0

گفتگو با رمضان

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

گفتگو با رمضان

درحالی به سوی تو آمده ام ای ماه مهربان
كه دلم برای هیچ كس جز خداوند تنگ نیست
و دلم در حسرت سحرگاه فردا میسوزد
دلم برای خدا تنگ است
و برای صدای هق هق شبانه ی جوانان بهشتی
و برای مناجات
و برای مجیر در دل شب
سُبحَانَكَ یَا فَتَّاحُ ... تَعَالَیتَ یَا مُرتَاحُ ... اَجِرنَا مِنَ النَّارِ یَامُجیرُ
یا مجیر ، یا مجیر ، یامجیر!
و مرا كه با عشق شما آب و گل سرشتند
گاهی خیال می كنم بر در خانه ی تان غریبه ام...
این دست گدایی من است كه جز تو به سوی دیگری دراز نشده است
دست این خسته ی شكسته ی مولا گم كرده را بگیر
مولای من!
آرزوی من!
میخانه اگر جای من بی سر و پا نیست
بگذار به پشت در میخانه بمیرم
*التماس الماس ناب دعا. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

شنبه 30 مرداد 1389  1:30 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها