0

زيد مبارز - فرزند امام هفتم

 
mohsenh
mohsenh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1156
محل سکونت : قم

زيد مبارز - فرزند امام هفتم

او از مادرى ام ولد كنيز تولد يافت و تاريخ زندگى او پيوسته با پيكار توام‏بود، در قيام «علويان‏» كه مشهور به «طالبيون‏» است‏شركت داشت و درسال 199 ه.ق كه «ابوالسرايا» قيام كرد از طرف «ابن طباطبا» (محمد بن محمدبن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى‏طالب(عليهم السلام‏» فرماندار اهوازشد. او ماموريت‏يافت كه بصره را نيز تصرف كند، در بصره به «عباسيان‏» حمله‏شديدى كرد، آنها مخالفان خاندان تصرف كند، در بصره به «عباسيان‏» حمله شديدى‏«بنى‏عباس‏» را با اموال آنها به آتش كشيد و نخلستانها را نيز آتش زد و به‏همين جهت او را «زيد النار» ناميدند. او بصره را به تصرف خود در آورد.

پس از فتح بصره عباسيان تقويت‏شدند وحكومت‏شهرها را به دست گرفته و«ابوالسرايا» نيز شكست‏خورد.

حسن بن سهل از فرماندهان مامون با زيد پيكار كرد، او را دستگير و دست‏بسته‏نزد مامون در مرو فرستاد. مامون به او گفت: اى زيد! چرا خانه‏هاى بنى‏عم خودرا سوزاندى و خانه‏هاى دشمنان ما (اميه، ثقيف، عدى، باهله و آل زياد) راواگذاشتى؟ چون زيد شوخ‏بود گفت: از هر سوى اشتباه كردم و اگر بار ديگر دست‏پيدا كنم نخست از خانه‏هاى دشمنان خود آغاز مى‏كنم، مامون خنديد و او را نزدبرادرش رضا(ع) فرستاد و گفت: گناه تو را به آن حضرت بخشيدم، حضرت او را سرزنش‏كرد و آزار نمود و سوگند ياد كرد تا زنده است‏با او سخن نگويد.

جايگاه زيد

براى ارزيابى هر شخصيتى بويژه فرزندان امامان شيعه به ناچار بايد راه احتياط را پيش گرفت و به سادگى نمى‏توان آنها را محكوم و متهم نمود و شخصى منفى نشان‏داد، امام صادق(ع) فرمود: «... از فرزندان فاطمه كسى از دنيا نمى‏رود، مگراينكه به امام خود و امامت او اعتراف مى‏كند ...» و فرزندان امام كاظم(ع) نيزاز اين قاعده بيرون نيستند.

دلايلى وجود دارد كه زيد بن موسى را شخصى مثبت ارزيابى مى‏كند:

الف شيخ مفيد; فرموده است:

«براى هر يك از فرزندان امام كاظم(ع) فضيلت و خصلتى نيك مشهور است.» اين‏جمله تاييد همه آنهاست و زيد را استثنا نكرده است.

ب خلفاى عباسى با علويان بويژه فرزندان امامان شيعه به شدت مخالف بودند،اين اختلاف در قرن دوم شدت گرفت، به گونه‏اى كه كمتر وزيرى از «بنى‏عباس‏» بودكه دستش به خون يكى از علويان آلوده نباشد. در همين راستا مامون براى برقرارى‏حكومت نامشروع خويش هر مخالفى را به شيوه مرموزانه‏اى از بين مى‏برد و زيد نيزيكى از قربانيانى است كه به دستور او مسموم شده است. علويان در تنگناى شديدقرار داشتند و پيشوايان آنها همچنان در حبس و تحت نظر بوده و پيوسته زندگى رابا تقيه بسر برده‏اند; زيرا علويان تنها گروهى بودند كه امكان جانشينى آنهاوجود داشت. اين دشواريها انگيزه محبوبيت‏بيش از پيش علويان در ميان مردم وشورش‏هاى پى در پى آنان بر عليه عباسيان شد و لذا مى‏بينيم فرزندان امامان(عليهم‏السلام) از هر فرصتى استفاده كرده، بپا مى‏خاستند، اما پيشوايان و امامان شيعه‏پس از عاشورا زمان شايسته‏اى را براى قيام نيافتند و اگر قيام مى‏كردند، قيام‏همان و از ميان رفتن شيعه همان.

ج علويان معتقد به تشيع بوده، اما تشيع آنها نياز به اصلاح و تعديل داشت وبر همين اساس برخى پيكارهاى آنان تند، شتابزده و احيانا اشتباه بوده است، بدون‏ترديد از ديدگاه امام رضا(ع) حكومت مامون مشروع نبوده است، ولى در روش برخوردبا آن ممكن است‏بين حضرت و ديگر علويان اختلاف نظر وجود داشته باشد و طبيعى است‏كه امام رضا(ع) نمى‏تواند از قيامهاى ضد بنى‏عباس حمايت كند و در حضور مامون ازقيام زيد تجليل نمايد.

شيخ صدوق; در «عيون اخبار الرضا» رواياتى آورده كه امام هشتم(ع) زيد راتوبيخ و نكوهش كرده است; در روايتى فرمود: «... اى زيد! آيا موسى بن جعفر(ع)كه خدا را اطاعت مى‏كند و روزها روزه و شبها به عبادت بسر مى‏برد و تو كه‏نافرمانى خدا مى‏كنى، اگر روز قيامت هر دو در محضر خدا حاضر شويد، با هم برابرهستيد؟»

وقتى مامون زيد را نزد امام هشتم(ع) فرستاد، «حضرت او را سرزنش‏كرد و آزار نمود و سوگند ياد كرد تا زنده است‏با او سخن نگويد.»

اين روايات‏از نظر سند ضعيف هستند، اگرچه برخى راويان مورد اعتمادند،اما راويان ديگرى‏كه هويت آنها معلوم نيست، يا داراى ضعف هستند نيز وجود دارد، پس به اين‏روايات نمى‏توان اعتماد كرد. به همين جهت وقتى «علامه سيد محسن امين‏» به‏«زيد بن موسى(ع‏») مى‏رسد، پس از نقل كلام شيخ مفيد، گويد: «در عموميت كلام شيخ‏مفيد زيد نيز داخل است.»، يعنى زيد داراى فضيلت است.

بنابراين زيد شخصى فاسد المذهب كه از طريق حق و صواب بيرون رفته باشد، نيست.

او نه از «زيديه‏» و نه از «واقفيه‏» بوده است، بلكه نشانه‏هايى وجود داردكه تشيع وى را تاييد مى‏كند. گرچه ما در صدد توجيه برخى خطاهاى زيد، نظير آتش‏سوزى او نيستيم، ولى نمى‏توان گفت او شخصى نااهل و ناصالح است و از نسل امامان‏معصوم(عليهم السلام) اگر كسى مانند «جعفر كذاب‏» وجود داشت، امامان از اول‏شيعه را متوجه انحراف وى نموده‏اند.

روايتى در اثبات امامت

جعفر فرزند زيد ازپدرش، او هم از پدرش امام كاظم(ع) و امام كاظم(ع) از پدرانش(عليهم السلام) چنين‏نقل مى‏كند: روزى «ام اسلم‏» به خدمت پيامبر اسلام(ص) كه در منزل «ام سلمه‏»بود، آمد، پرسيد رسول خدا(ص) كجاست؟ ام سلمه گفت:

براى كارى بيرون رفته و به زودى باز مى‏گردد. او منتظر رسول خدا ماند، تا آن‏حضرت آمد. «ام اسلم‏» پرسيد: پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! من كتابهايى‏را خوانده‏ام، پيامبران و وصى آنها را مى‏شناسم، حضرت موسى در حيات خود وصى(هارون) و بعد از خود نيز وصى (يوشع) داشت و همچنين حضرت عيسى، اى رسول خدا!

وصى تو كيست؟ حضرت فرمود: اى «ام اسلم‏» وصى من در حيات و پس از وفات من يكى‏است، اى ام اسلم! اگر كسى مثل اين كار مرا انجام داد، او وصى من است، حضرت‏دستش را به سنگريزه‏اى زد و آن را ماليد تا مانند آرد شد، آنگاه خميرش كرد و باخاتمش آن را مهر كرد.

سپس فرمود: اى «ام اسلم‏» هر كسى اين كار مرا انجام داد او وصى من است.

گويد: از نزد رسول خدا(ص) خارج شدم و به محضر اميرالمؤمنين(ع) رسيدم، از اوپرسيدم پدر و مادرم فداى تو! آيا تو وصى پيامبر(ص) هستى؟ فرمود:

آرى. و حضرت هم مانند كار رسول خدا انجام داد.

سپس نزد حسن و حسين آمدم، آن دو نيز مانند كار رسول خدا(ص) انجام دادند و ام‏اسلم زندگى طولانى كرد تا «زين‏العابدين‏»(ع) را ملاقات نمود، او هم مانند كاررسول خدا و على و حسن و حسين انجام داد (صلوات الله عليهم اجمعين.) نقل اين‏حديث گواهى بر اعتقاد زيد مبارز به امامت و ولايت تكوينى معصومين(عليهم السلام)و نشان عدم انحراف او در جريان «زيديه‏» است.

زيد مبارز سرانجام در شهر مرو توسط مامون مسموم گرديد و اين فرزند برومندامام هفتم در خراسان بزرگ چشم به آسمان دوخت و تن به خاك سپرد.

منبع:haram.masoumeh.com

شنبه 13 اسفند 1390  1:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها