عشق خدا مطلق است. بر طبق اين اصل بهشتي است كه رابطة شوهر و زن نميتواند شكسته شود. جامعة سقوط كرد بشري اين ديدگاه را از دست داده است و ميبايد طوري بازسازي شود كه گوئي ممكن است به زادگاه اصيل بازگردد. هنگاميكه اين بازسازي به واقعيت درآيد، سازمان صلح جهاني هدفش را اجابت خواهد كرد. در آن نقطه بهشت خانوادگي بهشت ملي شده، بهشت ملي بهشت جهاني شده و بهشت جهاني پادشاهي بهشتي در دنياي روح خواهد شد. اين نقطهاي خواهد شد كه ما در آن حداقل به صلح جهاني دست خواهيم يافت.
موقعيتي كه در آن شوهر و زن ازدواج كرده و با عشق راستين يكديگر را دوست ميدارند، قصر بهشتي است كه منشاء عشق، زندگي و نسب خدا و بشريت ميشود. اين نقطة آغازين براي ايدهآل پادشاهي بهشتي بر روي زمين و در دنياي روح ميباشد.
وقتي فرزندان كه ميوة چنان عشق راستيني هستند در مقام شوهران و زنان به اتحادي كامل نائل ميشوند، خانوادههائي بوجود ميآورند كه در ملازمت به خدا زندگي ميكنند. آنها پايهاي تشكيل ميدهند كه براساس آن صلح و تمامي ايدهآلها ميتوانند اجابت شوند. سپس مرد و زن كه هر كدام نمايندة يك جهت هستند، در خانوادههايشان عشق راستين را به كمال خواهند رساند.
خدا متمركز بر عشق راستين انسان را بعنوان وجودي با ارزش نامحدود به كمال ميرساند. هنگاميكه اين عمل انجام شد خدا نيز كمال عشق راستين را مشاهده خواهد كرد كه همان اجابت شدن ايدهآل خانواده، اجابت شدن ايدهآلش براي آفرينش و گهوارة ايدهآل عشق راستين ابدي است. از نقطه نظر خانوادة آدم و حوا، خدا اولين جد، آدم و حوا دومين جد و فرزندانشان سومين جد هستند.
يك وفاداري متمركز بر خدا ...! خانوادة آدم و حوا وفاداري متمركز بر خدا را بوجود ميآورند. خدا در مقام پدربزرگ و مادربزرگ قرار دارد. آدم و حوا در مقام والدين و نسل آدم و حوا در مقام فرزندان هستند. به اين ترتيب الگوي اصيل سه نسل در يك خانواده به واقعيت در ميآيد. با توجه به الگوي اصيل، پدربزرگ و مادربزرگ در مقام شاه و ملكة دنياي روح، نمايندة خدا و پادشاهي بهشتي در دنياي روح هستند، آنها ميبايد همانگونه كه به خدا احترام ميگذاريم مورد احترام قرار گرفته و به آنها افتخار شود.
والدين در مقام مركزي شاه و ملكة خانواده، نمايندة پادشاهي بهشتي در دنياي كنوني ميباشند. درست همانطور كه به شاه و ملكة دنياي كنوني احترام ميگذاريم، بايد به آنها نيز احترام گذاشته و افتخار كنيم.
فرزندان در خانواده در مقام شاهزاده و شاهدخت هستند، آنها ميبايد در مقام افرادي كه پادشاهي بهشتي آينده را بر روي زمين و در دنياي روح به ارث خواهند برد دوست داشته شوند.
به اين ترتيب اعضاي خانوادة آدم و حوا قرار بود وفاداري متمركز بر خدا تشكيل داده و قرار بود تا زمانيكه به بهشت و دنياي ابدي نقل مكان ميكنند در صلح و آرامش بر روي زمين زندگي كنند. تنها در چنان دنياي بهشتي ميل، آزادي، آرزو، صلح و خوشحالي ميتواند به واقعيت درآيد و اين هدفي است كه بشر ميبايد آن را اجابت كند.
يك فلسفه و قانون صلح
بعنوان نمايندگان محترم كشورها، هر يك از شما دورة مهمي از زندگيتان را با تلاشي خستگيناپذير براي كشورتان و براي دنيا سپري كردهايد.
بعنوان نتيجة تلاشهاي فداكارانة شما، امروز بشريت از شرايطي كه در مقايسه با قبل توسعة بيشتري يافته است، لذت ميبرد. دنياي ايدهآل آزادي و صلح كه آرزوي ديرينة همة انسانهاي دنيا ميباشد اجابت نشده است. حتي در اين ساعت مردم بسياري در نقاط مختلف دنيا بعنوان نتيجة تضاد و مجادلة ميان مردم، نژادها، و مذاهب از گرسنگي و درد ميميرند.
من بعنوان يك رهبر مذهبي به نداي خدا پاسخ داده، تمام زندگيام را با هدف نجات بشريت از جنگ و گناه، و تأسيس دنياي صلح سپري كردم. در نتيجة اين فراخواني، من در ارتباط با صلح، قانون و فلسفة روزانهاي را يافتم كه يك فلسفة پيشرو ميباشد. امروز در اين سخنراني مفادي چند از اين قانون را برايتان مطرح كردهام.
ديدگاه الوهيت و فلسفة پيشرو اين است كه صلح جهاني با هيچكدام از ايدئولوژيهاي سياسي گرايش يافته بسوي قدرت و يا گفتگوهاي متمركز بر صلح جسمي به واقعيت در نخواهد آمد. صلح تنها هنگامي بدست ميآيد كه همة مردان و زنان در عشق و حقيقت خدا سهيم شده و آنها را به اجرا در آورند. از فرد آغاز شده و به خانواده، جامعه، ملت، و دنيا گسترش مييابد تا يك خانوادة گستردة جهاني را شكل دهد.
از اين نقطه نظر، هدف اساسي از تأسيس "سازمان صلح جهاني" ارتقاء دادن آموزش مرتبط با صلح راستين براي تحقق صلح در جوامع، ملل مختلف و دنيا ميباشد. اميدوارم كه تمامي حضار در اينجا بهشت خانوادگي را اجابت كرده و براي تحقق صلح جهاني نقشهاي عظيمي را ايفاء كنيم.
دعا ميكنم كه خدا به هر يك از شما بركت دهد.
بعلاوه جهان هستي تنها به كساني خير مقدم خواهد گفت كه قلبشان به قدري گسترده است كه ميتوانند بگويند "جهان هستي زادگاه و سرزمين پدري من است." و ميتوانيم اين به اين نتيجه نائل شويم كه براي پسر و دختر راستين خدا شدن ميبايد بوسيلة افراد، خانوادهها، ملل، دنيا و سرانجام جهان هستي پذيرفته شويم.
عشق ميبايد حقيقت مركزي باشد، ولي نميتواند عشقي باشد كه با داشتن چنان شعاع باريكي نتواند به وراي سطح فردي يا ملي رفته و دنيا و جهان هستي را در آغوش بگيرد. ما به سنت بزرگي از عشق احتياج داريم تا بتواند وابستگيهاي فردي را از بين برده و جهان هستي را در آغوش بگيرد اگر هر كسي بتواند چنان سنتي از عشق را به واقعيت درآورد تا ابد بر روي زمين باقي خواهد ماند.
چون پول موقتي بوده و حتي معلومات تغيير ميكند، لازم است به ارزشي دست پيدا كنيم كه همواره سير صعودي داشته باشد. در كجا بايد جستجو كنيم؟ براي آنكه خانواده را واحدي استوار براي ابديت بسازيم، احتياج به نيرو داريم. ميبايد جامعه را واحدي استوار بسازيم كه بتواند تا به ابديت ادامه داشته باشد و ملت ميبايد واحدي استوار باشد كه بتواند تا ابديت ادامه دهد.
هنگاميكه دوستانتان به ديدن شما ميآيند، از آنها نگه داري كرده، با آنها بخوبي رفتار كنيد تا بگويند "خانة شما بهتر از خانة من است، اين غذا خوشمزهتر از غذائي است كه در خانهام ميخورم. آيا ميتوانم يك شب ديگر در اينجا بمانم؟" هنگاميكه خانة خود را مكاني ميسازيد تا هر دوست يا ميهماني حتي با ترك كردن خانوادة خود تمايل داشته باشد به نزد شما آمده و با شما زندگي كند، آنگاه شما پادشاهي بهشتي را در خانوادة خود خواهيد داشت.
انساني كه كاملاً بخاطر دنيا و بشريت زندگي ميكند نميتواند در ازدواجش شكست بخورد. ازدواج براي آن فرد بخشي از دوست داشتن دنيا است. قطع نظر از اينكه نامزد او چه كسي است، اين ازدواج به موفقيت منجر خواهد گرديد. زيرا هر دو با يكديگر همان هدف را دنبال ميكنند و كاملاً مطمئن هستند كه ازدواجشان موفقيت آميز خواهد بود. بايد بگوئيم، "من نه بخاطر خودم بلكه بخاطر خدا ازدواج ميكنم، ميخواهم تا خدا و بشريت را بيشتر دوست داشته باشم. خودم به تنهائي نميتوانم آن را انجام دهم، به همين منظور به زوج ابديام احتياج دارم." اين مفهوم زيبائي از ازدواج است. براي دوست داشتن بيشتر خدا، به يكديگر كمك كرده و در بارة روشهاي عملي كردن ايدهآلتان با يكديگر صحبت ميكنيد. چه زوج زيبائي!
برنامة آموزشي
ارزشهاي ونگو