0

راه رهبری_2

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

راه رهبری_2

 

ادامه ی داشتن قلب والديني به چه معنا است؟

 

والدين جايگاه زندگي فرزندانشان هستند. آن جايگاه زندگي را بوجود مي‌آورد، آن جايگاه، زهدان زندگي، عشق و حفاظت است. آن جايگاه از زندگي حفاظت كرده، آن را پرورش داده و به آن عشق مي‌ورزد.

 

***

 

 وقتيكه پس از خوردن غذا، در روستائي از مقابل خانة يك فقير عبور كرده و مرد يا زن فقيري را مشاهده مي‌كنيد، بايد اشك بريزيد. اين بايد طرز رفتار و تلقي شما باشد. همانطور كه از برابر آن خانه عبور مي‌كنيد بايد خدا را صدا زده و با سري به پائين افتاده همراه با اشك به دعا بپردازيد، "دليل فقر بسيار زياد آنها اين است كه اجداد بشري اشتباه مرتكب شده و سقوط كردند. از آنجائيكه من با مأموريتي والديني به اين روستا آمده‌ام، بايد براي آنها احساس مسئوليت كنم، ولي من در طي يك سال گذشته تا چه اندازه توانسته‌ام براي آنها كاري انجام دهم. من به هيچ صورتي براي تو منفعتي نداشته‌ام." خانمها و آقايان، آيا هرگز تا به حال چنين قلبي داشته‌ايد؟ اين راه اصل است.

بعلاوه وقتيكه شما در روستا، كودكاني را مي‌بينيد كه به اندازة كافي غذا نخورده و بسيار فقيرانه لباس پوشيده‌اند، بايد قلبتان به درد آيد. شما شبانه روز بايد غرق در افكار و انديشة بسيار باشيد، "چه كسي مسئول رنج و عذاب اينچنين شما است؟ من مسبب اين امر هستم. براي اينكه اين روستا به سوي خدا برود، پلي لازم است و آن پل بسوي قابيل نميتواند تأسيس شود، مگر اينكه متمركز بر من كه در مقام والدين به اين روستا آمده‌ام پايه‌اي بنا شود. آنها بدون چنين پايه‌اي، و بدون ايجاد ارتباط با والدين، نمي‌توانند بسوي پادشاهي بهشتي بروند. چون آنها، روستائيان و من عهد و ميثاقي مشتركي داريم، من بايد صرفنظر از اينكه زنده‌ام يا مرده، مسئوليت خودم را بعنوان والدين به انجام برسانم." اين طرز تلقي قلبي است كه رهبران منطقه‌اي قرار گرفته در مقام والدين، بايد از آن برخوردار باشند.

شما در مقام والدين، وقتيكه قاشق و چنگال خود را براي صرف غذا برمي‌داريد، تنها زماني بايد بتوانيد غذا را ميل كنيد كه از جانب مردم گرسنة روستا (با اين بيان) به شما اجازه داده شود، "نگران ما نباش، و غذايت را ميل كن، چون تو همواره به ملاقات ما مي‌آئي و تمامي غذايت را با ما تقسيم مي‌كني." اين نحوة برخورد والدين است. آيا والديني با فرزندانشان مي‌توانند به تنهائي غذا بخورند؟ همانطور كه والدين مواد غذائي را بين فرزندانشان تقسيم كرده و به آنها مي‌گويند كه ميل كنند، در ميان آنها فرزند بالغ خواهد گفت، "پدر، مادر، اكنون همه چيز براي ما فراهم است، بنابراين شما نيز ميل بفرمائيد." اين تنها زماني است كه آنها در مقام والدين مي‌توانند خوردن غذا را آغاز كنند. شما در اين چنين موقعيتي قادر هستيد تا با قلبي عاشق و اميدوار غذا ميل كنيد. آن مواد غذائي افسرده نبوده بلكه شاد و خوشحال خواهند بود، آنها غذاي نااميدي و يأس نبوده بلكه غذائي مملو از اميد هستند. جايگاهي را كه آن والدين و فرزندان از آن غذا استفاده مي‌كنند، هرگز با پاياني مرگبار روبرو نخواهد شد، بلكه موقعيتي است كه در آن عهد و ميثاق قوانين اخلاقي، عهد و ميثاق بهشت و زمين به شكلي نوين تأسيس خواهد شد. بنابراين آن غذا، غذائي متبرك و پايه‌اي براي اساس شادي و خوشحالي خواهد بود. آيا قلب والديني نبايستي آرزوي آن را داشته باشد كه هرگز از چنين مقام و حالتي سقوط نكرده و دور نشوند؟

وقتيكه كودكان لاغر و نحيفي را مشاهده مي‌كنيد كه گرسنه و با لباسهائي فقيرانه در كوچه و خيابان بازي مي‌كنند، بايد آنها را بسان فرزندان خودتان به آغوش بگيريد. اگر قادر به انجام اين كار نيستيد، احساس شرم و خجالت شما بايد بيشتر از والديني باشد كه نسبت به فرزندان خود احساس مسئوليت نكرده، يا والديني كه مسئوليت خود را در ارتباط با فرزندانشان به دايه‌اي سپرده‌اند، يا اينكه مسئوليت خود را به خانه‌اي سپرده‌اند كه به جاي آنها از فرزندانشان نگهداري كنند. اين عهد و ميثاق قلب مي‌باشد. اگر فرزندان شما همان كودكان لاغر و نحيف مشغول بازي در كوچه و خيابان باشند، آيا آنها را به آغوش نگرفته اشك نخواهيد ريخت تا حدي كه استخوانهايتان گداخته شده و بدنتان از درد به خود بپيچد؟

در طي دوره‌هاي بازسازي تاريخي، چقدر متبرك و با ارزش است رابطة نسب خوني كه حتي براي هزاران سال بدون تشخيص والديني كه وجود داشته‌اند به اين سوي و آنسوي سرگردان بوده، بسوي دشمن كشيده شده ولي نابود نشده و بعنوان يك بذر باقي مانده است؟ ما بايد بخاطر اين مرحمت الهي قدردان باشيم، كه به من (ما) اجازه داد تا در اين مقام قرار گرفته تا كشور من نابود نشده و بازماندگان من به حيات خود ادامه دهند. وقتيكه شما متمركز بر اين فهم اين طرز تلقي قلب والديني را تغذيه كنيد، هرگز گرسنه نخواهيد ماند. شما نبايد قبل از تجربة گرسنگي از جانب روستائيان گرسنه باشيد. زيرا اگر شما حتي بعد از چنين وضعيتي به گرسنگي دچار شويد، آنگاه تمامي روستا محكوم به نابودي است.

وقتي كه شما با مشكلاتي روبرو مي‌شويد، اجداد خوب شما خواهند آمد و پا درمياني خواهند كرد. چون اجداد خوب - در مقام بندة بنده- پيشاپيش شما - در مقام بنده- خواهند رفت تا راه را براي شما آماده كنند. از اينرو، پديده‌هاي روحي، چون بسيج دنياي روح براي كمك به بازماندگانش روي خواهد داد.

 

***

 

 به همين دليل شما بايستي از قلب والديني برخوردار باشيد. شما بايد قلب والديني را دارا شويد كه مالك و صاحب شده‌اند. به همين دليل، ما موعظه مي‌كنيم كه "بيائيد تا با قلبي والديني در لباس خدمتكار، براي دنيا عرق، براي بشريت اشك، و براي بهشت خون بيافشانيم." روزي كه شما به اين هدف نائل شويد، راهي جز اين نداريد كه نمايندة والدين بشويد. اگر والدين شكايت كنند، آنگاه فرزندان چه خواهند كرد؟ آن فرزنداني كه بگويند، "اوه، نه، اين فجيع و منحوس است." خواهند مرد. وقتي والدين گريه كنند، فرزندان سعي مي‌كنند تا به جاي آنها بميرند. شما بايد اين نكته را بخوبي درك كنيد.

شما بايد انديشه‌هاي سه فاعل بزرگ را بدانيد. شما براي اينكه خود استادي راستين بشويد، بايد قلب معلم راستين و قلب والدين راستين را دارا شويد. در اين مسير تمامي فاعلها يگانه و متحد خواهند شد. اگر شما مي‌خواهيد يك رهبر خوب شده و بر صندلي رياست يك كمپاني تكيه بزنيد، بايد به كاركنان شركت در صورت عدم هيچگونه آموزشي، تعليم دهيد. شما بايد خود را براي بازآفريني ديگران بگذاريد و از آنها مردمي برخوردار از عشقي مشابه خود شما بسازيد. وقتي شما در مقام رياست كمپاني قرار گرفتيد كه مي‌تواند نمايندة مقام والدين و معلم باشد، آنگاه قادر هستيد تا استادي راستين بشويد.

***

زندگي يك رهبر از اهداء كردن چيزها "بطور قلبي" به ديگران شكل مي‌گيرد. اگر شما رهبر يك هزار نفر هستيد، استاندارد قلبي شما بايد بالاتر از هر كدام از آن مردم باشد.

 

***

تصور كنيد كه رئيس جمهور يك كشور پدر آن كشور، سرور و خداي آن كشور است. اگر خدا خودش را فدا كرده است، آنگاه آن رئيس جمهور ايده‌آل بعنوان نمايندة همة مردم و در مقام خدا، بايد راغب باشد تا وجود خود را بطور كامل براي خاطر كشور فدا كند. چنين كشوري در صورت داشتن يك چنين رهبري پيروز و كامياب خواهد شد.

***

خدا داراي آرمان و آرزوئي است، او نقشه اي نيز دارد، و نقطة مركزي تحقق خواست خدا عشق راستين است. عشق راستين از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟ عشق راستين از اين طرز تلقي سرچشمه مي‌گيرد كه مي‌گويد، "حتي اگر بميرم و حتي اگر بدنيا آمده و باز هم بميرم، بدون هيچ قيد و شرطي به مفعول هاي عشقم و كشورم عشق خواهم ورزيد."

آنگاه، نتيجه چيست؟ رؤساي جمهوري كه از زوج خود طلاق گرفته يا جدا شده‌اند، بايد اين امر را حتي براي يك خانواده در سطح كشور يك اصل بنيادي در نظر بگيرند. اگر همسر رئيس جمهور او را ترك كند، پس از آن او همچنان بايد به زندگي براي خاطر كشور ادامه بدهد. انسان، والاترين موجود در آفرينش خدا است. ما بايد بهتر از بقية موجودات آفرينش باشيم. ما والاترين موجودات جهان آفرينش هستيم.

چه پرنده‌اي است كه وقتي به جوجه‌هايش نزديك شويد به شما حمله‌ور مي‌شود؟ پرندة كوچكي در آمريكاي لاتين وجود دارد كه در صورت نزديكي ديگران به جوجه‌هايش رفتاري بسيار خشونت آميز خواهد داشت. اگر حيوانات زندگي خود را براي اولاد خود فدا مي‌كنند، ما چقدر بيشتر از اين بايد زندگي خود را فدا كنيم؟

برنامة آموزشي

ارزش‌هاي ونگو

 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 1 اسفند 1390  9:29 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها