0

پاي مصنوعي

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاي مصنوعي

روز نهم عيد سال 75 آن مصاحبه کذايي را که بعدها خيلي سر و صدا به پا کرد، بعد از يک روز پر برکت با «علي آقا» انجام دادم. آخر آن روز بعد از دو، سه هفته تلاش بي‌حاصل، سيد ميرطاهري و علي آقا بالاخره به آرزوي‌شان رسيده بودند و شش، هفت شهيد پيدا کردند. روي همين حساب، علي‌آقا خيلي شنگول و سرحال بود. اواخر مصاحبه که از او پرسيدم:«علي‌جان با توجه به اين که جانباز قطع پا هستي، کارکردن، آن هم روزي 14، 15 ساعت توي اين قتلگاه فکه برايت مشکل نيست؟» گفت:«اگه آدم پاهايش سالم هم باشند و بخواد دم به دقيقه از اين تپه ماهورهاي ناهموار پايين بالا بره، پاهايش خسته مي‌شن و درد مي‌گيرند. خب ما هم آدميم، با اين پاي مصنوعي کم مشکل نداريم. وضع اون رو هم که خودت ديدي، جاي سالم نداره و درست و حسابي چسب دوقلو خورده».
با سوال بعدي، مچ‌اش را گرفتم:«شادکام مي‌گفت پارسال، سرکار تفحص، دو تا پاي مصنوعي رو داغون کردي؟» يکي از آن نگاه‌هاي ناباورانه‌اش را حواله‌ام کرد و گفت:«اي آدميزاد شيرخام خورده!اين مرتضي چقدر پيش تو دهن لقي کرده؟» لجاجت بيشتري به خرج دادم:«نگفتي؟!» کوتاه آمد و گفت:«چيزي نبود، پارسال، پاي مصنوعي اولي، حين کار شکست. مدتي آن را به ضرب و زور وصله پينه‌ي چسب دوقلو، با خودم اين ور، اون ور مي‌کشوندم، تا اينکه بالاخره درب و داغون شد. برگشتم تهران، يک ديگه گرفتم. بعد از مدتي، اين دومي هم به سرنوشت رفيق اولش مبتلا شد، منتهي چون ديگه تهيه‌ي پروتز واسم مقدور نبود، به ناچار مدتي تهران خونه‌نشين شدم. بالاخره با مساعدت سردار عزيزمون، حاج آقا باقرزاده، از طريق بازار آزاد، يه پاي مصنوعي ديگه گرفتيم و با همون هم اومديم اينجا.   

منبع: سالنامه شيدا لشگر 27 محمدرسول‌الله (ص

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 11 اسفند 1390  9:44 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها