزار دينار.

«قوى‏ئيل‏» كه در ضمن مرحوم خواجه محمد مقيم به خرج نوشته‏شد، يك تومان و هشت هزار دينار.

بيگلر بيگى شيروان درين وقت نوشته مى‏شود وقبوض در دست دارند.

در اين ولا «محمد مقيم‏» به درگاه معلى آمده، استدعاى امضاى‏نواب كامياب ممهور نموده، بنابر توجه اشرف به نظم و نسق سركارمزبور(مال)و منال قريه «زق‏» و غيره را به دستور سابق باچوپان بيگى، يك هزار راس گوسفند مشايخ آستانه متبركه، و پانصدراس گوسفند رعاياى قريه «زق‏» و عشر مال باغ و پنبه درويشان‏آستانه و زراعت غله، كه در زمين «دول دره‏» مى‏نمايند، و عشرسه حفر چاه نفط، به مبلغ و بلامبلغ حسب الظهر - از تاريخ جلوس‏ميمنت مانوس، به معافى و سيورغال سركار مزبور، كه سيادت وصدارت پناه، هدايت ونجابت دستگاه عاليجاه، اسلاميان ملاذى،وجيهاللسياده و الصداره: «ميرزا حبيب‏الله‏» صدر ممالك محروسه تجويزنموده، مرحمت فرموده ارزانى داشتيم، كه صرف ضروريات نمايند.

حكام كرام و تيولداران و عمال و داروغگان الكاى مزبور، مدخل‏در قريه مزبوره و متوجهات خدمه و درويشان آستانه ننموده، به‏علت مال و اخراجات و عوارضات، به هراسم و رسم كه بوده باشد،حواله و اطلاقى ننموده، مزاحمت نرسانند.

مستاجران و ضابطان وجوه چوپان بيگى ولايت‏شيروان حسب‏المسطور - مقرر دانسته، چوپان بيگى يك هزار راس گوسفند مشايخ‏و پانصد راس رعاياى قريه مزبور را به سركار مزبور معاف‏دانسته، طلب و توقعى ننمايند.

در هر باب قدغن دانسته، هر ساله حكم مجدد نطلبند و چون‏پروانچه به مهر اشرف رسد، اعتماد نمايند.تحريرا: محرم سنه 1060

چون توليت مزار(با) «شيخ عسكرعلى‏» بود، از ابتداى پارس‏ئيل،توليت و مواجب به «شيخ محمد» مع ولد اكبر او داده شد. . صرف نمايد.

تحريرا فى التاريخ (نقش مهر:

بنده شاه ولايت عباس ثانى

مهر مسوده ديوان اعلى‏1059

(6)

حكمى كه از طرف

«ديوان الصداره‏»

به سال 1064ه. برابر1654م. صادرشده:

هوالله و لا سواه

(طغراى)

محمد مهدى بن حبيب الحسينى

چون به موجب احكام و فرامين مطاعه لازم الاطاعه، و امثله عليه‏توليت مزار فايض الانوار و آستانه مقدسه منوره متبركه‏امامزاده واجب التعظيم و التكريم «بى‏بى‏هيبت‏» عليهاالصلاه‏والسلام به «شيخ غلامعلى‏» و آباء و اجداد او مفوض بوده، و بعداز فوت شيخ غلامعلى، به موجب احكام مطاعه و امثله عليه، به‏«شيخ عسكرعلى‏» داماد شيخ غلامعلى مرجوع گشته بود، بعد از آن‏«شيخ حسن‏» و «شيخ حسين‏» برادران شيخ عسگر على به ديوان‏الصداره سابق رفته، مثالى درباب توليت مزبور به شراكت «شيخ‏عسكرعلى‏» برادر خود، گذرانيده بوده‏اند و بعد از آن شيخ عسكرعلى به ديوان الصداره رفته، عرض مى‏نمايد كه توليت آستانه مقدسه‏مزبوره ابا عن جد با «شيخ غلامعلى‏» بوده، و چون شيخ غلامعلى‏فوت شده، و از او اولاد ذكور نمانده، و همين يك صبيه از اومانده كه زوجه من است، بنابراين توليت مزبور به او مفوض گشته،و شيخ حسن و شيخ حسين برادران او رادرامرتوليت مزبور دخلى‏نبوده، مثال لازم الامتثال ديوان الصداره ظاهر عرض نمودند.

خلاصه مضمون آنكه: چون شيخ حسن و شيخ حسين خلاف عرض كرده‏بودند، كه ايشان را در توليت دخلى نبوده، و بعد از شيخ غلامعلى،بنابر آنكه صبيه شيخ غلامعلى، زوجه شيخ عسكر على بوده، توليت‏مزبور به مشاراليه مفوض شده و حسب الاستدعاى شيخ عسكر على توليت‏مزبور به رفعت و عزت‏پناه، صلاحيت و تقوا شعار «شيخ محمدمقيم‏» ولد اكبر او، كه دختر زاده شيخ غلامعلى بوده باشد، مرجوع شده‏بود و توليت مزبور به امضاى ديوان الصداره العليه العاليه‏رسيده، و بعد از آن شيخ حسن و شيخ حسين اعمام شيخ محمد مقيم‏متولى به ديوان الصداره العليه العاليه آمده، مثال ديوان‏الصداه سابق را به نظر رسانيدند و به همان مضمون مثال، امضاءبه اسم ايشان صادر شده بود.

درين وقت كه صلاحيت و تقوا شعار، شيخ محمدمقيم به ديوان‏الصداره العليه العاليه آمده، مجددا حقيقت را به عرض وكلاى‏ديوان الصداره العليه العاليه رسانيد، مشخص گشت كه شيخ حسن وشيخ حسين را در امر مزبوره دخلى نبوده، و مثال بر نقيض مثال‏ايشان صادر شده بوده، بنابراين از ابتداى «يونت‏ئيل‏» توليت‏آستانه متبركه مزبوره به شيخ محمد مقيم مومى‏اليه، مفوض و مرجوع‏شد، كه من حيث الاستقلال و الانفراد به لوازم مهر مزبور، از نظم‏ونسق و رواج و رونق و تعمير و روشنائى وفرش و آبادانى محال‏وقفى آن سركار موهبت آثار، دقيقه‏اى از دقايق فوت و فرو گذاشت‏ننمايند، خدام و عمله و رعايا و زارعين و مستاجرين موقوفات‏سركار مزبور حسب‏المسطور صلاحيت و تقوا شعار مشاراليه رامتولى دانسته، از سخن و صلاح حسابى او كه هر آينه درباب نظم ونسق و رواج و رونق آن سركار بوده باشد، بيرون نرفته، اطاعت وانقياد لازم شناسند.

مباشرين موقوفات آن سركار، بدون وقوف و شعور و اطلاع متولى‏مزبور، داد و ستد ننموده، ديگرى را در امر مزبور با او شريك وسهيم ندانند.

طريق و سبيل صلاحيت و تقوا شعار مشاراليه آنكه در رواج و رونق‏و ضبط و نسق و آبادانى موقوفات مذكوره، مساعى جميله به ظهوررسانيده، نوعى سلوك نمايد كه عند(الله)و الخلايق، مرضى و مشكورو مستحسن بوده باشد، تا ثواب آن به روزگار فرخنده آثار نواب‏همايون اشرف ارفع اعلى عايد گردد.

وكلاى جليل القدر بيگلر بيگى حسب‏المسطور مقرر دانسته، دست‏تصدى و تكفل متولى مشاراليه را به لوازم مهر مزبور بلامشاركت‏احدى، قوى و مطلق داشته، تقويت و تمشيت و تعظيم و توقير وامداد و اعانت او به جاى آورند و درين ابواب اهتمام دانسته، هرساله خطاب و مثال مجدد طلب ندارند.

تحريرا فى شهر جمادى الثانى من

شهور سنه 1064

(نقش مهر:)

محمد مهدى بن حبيب الحسينى‏1061

..................... ;;;;;;;;;;;;;;;

پى‏نوشتها:

1 - ارشاد: ج 2، ص 244; دلائل الامامه، ص‏309; اعلام الورى، ج 2، ص‏36; تاج المواليد، ص‏47; مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 324; كشف الغمه، ج‏3، ص‏26; المستجاد، ص 200; حبيب السير، ج 2، ص 81; تاريخ برگزيده، ص 204; الفصول المهمه، ص 242; اعيان الشيعه، ج 2، ص 5; جامع الانساب، ج 1، ص 85; موسوعه العتبات المقدسه، ج‏9، ص 58، تواريخ النبى والآل، ص 125 و غيره

2 - تذكره الخواص، ص 315.

3 - برابر شهريور 1315 ش’. و رجب 1355 ه ق.

4 - برابر 21/4/1377ش. و 12/7/1998 م.

5 - تحفه العالم، ص‏37.

6 - مرآت البلدان، ج 1، ص 255.

7 - از آستارا تا استراباد، ج 2، ص 180.

8 - لغتنامه دهخدا، حرف ب، ص 518.

9 - حياة‏الامام موسى‏بن‏جعفر(ع)، ج‏2،ص‏439.

منبع:haram.masoumeh.com

شنبه 13 اسفند 1390  1:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها