0

کوچکترین دختر جهان

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

کوچکترین دختر جهان

جیوتی آمجه 15 سال دارد ولی علناً کوچک‌ترین دختر روی کره زمین نام گرفته است.
 
کوچکترین دختر دنیا
او که در ناجپور هند زندگی می‌کند، از یک نوع بیماری عجیب نانیسم رنج می‌برد که باعث شده قد او از 50 سانتیمتر بیشتر رشد نکند.
جیوتی نصف یک کودک دو ساله به نظر می‌رسد و در شهری که در آن زندگی می‌کند با او مثل یک شخصیت مهم و سلبریتی برخورد می‌شود. جیوتی که حالا به تمامی برنامه‌های تلویزیونی مهم در سراسر دنیا راه یافته، آرزو دارد بازیگر شود و خیلی از هموطنان او در هند او را به عنوان یک الهه می‌شناسند و حتی پرستش می‌کنند.
او در این رابطه به خبرنگاران گفته است: «وقتی من سنم را به مردم می‌گویم، آنها باور نمی‌کنند. وقتی سه سال داشتم، فهمیدم که با بقیه کودکان فرق دارم، فکر می‌کردم که همه از من بزرگ‌تر هستند و من هم باید بزرگ‌تر بشوم.» 
 
کوچکترین دختر جهان
جیوتی با یونیفرم مخصوص خود که خاکستری است در مدرسه و در کنار دیگر هم سن و سال‌هایش حاضر می‌شود و حتی یک میز مخصوص خیلی کوچک برای خود دارد، اما در کنار همکلاسی‌هایش مثل یک عروسک کوچک است؛ «من از اینکه کوچک‌ترین شاگرد کلاس هستم به خودم افتخار می‌کنم. از اینکه همه به من توجه خاصی دارند خوشم می‌آید.
از اینکه کوچک‌تر از همه هستم نمی‌ترسم و افسوس نمی‌خورم. من مطمئنم هستم که آدم‌های زیادی روی کره زمین مثل من وجود دارند. من هم یک نفر مثل بقیه هستم. مثل شماها غذا می‌خورم و رؤیا می‌بینم. اصلاً خودم را با بقیه متفاوت نمی‌دانم.
جیوتی اصرار دارد که خیلی عادی زندگی کند و برای همین مثل همه هم سن و سال‌هایش به مدرسه محل خود می‌رود؛ «قبلاً کمی می‌ترسیدم و بیرون نمی‌رفتم ولی الان دوست دارم بیرون بروم و با مردم ارتباط برقرار کنم.
وقتی برای بار اول مدرسه رفتم، همه از من بزرگ‌تر بودند و برایم خیلی عجیب بود ولی الان مشکلی ندارم و از این شرایط خوشم می‌آید. من یک میز و صندلی جدا از بقیه دارم که برای من ساخته‌اند، ولی یک دانش‌آموز معمولی هستم. دوست دارم در آینده یک بازیگر شوم. دوست دارم در فیلم‌ها بازی کنم.»
او حتی تا امروز در یکی از ویدئوهای میکا سینگ ستاره هندی هم شرکت داشته است.

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

یک شنبه 4 مرداد 1388  11:51 PM
تشکرات از این پست
majid3664
majid3664
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 289
محل سکونت : تهران

مطهری

زندگینامه استاد شهید مطهری
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و ازاميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند.
در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد.
در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

نقش شهید مطهری در گسترش فرهنگ اسلامی و تربیت دینی جامعه
تلاش شهید مطهری برای احیاء اندیشه اسلامی تنها در پیرایه زدایی محدود نشد، بلکه او به همان اندازه که با افزودن وضمیمه کردن نسنجیده افکار دیگران و التقاط مذموم مخالف بود با جمود و تحجر و خرافه پرستی و افتخار ابلهانه به استخوانهای پوسیده گذشتگان و جلو گیری از نوآوری و هراس از ابتکار نیز به شدت مخالف و با آن مبارزه می کرد.
سخن درد مندانه استاد مطهری در باره تفسیرهای نا صواب چنین است:
دین مقدس اسلام، یک دین ناشناخته است.حقایق این دین،تدریجاً در نظر مردم واژگون شده است و علت اساسی گریز گروهی از مردم، تعلیمات غلطی است که به نام دین داده می شود. هجوم استعمار غربی، با عوامل مرئئ و نا مرئئ اش، از یک طرف و قصور یا تقصیر بسیاری از مدعیان حمایت از اسلام، در این عصر،از طرف دیگر ، سبب شده که اندیشه های اسلامی در زمینه های مختلف، از اصول گرفته تا فروع،مورد هجوم و حمله قرار گیرد. بدین سبب ، این بنده،وظیفه خود دیده است که در حدود توانایی درمیدان انجام وظیفه نماید
استاد مطهری به منظور احیای اندیشه اسلامی و دمیدن روح و حیات و حرکت در پیگره های افسرده و نیمه مرده مسلمانان،در اولین قدم به ریشه یابی علل فاجعه ای که تضعیف روح دینی واعراض از حق ناگرفته می پردازد.استاد در کتاب علل گرایش به مادیگری، از مواردی به عنوان برجسته ترین دلایل گرایش به مادیگری و روی گردانی از معنویت و ایمان در غرب یاد می کنند و در هر مورد می کوشد تا هم به روشنفکران غربزده ای که مبلغان بی جیره و مواجب فرهنگ غربی هستند و آن گونه می اندیشند که در غرب به آنها آموخته اند،و هم به مسلمانان خود باخته ای که ابهت و عظمت ظاهری تمدن غرب چشم آنها راخیره کرده و سبب شده تا آن را بی چون و چرا حق به حساب می آوردند،تفهیم کند که اگر غربی ها به هزار و یک دلیل،تفکر مذهبی را رها کرده و دین را افیون پنداشته اند، این امر تنها در مورد مذهبی که در میان ایشان رایج بوده صدق میکند و به هیچ وجه قابل انطباق بر اسلام که اساساً دین حیات و حرکت است و همگان را بر تلاش و تحرک فرا می خواند نیست.
استاد شهید مطهری می گوید:اسلام همیشه دم از حیات و زندگی می زند و در حقیقت به آن نوع از زندگی دعوت می کند که سر شار از دانایی و توانایی است. اینکه در قرآن از خدای متعال با کلمه "حٌی" نامبرده میشود،معنایش این نیست که خدا قلب و خون و رگ و پوست دارد بلکه به خدا از آن جهت "حی" گفته می شود که دانای مطلق است.برنامه اسلام دانایی و توانایی یا آگاهی و حرکت است.
بحث احیای تفکر دینی را استاد مطهری به مناسبت تجلیل و تحلیل از شخصیت علامه لاهوری مطرح کرد، وخلاصه آن بحث این است که اقبال، متوجه این نکته شده که اسلام هم در میان مسلمانان وجود دارد ئ هم ندارد. اسلام وجود دارد، به صورت این که ما می بینیم: شعائر اسلام در میان مسلمانان هست، بانگ اذان در میان مردم شنیده می شود. موقع نماز که می شود رو به مساجد می آورند،مرده هایشان را به رسم اسلام دفن می کنند برای نوزادهایشان به رسم اسلام، تشریفاتی قائل می شوند، اسم هایشان غالباً اسلامی است،.....ولی آن چه که روح اسلام است، دراین وجود ندارد،روح اسلام در جامعه اسلامی مرده است،این است که معتقد می شود به تجدید حیات اسلامی، و این حیات اسلامی را باید تجدید کرد و امکان تجدیدش هست، چون اسلام نمرده است، زیرا کتاب آسمانی اش هست، سنت پیغمبرش هست و اینها به صورت زنده ای هستند، یعنی کسی نتوانسته بهتر از آنها را بیاورد.پس یکی ازموارد تفکر اسلامی، این است که فکر ما،در مورد عمل، زنده شود و بفهمیم که اسلام دین عمل است و نه دین وابستگی های خیالی.

مجموعه آثار تالیفات و کتب استاد مطهری
1. آیینه جام
2. اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
3. آزادی معنوی
4. اسلام و مقتضیات زمان (۲ جلد)
5. آشنایی با علوم اسلامی (۳ جلد: منطق و فلسفه، کلام و عرفان و حکمت عملی، اصول فقه و فقه)
6. آشنایی با قرآن (فعلا ۱۱ جلد)
7. شرح اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی (۵ جلد)
8. امامت و رهبری
9. امدادهای غیبی در زندگی بشر
10. انسان در قرآن
11. انسان کامل
12. انسان و ایمان
13. انسان و سرنوشت
14. بیست گفتار
15. پاسخهای استاد به نقدهای کتاب مساله حجاب
16. پیامبر امی
17. پیرامون انقلاب اسلامی
18. پیرامون جمهوری اسلامی
19. تعلیم و تربیت در اسلام
20. تکامل اجتماعی انسان
21. توحید
22. جاذبه و دافعه علی
23. جامعه و تاریخ
24. جهاد
25. جهان‌بینی توحیدی
26. حرکت و زمان در فلسفه اسلامی (۲ جلد)
27. حق و باطل
28. حکمت‌ها و اندرزها
29. حماسه حسینی (۲ جلد)
30. خاتمیت
31. ختم نبوت
32. خدمات متقابل اسلام و ایران
33. داستان راستان (۲ جلد)
34. درسهای الهیات شفا (۲ جلد)
35. ده گفتار
36. زندگی جاوید یا حیات اخروی
37. سیری در سیره ائمه اطهار
38. سیری در سیره نبوی
39. سیری در نهج‌البلاغه
40. شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)
41. شرح منظومه (۲ جلد)
42. شش مقاله (الغدیر و وحدت اسلامی)
43. شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی)
44. عدل الهی
45. عرفان حافظ (تماشاگه راز)
46. علل گرایش به مادیگری(به ضمیمه ماتریالیسم در ایران)
47. فطرت
48. فلسفه اخلاق
49. فلسفه تاریخ (۲ جلد)
50. قیام و انقلاب مهدی (به ضمیمه شهید)
51. لمعاتی از شیخ شهید
52. مساله حجاب
53. مساله ربا (به ضمیمه بانک و بیمه)
54. مساله شناخت
55. معاد
56. مقالات فلسفی (۳ جلد)
57. نبوت
58. نظام حقوق زن در اسلام
59. نظری به نظام اقتصادی اسلام
60. نقدی بر مارکسیسم
61. نهضت‌های اسلام صد ساله اخیر
62. وحی و نبوت
63. ولا‌ها و ولایت‌ها

استاد مطهری در مصاف با کج اندیشی دینی
استاد مطهری یکی از بارزترین و موفق ترین شخصیت های دینی به شمار می آید که از انحرافات و کج اندیشی هایی که به نام دین مطرح می شد به هیچ وجه چشم پوشی نمی کرد. در این زمینه می نویسد: اندیشه های بیگانه از دو طریق نفوذ میکنند. یکی از طریق دشمنان،هنگامی که یک نهضت اجتماعی اوج می گیرد و جاذبه پیدا می کند و مکتبهای دیگر را تحت شعاع قرار می دهد، پیروان مکتبهای دیگر برای رخنه کردن در آن مکتب و پوسانیدن آن از درون، اندیشه های بیگانه راکه با روح مکتب مغایر است وارد آن مکتب می کنند و آن مکتب را به این ترتیب از اثر و خاصیت می اندازند و یا کم اثر می کنند.
نمونه اش را در قرون اولیه اسلام دیده ایم. پس از گستردگی و جهانگیری اسلام، مخالفان اسلام مبارزه با اسلام را از طریق تحریف آغاز کردند.اندیشه های خود را با مارک تقلبی اسلام صادرنمودند.
دیگر از طریق دوستان وپیروان گاهی پیروان خود مکتب به علت نا آشنایی درست با مکتب مجذوب یک سلسله نظریات و اندیشه های بیگانه می گردند و آگاهانه یا نا آگاهانه آن نظریات را رنگ مکتب می دهند و عرضه می کنند.
استاد شهید مطهری خود را یکی از پرچمداران با صلابت و با قدرت استدلالی قوی در برابر اینگونه انحرافات بود و هیچگاه به خاطر مصلحت اندیشی در باب انحرافات فکری در مسائل اعتقادی کوتاه نمی آمد وبا اخلاص تمام و با روش اصولی و سازنده با آن برخورد می کرد
مبارزه استاد شهید تنها در زمینه های انحرافات عقیدتی نبود، بلکه با انحرافات سیاسی و نظریات نا درست در این زمینه نیز به مبارزه پرداخت. وی در سال 1356 که دوران اوج نهضت اسلامی ایران بود با مقاله ای بحت عنوان"در روش" با مجموعه مقالات بنی صدر برخورد می کند. بنی صدر در مقاله"در روش"رهبری روحانیت آگاه در نهضت اسلامی را رهبری سنتی و این رهبری را برای ادامه یک نهضت قوی و کافی نمی داند و می نویسد: از رهبری سنتی که پاسدار بنیادهای فرهنگی است کاری ساخته نیست چرا که طی دو قرن تمام عرصه های اندیشه را از او گرفته اند و هنوز هم می گیرند.در میان این رهبری البته، سید جمال، مدرس،و.... خمینی و طالقانی و....به وجود آمدند امٌا اینها را نیز پیش از آنکه دشمنی از پا درآورد، رهبری سنتی عاجز کرده و می کند.
استاد شهید استاد شهید مطهری ضمن بررسی ونقد این مقاله می فرماید: اولاً اسلام در ذات خود یک حقیقت است نه یک مصلحت یک هدف است نه یک وسیله وتنها افرادی می توانند از این منبع انرژی اجتماعی بهره گیری نمایند که به اسلام نه به چشم حقیقت و هدف بنگرند،نه به چشم مصلحت و وسیله.اسلام یک ابزار نیست که در مقتضیات قرن 16 مورد استفاده قرار گیرد و در مقتضیات قرن بیستم به تاریخ سپرده شود.اسلام صراط مستقیم انسانیت است.
ثانیاً اگر اسلام به عنوان وسیله و ابزار کار آمد باشد قطعاً اسلام راستین و اسلام واقعی است،نه هر چه به نام اسلام قالب زده شود. چگونه است که بهره گیری از هر ابزار و وسیله ای تخصص می خواهد و بهره گیری از این وسیله تخصص نمی خواهد؟ خیال کرده اید هر مدعی روشنفکری که چند صباح با فلان پروفسور صبحانه صرف کرده است قادر خواهد بود اسلام راستین را از اسلام دروغین باز شناسد و به سود جامعه از آن استفاده کند.
ثالثاً متاسفانه باید عرض کنم که این روشنفکران محترم کمی دیر از خواب برخاسته اند، زیرا متولیان قدیمی این منبع عظیم حرکت و انرژی نشان دادند که خود طرز بهره برداری از این منبع عظیم را خوب می دانند و بنابر این فرصت خلع ید را به کسی نخواهند داد.

نقش شهید مطهری در آسیب شناسی دینی
همه فعالیتهای استادشهید مطهری اعم از تالیفات، سخنرانی ها و اقدامات اجتماعیف درسهایی کهمی دادند همه در جهت شناخت آسیبهایی بود که به دین و دینداری وارد می شد در نتیجه تمام عمر، کارش این بود که ببیند کجا دردی و آفتی هست و در کار دین چه درمانی می باید توصیه کرد.
اصطلاح آسیب شناسی دینی به دو بخش قابل تقسیم است:1-آسیب شناسی دینداری که منظور شناخت آفات و موانعی است که مانع دینداری مردم می شود.2-آسیب شناسی دینی، یعنی شناخت آفاتی است که به اصل دین لطمه می زند.
استاد شهید مطهری بیش از هرکس دیگری وبیش از موضوع دیگری علاقه مند بود که بداند چه علل وعواملی و چه آفاتی جوانان را از دین دور می کند. ایشان دو چیز را عامل اصلی در آسیب شناسی دینداری جوانان می دانست:
1-نا آگاهی جوانان از حقیقت دین
2-آلودگی اخلاقی یکی از نشانه های نا آگاهی جوانان از حقیقت دین این بود که آنها دین را یک امر غیر معقول و غیر منطقی می پنداشتند،خصوصاً قشر هایی که با اندیشه های غربی وعلم وفلسفه غربی آشنا بودند.یکی از موفقیت های استاد مطهری این بود که تصور غلط از دین را از اذهان پاک کرد و نشان داد که اسلام نظامی است که یک انسان خردمند و فرهیخته منطقی هم می تواند به آن باور داشته باشد.
نکته ای که در دین شناسی استاد مطهری اهمیت فراوان دارد این است که استاد عمیقاً به مسئله"تجربه دینی" توجه کرده است واز این جهت او را با متکلمان بزرگ و پر آوازه مغرب زمین که از جهاتی سر آمد آنان است مقایسه نمود.
دیگر آسیبهای دینی منافی دانستن دین با علوم جدید و پیشرفت و صنعت و توسعه و امثال آن است. استاد مطهری سعی کرد با این درد مبارزه کند و تفهیم کند که شناخت قانونمندیهای طبیعت، تحت عنوان علوم تجربی و بیان آن در قالب قوانین ریاضی، هیچ منافاتی با دین داری ندارد، بلکه که این از لوازم جامعه اسلامی است. استاد از جمود و جهالت، به عنوان دو انحراف فکری و دو آفت فرهنگی یاد کرده است.

اصول کار آمدی دین
استاد مطهری بر این باور است که برای نشان دادن کار آمدی دین، باید اصول زیر را تبیین، و احیاء و پی گرفت:
1-فطری بودن احکام، ارزشها، مقررات و قوانین دینی:
استاد مطهری به این باور بودند که اگر جمال حقایق و معارف دین برجان پاک و خرد سالم بشر عرضه شود واحساس نیاز به دین زنده شود،خود به دین روی خواهند آورد،هم پاسدار آن خواهند بود وهم پیاده کننده آن.

2-دمیدن روح حماسه دین
اسلام دین حماسه است. آیین پیش برنده انسانها به سوی ارزشهای متعالی است.شهید مطهری یکی از انحطاط مسلمانان را همین گرفتن روح حماسه از پیکره دین می دانستند. وقتی حماسه حسینی به غم خانه حسینی بدل شود،مطهٌردین"حماسه حسینی" را می سراید و"تحریفات عاشورا" را بر ملا میکند. او برآن است که امامان را به عنوان اسوه معاد و معاش، اسوه کار و تلاش وستیز با نفاق ورو در روئی با دارندگان از کمال، معرفی کند واین فکر باطل را که سالهای سال در خانه دل مسلمانان آشیان کرده است که ما کجا و ائمه کجا و آنان چنان در اوج عظمت و مجدند که ما خاکیان را به ساحت آن مقدسان راهی نیست ، از صفحه ذهن مسلمانان بزداید.

3-خرافه زدایی از سیمای دین
خرافه، رسوبات فرهنگ جاهلی، عادات و رسوم نا هماهنگ با ارزشهای دینی، به ویژه آن گاه که رنگ دینی می گیرند و در تفسیر و دریافت از دین، نقش بازی می کنند، از پیچیده ترین باز دارندگان حرکتهای اصلاحی هستند
استاد مطهری با شجاعت تمام، با خرافه گرایان در گیر شد و از غوغای عوام نهراسید و به خواص نهیب زد و تهمت ها و تکفیر ها و نافرمانیها، او را از مبارزه بازنداشت وبه تلاش روشن گرانه خویش ادامه داد ورد پای خرافه را در جای معارف اسلامی نشان داد و دین به دور از خرافه،ارائه کرد وحقایق ناب را از باطلاق خرافه ها به در آورد وعلیه متولیان خرافه به پا خاست و دیگران را به خیزش، فرا خواند.

4-عقل مداری
استاد مطهری بر این باور بودند آنان که بر ظاهر، جمود می ورزند و در گذر از نقل، شهامتی نداند و پایشان می لرزد نمی تواند در برخورد فرهنگها،در آوردگاه فکرها،نقشی داشته باشند واثری بگذارند.آنان که جایگاه خود را خوب شناخته اند وازآن بهره می برند و با منطق خود به مصاف اندیشه ها می روند، در جولانگاه فکرها جایگاهی خواهند داشت وبه حساب خواهند آمد. چنین جایگاهی برای عقل و این گونه توانی برای اسلام شناسان در بهره وری از خرد،حرفی است بسیار بلند ودر خور مطالعه دقیق و درنگ بسیار،اصلی که جاودانگی اسلام را و نقش سازنده آن را در هر دوره و زمانی، تضمین می کند و احکام و مقررات و معارف و ارزشهای آن را بر قلٌه مدارد.

5-مرزبانی
عالم دینی بسان مرزبانی تیز نگر که حرکات دشمن را آن به آن زیر نظر دارد، تا از مرز، پا به این سو ننهد،اندیشه های مهاجم و نا سازگار با اندیشه خودی را، با تمام وجود زیر نظر دارد و حرکات آن را دنبال می کند و سریع به سراغ حرکات دشمن می رود وبا قوت منطق و استدلال، راه را بر آنها می بندد
استاد مطهری با آشنایی با این پیچ و خم ها پا به عرصه مرزبانی و دفاع گذاشته بود. او دیده بان و مرزدار تیز نگر بود و هوشیارانه کوچکترین حرکات دشمن را در هر شکل و چهره ای می شناخت. با استمداد از بصیرت ملکوتی زیرکی مومنانه، زمان شناسی دقیق، خاستگاه جریانهای فرهنگی و فکری را نیک شناسایی کرده،باطل را در مقدس ترین و انقلابی ترین چهره آن رسوا نمود و رگه های مادی را از لا به لای گفته ها و نوشته ها به در اورد و نقد کرد.
استاد مطهری ، نیک دریافته بود که تفکر جدید، تنها مدعی ستیز با ادیان الهی نیست،بلکه داعیه جانشینی در سر دارد.آرا و مکتبهای نو،خود را چنان عرضه می دارند که گویی مذهب های جدیدند که برای رهایی انسان آمده اند.

نقش استاد مطهری در آسیب های فرهنگی جامعه
استاد مطهری یکی از موفق ترین و پیشروترین متفکران اسلامی در عصر جدید است که به طور دقیق در اثر آگاهی از مسائل و مشکلات جاری جامعه به طرح یکی از مسایل عمده فرهنگی یعنی" آسیب های فرهنگی " و "فرهنگ سازی" پرداخته است. او با طرح مشکلات جاری به فهم عمیق آسیبهای فرهنگی پرداخته است. از نظر استاد مطهری چندین مشکل در جامعه وجود داشته است.
1-تعارض بین ملیت و دین
2-رشد و توسعه اندیشه مادیگری در ایران و جهان
3-عدم تمایل قشر جوان به دین
4-طرح تعارض بین علم و دین
5-طرح شبهاتی در هویت تاریخی، ملی و دینی جامعه
استاد شهیدمطهری برای دست یابی به پاسخ مناسب برای هر یک از سئوالات فوق به بحث و گفتگو،سخنرانی و تالیف پرداخته است . بطور مشخص استاد مطهری کتاب ارزشمند" خدمات متقابل اسلام وایران" را در جهت پاسخگویی به سئوالات زیر به نگارش در اورده است:
عمده این مسایل در سه پرسش ذیل خلاصه می شود.
1-ما هم احساسات مذهبی اسلامی داریم و هم احساسات میهنی ایرانی،آیا دارای دو نوع احساس متضاد می باشیم،یا هیچ گونه تضاد و تناقض میان احساسات مذهبی ما و احساسات ملی ما وجود ندارد؟
2-دین ما اسلام آنگاه که در چهارده قرن پیش به میهن ما ایران وارد شد چه تحولات و دگرگونی ها در میهن ما به وجود آو.رد؟آن دگرگونی ها در چه جهت بود؟ از ایران چه گرفت و به ایران چه داد؟آیا ورود اسلام به ایران برای موهبت بود یا فاجعه؟
3-ملل بسیاری به اسلام گرویدند و درخدمت این دین در آمدند و در راه نشر و بسط تعالیم آن کوشیدند ویا تشریک مساعی با یکدیگر تمدنی عظیم و با شکوه به نام تمدن اسلامی به وجود آوردند؟ایران چه مقامی از اینه جهت دارد؟ آیا مقام اوٌل را کسب کرده یا خیر ، به علاوه انگیزه ایرانی در این خدمات چه بوده است.
سه سئوال فوق از نظر استاد مطهری قابل تقلیل به یک سئوال اصلی "چه نوع رابطه ای بین ملیت ایرانی و اسلام وجود دارد" بوده است.
در زمینه رشد مادیگری در ایران و جهان استاد مطهری کتاب " علل گرایش به مادیگری " را نگارش و تالیف کرده است.استاد معتقد است که تفکر دینی بایستی در جامعه حضور همه جانبه داشته باشد.راه اصلی حضور تفکر دینی، رفع آسیب های فرهنگی ودینی میباشد. وی معتقد است که تفکر دینی به واسطه فرهنگهای بیگانه مطرح شده و یا درگذشت زمان،فرهنگ اسلامی در بعضی از صورتها تحریف یافته است.

چگونگی فرهنگ سازی
استاد مطهری معتقد است باشناخت آسیبهای فرهنگی و عوامل موثر در این مسیر،برای ایجاد تحول فرهنگی، فعالیت های متعدد فرهنگی ضروری است.
استاد مطهری در مقابله با تهاجم فرهنگی دوران خود، فعالیت های زیر را پیشنهاد می کند.
1-عرضه درست مکتب الهی "مکتب الهی را به طور معقول و علمی و استدلالی صحیح عرضه بداریم"
2-ارتباط بین "مسائل الهی با مسائل اجتماعی و سیاسی مشخص شود"
3-برخورد منطقی با شبهات:"باید با هرج و مرج تبلیغی و اظهار نظرهای نا متخصص مبارزه شود"
4-"به مسئله محیط مساعد اخلاقی و اجتماعی که هم آهنگ با مفاهیم متعالی معنوی باشد باید کمال اهمٌیت داده شود".
5-" از همه ضروری تر اینکه در عصر ما باید علاقمندان و آشنایان به مفاهیم واقعی اسلامی سعی کنند بار دیگر حماسه را که رکنی از مفاهیم اسلامی بود بدانها بر گردانند"
6-"جنبه ایجاد زمینه برای رشد مفاهیم عالی معنوی فوق العاده ضروری است"

روش شناسی استاد مطهری در برخورد با تنش های فکری و فرهنگی جامعه
استادمطهری از اندیشمندان و مرزبانان بزرگ حریم ارزشهای دینی به شمار می آید. مرزبانی از هر حریمی توان و آمادگی کامل می طلبد. استاد مطهری علاوه بر آشنایی با متون دینی، که خود استاد این فن بوده از ویژگی برجسته دیگری نیز بر خوردار بوده است.
این ویژگی آشنایی او به زمانی است که در آن می زیسته است.شناخت موقعیت زمانی در تمام ابعاد از عوامل اساسی موفقٌیت استاد مطهری در مرزبانی است. گستردگی و وسعت آثار استاد در موضوعات مختلف که هر یک به نوعی پاسخگویی به موضوعی بوده است، موید این سخن است که استاد علاوه براین ویژگی ممتاز، در برخورد و پاسخگویی به تنش های فکری و فرهنگی جامعه، از اصولی پیروی می کرده است که در موفقیت او در برخوردهایش بی تاثیر نبوده است.
این اصول سنجیده و منطقی که نشانگر روش وسیره عملی استاد در برخورد با تنش ها و آسیبهای فکری و فرهنگی است عبارتند از:

1-برخورد اثباتی:
حضرت علی(ع) کلامی دارد به این مضمون که "ذهن جوانها اگر با مطالب حق پر نشود با مطالب نا حق و باطل پر خواهد شد" استاد مطهری در مواجهه با افکار مخالف همواره به این طریق عمل می کرده است،در برخورد با افکار انحرافی پیش از نفی و نادرست خواندن آن، نخست آنچه خود به آن اعتقاد داشت اثبات می نمود،سپس به رد آن فکر انحرافی می پرداخت.جوانی که تشنه است، برای سیراب کردن او باید آب گوارا به دست اش داد، نمی توان اورا فقط از خوردن آب گل آلود بر حذر داشت.تا آب گوارا به دست او ندهیم، او همان آب گل آلود را خواهد نوشید تا عطشش فرو بخوابد.

2-بیان نکات مثبت در کنار اشکالات
در مواجهه با آرای مخالف باید توجه داشت که هیچ اندیشه ای صد در صد غلط نیست، در صورت غلط بودن صد در صد فکری، کسی آن را نمی پذیرد.به همین جهت صاحبان نظرهای مخالف همواره، افکار خود را در پوشش مطالب"حق" عرضه میکنند. البته میزان مطالب"حق" در اندیشه های گوناگون متفاوت است. در بررسی این اندیشه ها، باید نخست مطالب درست از نا درست نمایانده شود،تا پس از آن مطالب نا درست نقد شود.
روش استاد مطهری در برخورد با آراء مخالف،بیان نکات مثبت در کنار اشکالات آن است. برای نمونه استاد در برخورد با اقبال لاهوری، ابتدا چند مزیت او را بیان می کند و سپس دو نقص نیز بر او وارد می سازد.

3-جدال احسن
اسلام یکی از مسائل مهمٌی را که در بر خوردها، رعایت آن را لازم می داند، جدال احسن است. خداوند در قرآن کریم،خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:مردم را با پند و حکمت نیکو به سوی خدا بخوان و با آنها به بهترین طریق مناظره کن.
در آثار به جای مانده از استاد مطهری، این شیوه برخورد که ما،از آن به جدال احسن یاد کردیم،به همان گونه که در آیه مذکور گذشت و پیامبر(ص) در دعوت به رسالتش به کار می بست، کاملاً مشهود است.
البته این به آن معنا نیست که استاد همیشه به نرمی برخورد می نمود،بلکه آنجا که لازم می دید، شدت عمل هم به خرج می داد، ولی در همان حال نیز به نحوه احسن برخورد می کرد. برای نمونه، استاد در پایان مقدمه کتاب ارزشمند "علل گرایش به مادیگری" میگوید:"این بود شمٌه ای از تذکراتی که می خواستم خیر خواهانه و دوستانه به عزیزانی که هنوز فکر می کنم اغفال شده هستند،بدهم. امیدوارم این تذکرات، سودمند واقع گردد".

4-برخورد احترام آمیز در نقل اقوال
استاد مطهری در نقل وبررسی اندیشه های مخالف به هنگام نقل اقوال آنها،با ادای احترام به نقد و بررسی نظرات آنها،می پردازد.برای نمونه استاد آنجا که"علم زدگی روشنفکران معاصر" را به نقد میکشد. دربخشی که به کتاب"راه طی شده" می پردازد درچند مورد که از آن مطلبی نقل میکند با عنوان"مولف دانشمند کتاب راه طی شده" ازآن نام می برد که معتقد است خداشناسی منحصراً همان راه حسن و طبیعت است.

5- نقد وبررسی اندیشه بدون ذکرازصاحب اندیشه
استاد در نقد اندیشه های مخالف معمولاً به بررسی اندیشه می پردازد، بدون اینکه نامی از صاحب اندیشه ببرد. این نحوه برخورد با اندیشه های مخالف آثارمثبت فراوانی دارد.گذشته از این که ترویج صاحب اندیشه نیست، وقتی بررسی درست و کامل از اندیشه مخالف انجام گیرد، حق در جایگاه خود می نشیند ونزد اهل ضمیر،مرجع خود را می یابد.برای نمونه استاد درکتاب "جامعه وتاریخ" در رد نظریه "مادیت تاریخ" از نظرقرآن میگوید:"برخی روشنفکران مسلمان مدعی شدهاند که بر خلاف مارکس،دو سیستمی برمذهب نیز حاکم است".

6-پرهیز از مطلق گرایی
برخی دربرخورد با اندیشه ها، همواره فقط خود را "حق" می دانند ودیگران را باطل. استاد مطهری همواره در برخورد و نقد اندیشه های مخالف،مطلق گرا نبود،با اینکه با استدلال و منطق قوی به نقد و بررسی اندیشه ها می پرداخت، ولی همواره برای طرف مقابل و دیگران جای اظهار نظر باقی می گذاشت. برای نمونه بنگرید به آنجا که استاد تفکر روشنفکران از رهبری نهضت را نقد می کند و پس از نقل مطلبی از یکی از روشنفکران چنین میگوید:"قطعاً این دوست عزیز اجازه خواهد داد نقدی علمی ازگفتارایشان بشود،وما نیز به نوبه خود آماده ایم که اگر ضعفی در گفتار ما مشاهد کردند تذکردهند،از تذکرات ایشان خوشوقت خواهیم شد".

7-رعایت مصلحت
استاد مطهری در طرح مسائل،چنین عمل می کرد و آنجا که تشخیص می داد وقت آن رسیده است،بی درنگ اقدام می نمود و آنجا که فکر میکرد وقت طرح آن نرسیده،درنگ میکرد. برای مثال یکی از شاگردان استاد میگوید پیش از انتشارکتاب "بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر" به استا دمطهری پیشنهاد دادم،خوب بود در این کتاب به نقش دکتر شریعتی و امثال وی که در ایجاد شور و حال انقلابی و انگیزش روحیه قیام در بین جوانان موثر بودند، اشاره ای می شد که استاد در پاسخ چنین گفتند: اتفاقاً من راجع به این موضوع خیلی فکر کردم و مردد هم بودم که آیا درباره نقش دکتر شریعتی سخنی بگویم یا نه،و خودم خیلی هم مایل به طرح این مسئله هستم، فقط یک مسئله هست که حالا شما هم خوبست راجع به آن فکر کنید.اگرمن بخواهم راجع به نقش دکتر شریعتی چیزی بنویسم،باید در دو بخش باشد.بخشی به خدمات و تاثیر مثبت وی اختصاص داده شود،و بخش دیگر به نقد آراء و افکار وی در زمینه معارف اسلامی ونقش منفی وی در القاء مطالب انحرافی، پیش خودفکر کردم که اگر بدین ترتیب بحث کنم در تاثیر این دو بخش در جهتنفی شخصیت ودکتر شریعت وزیر سوال بردن وی خواهد بود که شاید در شرایط فعلی جامعه، چنین چیزی مصلحت نباشد.

طرح شهید مطهری در دانشگاه ها
با توجه به اهمیت موضوع طرح مطالعاتی شهید مطهرَی) در دانشگاه امام صادق (ع) از سال ۱۳۷۸ به صورت رسمی اغاز شد.دانشجویان کتاب های معرفی شده را مطالعه نموده و سپس مباحثه می کنند.در نهایت در کلاس سوالات و شبهات را طرح می نمایند و طی دو سال مطالعه آثار را به اتمام می رسانند.بسیاری از مراکز آموزشی یا فرهنگی به دنبال تجربه دانشگاه در اجرای طرح الگو گیری نموده و اقدام به راه اندازی این طرح شده اند.

سخنان حضرت امام خمینی(ره) در باره شهید مطهری
او در عمرکوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت که پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمی روان وفکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت.آثار و قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روان بخش است و مواعظ ونصایح او که از قلبی سر شار از ایمان و عقیدت نشات می گرفت برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست.

سخنان مقام معظم رهبری درباره شهید مطهری
امروزجوانان ما، دانشجویان ما اگر می خواهند در زمینه افکار اسلامی عمق پیدا کنند و پاسخ سوالات خود را بیابند، باید به کتاب های شهید مطهری مراجعه کنند . امام درباره کتابهای این بزرگوار فرموده اند که (همه آن ها خوب و مفید است) .یاد او را گرامی بداریم و از برکات وجود او باید استفاده کنیم . با سخن شهید مطهری -که همچنان سخن روز است- ارتباط برقرار کنید ۱۰/۲/۱۳۷۸

اندیشه مطهر
به حق او يكي از بزرگترين معماران بناي فكري نظام اسلامي به شمار مي آيد. بي ترديد كتاب ها و گفتارهايي كه اين نظريه پرداز اسلامي به آن ها پرداخته براي جامعه اسلامي، حياتي و چاره ساز است.

ویزگیهای آثار استاد مطهری
الف)آثار شهید مطهری در عین حال که دارای مبانی عمیق فکری است،مطالب را با زبانی ساده و روان بیان داشته است
ب)مجموعه شهید مطهری خلق یک نظام واحد فکری است
ج)به روز بودن و کار آمدی و کاربردی بودن آثار شهید مطهری ویژگی مهم این آثار است
د)ایمان و تعبد شهید در عین عقلانیت و بهره گیری از تفکر و اندیشه. آثارشهید مطهری در پی تربیت متعبدان عاقل و عاقلان متعبد است.
ه)آثار شهید مطهری مبنای فکری جمهوری اسلامی ایران است

نتیجه و سخن پایانی
استاد مطهری به عنوان یکی از چهره هایی است که در احیای تفکر اسلامی، بیشترین نقش را داشتند و باید جزو یکی از پرچم داران بینش نوین اسلامی و طراح دوباره معارف اسلام در فضای فرهنگ امروزی جهان به شمار آورد.
استاد مطهری در سراسر زندگی پر برکت خویش، دائماً در اندیشه احیاء علوم دین، و حیات بخشیدن بر جانهای بی رمق مسلمین بود.او نه تنها خرافه زدایی و جدا ساختن پیرایه هایی را که بر اندام دین وصله کرده بودند، پیشنهاد میکرد بلکه خود فعالانه در این پالایش سهمی به سزا بر عهده کرفته بود.
تالیفات ،روش و شیوه زندگی و استدلال این استاد و دانشمند اسلامی چندان عظیم و بزرگ است که با گذشت زمان نه تنها قدیمی نمی شود بلکه همانند علوم اسلامی و دینی نیازنسل جدید بیش ازبیش به خدمات ایشان بیشترمی شود.بنابراین:
1-متولیان آموزش و پرورش کشور باید از کتب ارزنده این استاد در دروس دانش آموزان بیشتر استفاده کنند. تا نقش و زحمات این عزیز در قفسه های کتابخانه غریب نماند
2-اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم و فناوری باید در نشر وگسترش ایده ها ،کتب، تالیفات ونقش این استاد گرانقدر تلاش بیشتری در بین قشر جوان و بخصوص دانشجویان به عمل آورند.
3-نیروی مقاومت محترم بسیج،نهادهای انقلابی وروحانیت محترم تلاش بیشتری در جهت احیای نقش این استاد شهید بعمل آورند و تنها به روز معلٌم و هفته عقیدتی سیاسی محدود نشود.
4-بسیجیان و یاوران نظام جمهوری اسلامی با دست و زبان و پیروی از شیوه مسئول ومکلف به نشر و احیای زحمات این معلٌم شهید هستند.
5-درمجموع همه مسلمان در حد توان با مطالعه و تحقیق پیرامون خدمات ارزنده استاد شهیدمطهری دین خود را ادا نمایند.
امیدوارم با ارائه این مقالات هرچند ناقص است بتوانیم نقش کوچکی درشناخت این استادبه جامعه اسلامی ایفا نموده باشم.

منابع و ماخذ
1-کتاب رمزموفقیت استاد مطهری
نویسندگان: حمید نگارش و علی باقی نصر آبادی
2-سایت اینترنتی شهید مطهری
3-نشریه خبری تحلیلی سراج بسیجی شماره 46
 

    
 

 
 
<!-- Inject Script Filtered --> <!-- Inject Script Filtered -->
دوشنبه 5 مرداد 1388  4:58 PM
تشکرات از این پست
jalil1373
jalil1373
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
تعداد پست ها : 10
محل سکونت : خراسان رضوی
سه شنبه 6 مرداد 1388  2:13 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها