اين جا شلمچه است
دروازه اي براي رسيدن به خدا
و من زايرم
فرشتگان با من نجوا مي كنند كه :
مبادا بي وضو وارد شوي
كه اين جا « ليله الاسراي » عاشقان است
در فصل بي قراري و حماسه ي دفاع
بهشت اين جاست
لحظه اي بي خويش بنشين
وببين خاكي را كه
لاله ها در خويش پرورانده است
و گوش جان به خاطرات قشنگش بسپار .
مي شنوي !!
موسيقي پر صلابت طنين گام هاي استوار مردان بسيجي
واحد مهندسي عشق را
آنان كه پل مي زدند تا افلاك
- پس مي شود در خاك هم ، افلاكي بود –
« فاخلع نعليك
انك بالوادي المقدس طوي »
كفش ها را بايد درآورد
وبي پاي و سربه مكاشفه نشست رمز و راز و سلوك عشق را
بايد وضو گرفت
از ( اروند رود ) اشك ديدگان بي قرار
وقطره اي عشق
نثار شهيدان عمليات ابو الخصيب ( كربلاي 4 ) كرد ....
و باز هم

اين جا همان شلمچه است
قرار گاه مردان مردي كه
با رمز مقدس يا زهرا
عارفان آشناي هفت شهر عشق شدند
و – از هفت خط عشق –
خطوط دفاعي اسوره اي دشمن
با تبسم گذشتند
تماشا كن
اين جا شلمچه است
بردارانم را ببين كه با پيشاني هاي بلند
مردانه ايستاده اند
صف در صف
گردان در گردان
الغدير ، مهدي ، كربلا ، ثارالله ، عاشورا ، فجر ، سيدالشهدا
تا كربلاي ديگري را رقم زنند – كربلاي پنج
ايستادند
تا كانالي به سوي پرواز بگشايند
ودر كانال پرورش ماهي
به شكار كوسه هايي بروند
كه طبل كوبان
بي خبر از موج و طوفان
پا به حريم مقدس دريادلان گذاشته اند
اين جا شلمچه است
خاكش با تو سخن مي گويد :
اگر « اصحاب الفيل » را
« طيرا ابابيل » را
« ترميها بالحجاره من سجيل » را
نديده اي
اي كاش بودي و تماشا كردي
آن روز كه خدا بين « سپاه خودش » و « عراقي ها پرده كشيده »
و آن روز يكي از « يوم الله » ها شد
با حيرت از خود مي پرسم
اين جا كجاست ؟!
اين كدام خاك مقدس است
و مردان مردي كه از اين خط گذشتند
از كدام چشمه ، جرعه اي عشق نوشيده بودند
كه قلم
ناتوان مي شود
از بيان عظمت حماسه ي آنان
وزبان
ازعظمت نامشان الكن .
اين جا شلمچه است
بايد بر خاك مطهر آن
كه قدمگاه مقدس شهيدان است
دو ركعت نماز عشق خواند
با وضويي از چشمه سار اشك روند...
