نظام هستي طوري است كه مخلوقات به طور عام و انسان به طور خاص، همچنان كه از خدا خلق شده، باز به سوي او برميگردد. همچنانكه قرآن ميفرمايد: «كَما بَدَأَكُم تَعُودوُن»[1] همانطور كه در اول بوديد، باز به همان عالَم و مقام برميگرديد.
پس در نظام عالَم، انسانها به جهت روح مجردشان هرگز زوال نميپذيرند، بلكه در مرحلهاي، روح در تن ظاهر ميشود و به صورت شخصيت خاص حادث ميگردد، البته اين شروع، که شروعي است به صورت شخصيتي خاص، از دورة جنيني آغاز ميگردد. پس از زندگي دنيايي روح يا حقيقت انسان، اين بدن خاص دنيايِ مادي را رها ميكند و در بدن برزخي و سپس در بدن قيامتيِ خود، ظاهر ميگردد. كه در واقع اين حالت، همان برگشت به نظام الهي است. منتها ابتدا كه در بدن دنيايي ظاهر شد، هيچگونه شخصيتي بهعنوان شخص خاص نداشت، ولي با زندگي در دنيا و همراه با بدن دنيايي به جهت داشتن قدرت انتخاب و به علت انتخابهايي كه انجام داد، براي خود يك شخصيت خاصي بهوجود آورد كه در آن دنيا از بقية افراد جدا خواهد بود و صورت بدن برزخي و قيامتي او نيز براساس همين انتخابهاي خاصي است كه در طول زندگي انجام داده است. و اين آمدن و برگشتن را ميگويند نظام «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُون».[2]
جهت بيشتر روشنشدن معني نظام «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُون» به عملِ رؤيت نفس خود توجه فرماييد كه ابتدا شما اراده ميكنيد تا مثلاً اين گُلِ روبهروي خود را ببينيد. پس ارادة رؤيت، از نفس شما شروع شد، سپس چشم خود را به طرف گُل ماديِ بيرون از نفس خود انداختيد و حاصل آن رؤيت را بهسوي خود و در نفس خود، برديد. يعني ابتدا شما اراده رؤيت كرديد تا گل را ببينيد، بدون آنكه در آن رؤيت محتوايي باشد، سپس آن رؤيت را به عالَم ماده و بهسوي گُل انداختيد (مثل اينكه نفس شما در اين دنياي مادي آمد) سپس رؤيت شما پيش شما برگشت، منتها اكنون رؤيت شما داراي محتواي صورت گُلي است كه در بيرون وجود داشت (مثل اينكه به سوي خدا برميگرديد، منتها با شخصيت خاصي كه در اثر انتخابهاي خود ايجاد كردهايد). اين يك نمونه از نظام «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُون» است. البته متوجه هستيد كه آن گُلي كه اكنون در نزد نفس شما است نسبت به گُل مادي بيروني داراي صورتي است با درجه وجودي بالاتر، يعني در عين اين كه همان گُل بيروني است ولي جنس نفس شما است، نه جنس ماده. يعني جسم دارد، ولي جنس آن مساوي جنس گُل بيروني نيست، هرچند جسم آن، همان جسم گُل بيروني است.
پس ميتوان گفت باز گشت به سوي خدا با يك نحوه كمال همراه است تا هركس بتواند از شخصيتي كه براي خود ساخته است بهرهبرداري كند. قرآن ميفرمايد:
«اِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَاللهِ حَقّاً، اِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ بِالْقِسْطِ، وَالَّذينَ كَفَروُا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ اَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُروُنَ»[3]
همه شما به سوي خدا برميگرديد كه اين وعدهاي است حق، خداوند خلق را بهوجود آورد و سپس به سوي او برميگردند، تا آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند را بر اساس عدالت جزا دهد و براي كافران به جهت كفري كه ورزيدند آبي سوزان و عذابي دردناك است.
ملاحظه ميكنيد همان خدايي كه خلقت را براساس يك سنت كلي بهراه انداخته است، همين خلق را برگشت ميدهد تا مخلوق بتواند به مقصد نهايي خود دست يابد.
[1] - سوره اعراف، آيه 29.
[2] - سوره بقره، آيه 156.