«... ياد شهيدان نبايد در جامعه ما از ذهنيتها خارج شود. شهيدان را بايد زنده نگه داشت. نگذاريد غبارهاى فراموشى روى اين خاطرههاى گرامى را بگيرد.» (از بیانات رهبر انقلاب) در ادامه، مختصری از زندگینامه یک تن از شهدایی که در تاریخ ۷ اسفندماه به شهادت رسیده است را میخوانیم.
. 
شهید سیدعطاءالله میرمحمدی
نام پدر: محمد
تاریخ تولد: ۲۲ بهمن ۱۳۳۲
تاریخ شهادت: ۷ اسفند ۱۳۶۲
محل تولد: تهران
طول مدت حیات: ۳۰ سال
محل شهادت: جزایر مجنون
مزار شهید: بهشت زهرا (س)
• شهید سیدعطاءالله میرمحمدی، بیست و دوم بهمنماه ۱۳۳۲ش در تهران چشم به جهان هستی گشود. او که در خانوادهای مذهبی زندگی را آغاز نموده بود، تحصیلات خود را در جنوبیترین منطقه تهران شروع کرد و تا سال سوم متوسطه را در رشته ریاضی فیزیک تحصیل نمود و بعد از انجام خدمت سربازی با تشکیل خانواده زندگی را ادامه داد. در سال ۱۳۵۵ش هنگام بهدنیا آمدن اولین فرزندش، همسرش را از دست داد. سید، همان زمان در قم بهعلت فعالیتهای سیاسی دستگیر شد و پس از مدتی آزاد شد و در سال ۱۳۵۸ش مجدداً ازدواج کرد. شهید بزرگوار در همان سال به خیل جانبرکفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در سال ۱۳۶۰ش فعالیتهای خود را در مسجد جامع در قالب بسیج آغاز کرد و در بین بسیجیان از محبوبیت خاصی برخوردار شد. اثرگذاری سید، زبانزد خاص و عام بود. بعد از مدتی خدمت در سپاه، حرکت خود را به مسلخ عشق یعنی صحنههای نبرد حق علیه باطل آغاز نمود و با بچههای بسیجی مسجد طی اعزامهای مختلف، در مناطق جنگی حضور پیدا کرد تا اینکه در عملیات خیبر در منطقه عمومی جزایر مجنون در لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) در واحد ادوات، کنار همرزمان مسجدی خود در تاریخ هفتم اسفندماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی از ناحیه سر و صورت مورد اصابت ترکش قرار گرفت و در سن سی سالگی به فیض عظمای شهادت نائل آمد. از شهید سیدعطاءالله میرمحمدی دو یادگار بهجا مانده که زینبوار یاد پدر را زنده نگهداشتهاند.
وصیتنامه شهید:
«... بهنام خدایی که بخشنده است به تمام موجودات و مهربان است در آخرت فقط مؤمنین را، سلام به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت حجة ابن الحسن امام زمان (عج) و نایب برحقش خمینی کبیر و همه رزمندگانش که در جبهههای جنگ بر علیه کفر میجنگند. الحمدالله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله. سپاس خداوند را که ما را هدایت کرد و ما هدایت نمیشدیم اگر او ما را هدایت نکرده بود. ما باید همیشه شکر خدا را بهجا آوریم که نعمتی عظیم چون رهبر عزیز امام خمینی به ما عطا کرد که با قیام خود ظلم و فساد را از مملکتمان ریشهکن کرد، ما باید شکر خدای را همیشه بهجای آوریم که ما را لایق دانست و این سعادت عظیم را به ما عطا کرد که در راه او بر علیه دشمنان اسلام صدام و اربابانش با مال و جان و فرزند مبارزه کنیم تا بتوانیم اسلام را به تمام جهانیان بشناسانیم. پدر و مادر عزیز: ضمن تقدیم عرض سلام و صمیمانهترین احساسات، سعادت و سلامتی شما پدر و مادر عزیز را از خداوند تبارک و تعالی مسئلت دارم، از اینکه در مدت عمرم به شما زحمات زیاد دادهام و شما پدر و مادر مهربان حق زیادی به گردن من دارید، بنده را در قبال اینهمه زحمات حلال کنید، با این زبان قاصر نمیتوانم از آنهمه زحمات شما تشکر کنم، چنانچه معصوم میفرماید: بهشت زیر گامهای مادران [است] تشکر از این بهتر نمیشود، زمانی که رسول اکرم حضرت محمد ابن عبدالله (ص) اینچنین از مقام مادر صحبت میکند نیاز به تعریف و تمجید نیست، پدر و مادر عزیز اجر شما با خداوند تبارک و تعالی انشاءالله در بهشت همجوار رسول اکرم (ص) و سایر ائمه اطهار باشید همچنانکه در تعقیب نماز مغرب از خداوند متعال میخواهید (و جوار نبیک صلیالله علیه و اله) پدر و مادر عزیز همانطور که در شهادت برادرم سیداکبر صبر و استقامت نشان دادید خداوند به صبر و استقامت و پایداری شما بیفزاید من به شما پدر و مادر عزیز افتخار میکنم که فرزندانی تربیت کردید که در راه خدا و اسلام و قرآن قدم برمیدارند و با الهام از امام عزیزشان خمینی بتشکن با کفر میجنگند، آری ما سربازان حسین (ع) زمانیم که برای جنگ و پیکار با دشمنان حق و بشریت مبارزه با ستم و ستمگری و برای برانداختن حکومتهای شیطانی و ضد خدایی و خودکامه و برای دفاع از اسلام و تحقق حاکمیت الهی و اسلام امامت و ولایت ما میرویم تا ریشههای فاسد درخت کفر و عصیان و شرک را از بن برکنیم و بهجایش نهال عدالت و آزادی و انسانیت بکاریم. انشاءالله تعالی...»
